ولایت

از ویکی منجی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۱۳ توسط مهدی شجریان (بحث | مشارکت‌ها) (مباحث معاصر)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

ولایت به معنای سرپرستی و حق تصرف، و در اصطلاح شیعه غالبا به معنای سرپرستی معصومان از جانب خداوند بر بندگان است. ولایت بر دو گونه است: تشریعی و تکوینی و برای ولایت تشریعی نیز گونه‌هایی ذکر شده است.

قرآن کریم، حق ولایت را منحصر در خداوند می‌داند. او این حق را به هر کسی که بخواهد، واگذار می‌کند. بر اساس متون دینی، خداوند به پیامبران، امامان و فقیهان اجازه إعمال ولایت و جواز تصرف داده است.

هرچند ولایت تشریعی که ولایت بر تشریع احکام شرعی است، تنها در اختیار خداوند است و جز در چند مورد محدود که به پیامبر اسلام واگذار شده، به هیچ موجود دیگری اجازه تشریع داده نشده است. مهمترین ویژگی ولایت در حجیت سخن فرد ولی و لزوم اطاعت از دستورات او است.


مفهوم شناسی

ولايت، مصدر از ماده ولی می‌باشد. معنای اصلی این ماده عبارتست از قرار گرفتن چیزی در کنار چیزی دیگر به نحوی که فاصله‌ای میان آن‌ها نباشد.[۱] به همين مناسبت، اين كلمه درباره نزديكى به كار رفته است؛ خواه نزدیکی مكانى و خواه نزدیکی معنوى.[۲]

ولی نیز از این ماده گرفته شده است و از اسامی خداوند است [۳] و در بیست و هفت معنا به کار رفته است كه برخی از این معانی عبارتند از: سرپرست، حاکم، مدبر و متصرف در امور، مُطیع و تابع، سزاوارتر، نزدیک و قریب، تبعیت کننده دوستدار، دوست، ياور، هم قَسَم، هم پيمان، همسايه، حافظ نسب، خويشاوند و عمو زاده، آزادكننده و آزاد شده.[۴]

از نظر اصطلاحی، ولایت عبارتست از يك نحوه نزدیکی و قُربى كه مجوز نوع خاصى از تصرف در امور مرتبط با دیگران مى‌‏شود.[۵]

امکان ولایت انسان

بر اساس آیات قران کریم، خداوند که آفریننده انسان و پروردگار اوست، حق اعمال ولایت بر انسان را دارد و تنها او ولیّ بندگان است.[۶] بنابراین، ولایت با تمامی اقسامش مختص خداوند متعال است و تنها اوست که ولی است و جز او کسی حق اعمال ولایت بر بندگان را ندارد.

برخی از انسانها، این ولایت را می‌پذیرند و خود را در سرپرستی خداوند قرار می‌دهند و برخی دیگر، از ولایت او فرار کرده و خود را در ولایت شیطان قرار می‌دهند. مومنان، ولایت خداوند را پذیرفته‌اند[۷] و خداوند نیز آنان را سرپرستی می‌نماید و آنان را به سرمنزل سعادت می‌رساند و از ظلمت گمراهی و ضلالت به وادی نور رهنمون می‌گردد.[۸]

اما کسانی که ولایت او را نمی‌پذیرند، ولایت بتها و طاغوت را قبول نمودند،[۹] در حالی‌که خیال آنان باطل است و اولیای کافران ولایتی بر دیگران ندارند:[۱۰] و فقط خداست که توان اعمال ولایت دارد و در امور تکوینی توان و حق دخالت در عالم تکوین را دارد و تنها اوست که در زمینه تشریع و قانونگذاری، با وضع قوانین و احکامی که دین وآموزه های دینی نامیده می‌شود، اختلاف‌های اجتماعی را برطرف می‌نماید و مردم را به سوی سعادت زندگی دائمی رهنمون می‌سازد.[۱۱]

خداوند، ولایتش را به تعدادی از بندگانش که لیاقت دارند، تفویض کرده است. البته ولایت این افراد، در کنار ولایت خداوند نیست، بلکه در طول ولایت خداوند قرار دارد و این افراد به صورتی إعمال ولایت می‌کنند که خداوند می‌خواهد و مورد رضایت الهی است.

