نبوت

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

نبوت به معنای پیغام‌آوری از جانب خداوند برای هدایت انسان‌ها است. برای تحقق هدف آفرینش و رسیدن انسان به کمال مطلوب، ارسال پیامبران ضرورت دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های پیامبران بدین قرار است: دریافت وحی، معجزه و عصمت.

آموزه نبوت را از اصول دینبه شمار آورده‌اند که باور به آن شرط مسلمانی است. این آموزه در اسلام به معنای پیامبریِِ حضرت محمد(ص) و پیامبرانی است که در قرآن یا سنت نبوی از آنان یاد شده است. نبوت با حضرت آدم(ع) آغاز شده و بنابر آیه صریح قرآن ، با نبوت پامبر(ص) پایان یافته است. شیعیان و اهل سنت در این باور با یکدیگر همراه‌اند.


مفهوم شناسی

معنای لغوی

نبوت از ریشه نبأ یا نبو است. این ماده در زبان عربی در چند معنا به کار رفته است که عبارت‌اند از: خبردهنده، [۱] مکان مرتفع، [۲] خروج از مکان،[۳] راه روشن، [۴] و صدای مخفی.[۵]

رسالت اسم مصدر [۶] از ریشه "ر س ل" و به معنای پیام، کتاب، پیغمبری، مأموریت و فرستادگی است[۷] و جمع آن رسائل [۸] و رسالات [۹] است.

رسول نیز مصدر از ماده رسل است که در اصل به معنای برخاستن همراه با آرامش است و در اصطلاح دینی به معنای پیام ‌آور و فرستاده برای تبلیغ احکام [۱۰] و مطالبی است که به او وحی شده است. [۱۱]

تلفظ صحیح نبی

با توجه به نظر اکثر لغت شناسان، اگر نبی از ماده نبأ (همراه با همزه) گرفته شده باشد، لفظ نبی را هم با همزه (نبیء) می‌توان تلفظ کرد و هم بدون همزه (نبی). هرچند در این صورت، استعمال بدون همزه فصیح‌تر است؛ ولی اگر نبی از نباوة و نبوّة و به معنای عُلو و بلندیِ منزلت گرفته شده باشد، حتماً باید نبی را بدون همزه به کار برد. [۱۲]

معنای اصطلاحی

اندیشمندان اسلامی از هر مسلک و مرامی، تعریفی برای نبوت ذکر کرده‌اند. عده‌ای نبوت را با لوازم و ویژگی‌های آن بیان کرده‌اند و عده‌ای دیگر، سعی در ارائه تعریف دقیق و جامعی از آن داشته‌اند. ویژگی مشترک در تمامی این تعریف‌ها، چند نکته است:

  • نبی حتماً انسان است؛ [۱۳]
  • هدف دعوت، هدایت انسان‌ها است؛ [۱۴]
  • محتوای دعوت، معارف الهیو معارفی است که از جنبه نظری و عملی بر زندگی مردم و رساندن آنان به سعادت دنیا و آخرت مؤثر باشد؛[۱۵]
  • منبع خبر، خداوند است؛ [۱۶]
  • دریافت وحی بدون وساطت بشر دیگر است؛[۱۷]
  • نبی پیام الهی را به مردم ابلاغ می‌کند.[۱۸]

بنابراین می‌توان پیامبر را انسانی دانست که به جهت هدایت انسان‌ها برانگیخته شده تا معارفی را بدون واسطه انسانی دیگر، از مبدأ الهی دریافت و به مردم ابلاغ نماید.[۱۹]


ویژگی‌های انبیاء

ارتباط با عالم غیب

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی پیامبران الهی، توانایی آنان در ارتباط با عالم غیب و دریافت پیام‌های الهی از طریق وحی می‌باشد. وحی در اصطلاح دینی به معنای آموزه‌ای ویژه و آگاهی قطعی است که از ناحیه خداوند، به برخی از انسان‌های برگزیده عطا می‌گردد و نتیجه آن گشوده شدن روزنه‌ای به عالم غیب وافق‌های نوینی از آسمان معنا به روی انبیاء است. [۲۰]

توانایی ارائه معجزه

هر پیامبری که از جانب خدا مبعوث می‌شود از قدرت و نیرویی خارق ‏العاده برخوردار است و با آن قدرت، یک یا چند عمل انجام می‌دهد که بشر عادی قدرت انجام آنرا ندارد و مافوق قدرت بشر است. این کار نشان‏ دهنده بهره‌مندی او از آن کمک الهی و نیروی خارق‏ العاده الهی است و گواه راستین بودن دعوت او و آسمانی بودن سخن اوست.