اقسام ولایت

ولایت تکوینی

ولایت حقیقی یا تکوینی عبارتست از توانایی تصرف در هر چیزی و تدبیری هر چیزی به هر صورتی که شخص ولی بخواهد. [۱۲] همچنین، به معنای داشتن قدرت و اختیاری در امور تکوینی و داشتن قدرت تصرف در امور جهان و برهم زدن نظم عادی آن است.[۱۳]

ولایت در تکوین در اصل متعلق به خداوند است و بر اساس توحید ربوبی، تنها خداوند است که با قدرت خود و جاری کردن ولایتش، جهان را اداره می‌کند و ربوبیت و سرپرستی خویش را به شکل‌های مختلف اعمال می‌کند.[۱۴] در قرآن کریم در مورد ولایت تکوینی خداوند بیان شده است، که خداوند ولی مومنان است و آنان را از ظلمات به سوی نور می‌برد.[۱۵]

خداوند متعال در قرآن کریم در موارد متعدد بیان داشته است که ولایت منحصر در خداست و از غیر خدا کاری ساخته نیست و توجه به غیر خدا زیان بار می‌باشد. چنان‌که در آیه‌ای بیان می‌کند که ظالمان، ولی و یاوری ندارند و کسانی که افراد دیگری، غیر از خدا را به عنوان ولی و سرپرست خود برگزیده‌اند سرزنشت نموده و می‌فرماید، تنها خداوند ولی بندگان است و اوست که مردگان را زنده می‌نماید و اوست که بر هر کاری تواناست.[۱۶]

ولایت تشریعی

ولایت تشریعی، دو معنای خاص و عام دارد. در معنای عام، هر نوع سرپرستی و ولایتی که مستلزم دخالت در امور تکوینی عالم نباشد، ولایت تشریعی گفته می‌شود. این نوع از ولایت، شامل ولایت تفسیری، ولایت سیاسی و ولایت تشریعی به معنای خاص می‌شود. این ولایت عبارت است از ولایتی که پذیرش آن بر خلاف ولایت تکوینی، اختیاری بوده و هیچ اجباری در آن وجود ندارد. همانطور که قرآن کریم پذیرش دین خدا و ولایت او را اختیاری دانسته و کسانی که ولایت او را نپذیرفته‌اند را از تحت ولایت خویش خارج دانسته و تنها خود را ولی کسانی که ایمان آورده‌اند معرفی می‌کند.[۱۷]

علامه طباطبایی در توضیح این قسم از ولایت، بیان می‌کند: ولایت تشریعی عبارت است از قیام به تشریع و دعوت، تربیت امت و حکم و قضاوت در امور و اختلافات آنها. و خداوند به همین معنا، پیامبرش را ولی مومنان دانسته است.[۱۸]

در معنای خاص، ولایت تشریعی عبارت است از ولایت بر وضع شریعت و جعل احکام دین. این نحوه ولایت دارای اقسام چندگانه‌ای است که برخی مختص به رسول اکرم(ص) بوده است و برخی دیگر مربوط به حاکمان دینی است. بر اساس روایات، این حق به امامان شیعه نیز تفویض شده است.[۱۹]

در برخی روایات بیان شده که پیامبر(ص)، در چند مورد، حکم شرعی را خودش قرار داد؛ مانند دو رکعت آخر نمازهای چهار رکعتی که پیامبر اکرم (ص) آن را واجب کرد.

البته این نوع از ولایت تشریعی، گاه تشریع و قرار دادن حکم شرعی، در حیطه احکام اولیهاست و گاه در مورد احکام حکومتی و گاه صرفا تشخیص مصداق است و تطبیق موضوع یک حکم شرعی بر مصادیقش.

چنانکه امام علی را در یک دوره زمانی، به واسطه نیاز حکومت اسلامی، برای اسب‌ها نیز زکات قرار داد؛ در حالی‌که بر اساس حکم اولی، زکات شامل اسب نمی‌شود. این رفتار، در حیطه احکام حکومتی است نه احکام اوّلی.

در مورد نحوه اعمال این ولایت، اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی معتقدند که ولایت بر تشریع احکام اولیه، صرفا در اختیار خداوند است و هیچ کسی حتی پیامبر(ص) نیز توان قانونگذاری را ندارد؛ اما برخی دیگر، برای این امر استنثناهایی قرار داده‌اند که پیامبر اسلام و دوازده امام، جزء این موارد استثنا هستند.

برای ولایت تشریعی گونه‌هایی ذکر شده است از جمله:

ولایت اجتماعی

ولایت اجتماعی یا زعامت، به معنای حق سرپرستی و رهبری اجتماعی و سیاسی است. بر اساس آیات قرآن کریم، حکم تنها از آن خداوند است و تنها اوست که دارای مقام سرپرستی و ولایت بندگان است. این امر، شامل تمام انواع و نحوه‌های ولایت، از جمله ولایت اجتماعی و رهبری می‌شود. اما از آنجا که خداوند مستقیما و بدون واسطه نمی‌تواند در جهان مادی رهبری کند، بنابراین، این ولایت را به برخی انسان‌ها تفویض کرده است. بر این اساس، خداوند به برخی انسانها این مقام را عطا کرده تا بر اساس دستورالعمل‌های او، جامعه به سمت تکامل به پیش برود [۲۰]

این مقام منحصر به برخی پیامبران نبوده است، هرچند تنها تعداد انگشت شماری از آنان، حکومت امت خود را در اختیار داشتند و دارای مقام رهبری سیاسی نیز شدند. رسول اسلام، آخرین پیامبری بود که توانست در مدت ۱۰ سالی که در مدینه حضور داشت، رهبری جامعه را نیز برعهد داشته باشد. پس از ایشان، بر اساس روایات، این مقام به امامان شیعه رسید و به دستور خداوند، پیامبر در روز غدیر خم مأموریت یافت تا امامت و رهبری و خلافت امام علی را به اطلاع مردم برسانند و از آنان برای امام بیعت بگیرد.[۲۱]

این معرفی آنقدر دارای اهمیت بود که در ادامه این آیات، به ایشان وحی شد چنانکه این ماموریت خود را انجام ندهد، تمامی زحماتش بر باد رفته و گویا پیامبری خداوند را انجام نداده است. بر این اساس، شیعیان معتقدند که پس از پیامبر اسلام، منصب و مقام رهبری جامعه تنها در اختیار امام معصوم است و هیچ کسی حق ندارد چنین کاری را بر عهده بگیرد.

ولایت تفسیری

این قسم از ولایت به این معناست که عده‌ای از بندگان خاص خدا به واسطه بهره‌مندی از علم لدنی و خدادادی و آگاهی از منظور خداوند در آیات کتاب‌های آسمانی، به تفسیر و توضیح کلام الهی پرداخته و ابهام‌های موجود در آن‌را بر طرف و دین خدا را از انحراف و تحریف معارف و احکام پاسداری نمایند.[۲۲] تا زمانی پیامبران الهی وجود داشتند، این کار، بر عهده پیامبران تبلیغی بود. این مسئولیت بر عهده بیشتر پیامبران بود و بیشتر پیامبرانی که از سوی خداوند برای هدایت بندگان ارسال شده بودند، از این گروه بوده‌اند. این افراد، به تفسیر پیام الهی و شریعت پیامبر پیشین می‌پرداختند. این مقام که ناشی از مرجعیت علمی ایشان و مستلزم حجیت کلام ایشان در تفسیر کتاب خدا و تبلیغ دین خدا بود، بعد از رسول گرامی اسلام، به عنوان یکی از وظایف و حکمت‌های وجودی امامان مطرح شده است.

اولیاء

  • خداوند: بر اساس متون دینی، ولی حقیقی، خداوند است که ولایت او، از ناحیه کسی به او داده نشده است. قرآن کریم نیز در آیات متعدد به این مسئله اشاره دارد؛ چنانکه در آیه ۲۵۷ سوره بقره به این مسئله اشاره شده است.
  • پیامبران الهی، نیز در طول ولایت خداوند و به واسطه اجازه و اذن او، مجاز به إعمال ولایت خویش در بندگان هستند. این ولایت شامل تمام اقسام ولایت، به غیر از ولایت تشریعی به معنای خاص است که همان ولایت بر جعل و تشریع احکام اولیه دین است؛ البته رسول اکرم(ص)، در میان پیامبران، تنها پیامبری است که در چند مورد محدود مجاز به تشریع حکمی اولی بودند. مواردی مانند اضافه کردن دو رکعت آخر به نمازهای چهار رکعتی و یک رکعت به نماز مغرب، استحباب نمازهای نافله روزانه، یا استحباب سه روز روزه در هر ماه.[۲۳]
  • امامان معصوم، نیز به دنبال ولایت رسول اسلام (ص)، مجاز به اعمال ولایت هستند، هم دارای ولایت تکوینی هستند، هم ولایت تفسیری و هم ولایت سیاسی و زعامت و رهبری امت.
  • فقیه جامع شرایط، که بر اساس برخی روایات برخی فقهاء با شرایطی اجازه إعمال ولایت را دارد. این قسم از ولایت را ولایت فقیه می‌نامند.

در متون فقهی، نوعی ولایت محدود نیز برای برخی از افراد قرار داده شده است؛ مانند ولایت پدر و جد پدری بر فرزند و نواده‌ها و ولایت مومنین بر افراد محجور و سفیه. تفاوت این قسم از ولایت با ولایت‌های قبلی در محدودیت این قسم به مواردی خاص است.[۲۴]

مهمترین ویژگی

حجیت کلام، یکی از لوازم جدانشدنی از ولایت شخص ولی است. کسی که دارای ولایت در یکی از زمینه‌های حقیقی و اعتباری است، حتما کلامش در آن زمینه، حجیّت داشته و اطاعت از آن لازم خواهد بود.

مباحث معاصر

در دوره معاصر، مباحثی در زمینه ولایت امامان شیعه و ارتباط آن با خاتمیت پیامبر(ص) مطرح شده است. برخی معتقدند که اعتقاد به ولایت امامان شیعه، چه ولایت تکوینی، ولایت تشریعی و چه ولایت تفسیری، با خاتمیت ناسازگار است.[۲۵]

در مقابل، متکلمان پاسخ‌هایی را به این ادعاها داده‌اند. بر اساس آن، ولایت نه‌تنها منافاتی با خاتمیت ندارد، بلکه مهم‌ترین ویژگی امام معصوم است؛ زیرا به واسطه دائمی بودن دین اسلام و کامل بودن دین اسلام و زمان کمی که پیامبر برای تبلیغ اصول و فروع دین داشته است، نیاز به امامی است که سخنش حجت بوده و مردم بتوانند به حرف او اعتماد کنند؛ بنابراین باید دارای ولایت باشد؛ هم در توضیح و تفسیر دین و هم در بین احکام.[۲۶]

منابع

  • راغب، حسین بن محمد، مفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار العلم، ۱۴۱۲ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، ولایت در قرآن، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۷.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر، ۱۴۱۶.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، ۲۰۰۰م.
  • طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، نشر اسلامی، ۱۳۷۸.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ پنجم، ۱۴۱۷.
  • سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۵.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳.


پانویس

  1. راغب، ص۸۸۵
  2. جوادی آملی، ص۱۸و۱۹
  3. ابن منظور، ج۱۵، ص۴۰۷
  4. امینی، ج۱، ص۶۴۱
  5. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۲
  6. ام اتخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی و هو یحیی الموتی و هو علی کل شیء قدیر(سوره شورا، آیه ۹)
  7. ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا(سوره محمد، آیه ۱۱)
  8. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا یخرجهم من الظلمات الی النور (سوره بقره، آیه ۲۵۷)
  9. وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
  10. وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى‏ لَهُمْ (محمد، آیه ۱۱)
  11. طباطبایی، المیزان، ج۱۸، ص۲۳۱
  12. طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۱۳
  13. مطهری، ولاها و ولایت‌ها، ص۵۶و۵۷
  14. جوادی آملی، ص۱۲۸
  15. بقره، آیه۲۵۷
  16. شوری، آیه۸ و۹
  17. سوره بقره، آیه۲۵۶و۲۵۷
  18. طباطبايی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳
  19. کلینی، ج۱، ص۲۶۸؛ مفید، الاختصاص، ص۳۳۱
  20. مطهری، ولاها و ولایت‌ها، ص۵۰-۵۲
  21. سوره مائده، آیه ۶۷
  22. طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۳۱و۳۲
  23. ر.ک: کلینی، ج۱، ص۲۶۶
  24. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: ولاها و ولایت‌ها، مرتضی مطهری
  25. سروش، ص۱۳۴
  26. طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۳۱و۳۲