این امر، معجزه نامیده می‌شود و عبارتست از امر خارق العاده‌ای که همراه با ادعای نبوت و تحدّیاست و کسی توان مقابله با آن و از بین بردن عمل او را ندارد. [۲۱]

عصمت

یکی دیگر از مشخصات پیامبران، مصون بودن آنان از انجام کارهایی است که موجب بی‌اعتمادی مردم به آن‌ها می‌گردد. عصمت از دیدگاه متکلمان امامیه، عبارت است از امتناع و خودداری اختیاری انسان از انجام گناه به واسطه لطفی که خداوند در حق او انجام داده است.[۲۲] این ویژگی، ملکه نفسانی‌ای و لطفی از ناحیه خداوند به بنده‌اش است به نحوی که دیگر انگیزه‌ای برای ترک اطاعت یا انجام معصیت در او نیست، هرچند توان انجام معصیت را دارد.[۲۳]

عصمت پیامبران چندین حوزه را دربر می‌گیرد:

  • عصمت از شرک و کفر
  • عصمت در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی
  • عصمت در عمل به احکام شرعی
  • عصمت در تشخیص موضوعات احکام شرعی
  • عصمت از خطا در امور عادی روزمره.

ولایت

ولایت عبارتست از یک نحوه تقرب به خداوند که مجوز نوع خاصی از تصرف در امور دیگر انسان‌ها و سرپرستی آنان می‌شود. [۲۴] این ولایت بر دو قسم تکوینی، تشریعی می‌شود.

  • ولایت تکوینی یا ولایت بر تکوین

این ولایت عبارتست از سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرفی عینی در آنها که مستلزم تغییری در وضعیت آنان است. ولایت تشریعی نیز خود بر چند قسم است: ولایت تفسیری، ولایت اجتماعی و زعامت سیاسی، و ولایت بر تشریع احکام شرعی.

    • ولایت تفسیری: عبارت است از حق تفسیر و تبیین قرآن کریم به صورتی که خطایی در آن نیست.
    • ولایت اجتماعی: عبارت است از حق منحصر به فرد رهبری و حکمرانی بر دیگر انسان‌ها که از ناحیه خداوند به برخی افراد داده شده است.
    • ولایت بر تشریع احکام: عبارت است از حق وضع و تشریع احکام شرعی.[۲۵]

ولایت به تمام اقسامش، مخصوص خداوند است و در برخی موارد به پیامبران و انسان‌ها حق اعمال ولایت داده شده است. پیامبران دارای ولایت تکوینی و ولایت اجتماعی هستند و پیامبرانی که دین جدیدی نیاورده و دارای ولایت تفسیری نیز هستند.

اما در مورد ولایت بر تشریع احکام، نظر مشهور امامیه این است که تنها پیامبر اسلام(ص)، آن هم تنها در چند حکم خاص، چنین حقی داشته اشت و غیر از خداوند هیچ انسان دیگری حق ندارد حکم اولی شرعی بگذارد. این موارد خاص عبارتند از: اضافه نمودن دو رکعت بر نماز چهار رکعتی و رکعت سوم به نماز مغرب، استحباب سه روز در هر ماه، تحریم همه چیزهای مست کننده علاوه بر شراب.[۲۶]

حجیت کلام و لزوم اطاعت از وی

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم در پیامبران الهی حجیت کلام ایشان برای مردم است. این ویژگی پیامبران که ناشی از ولایت و عصمت آنان از گناه و خطا می‌باشد، بدین معناست که ضمانت کلام پیامبران به خاطر براهین و دلایلی که اقامه می‌کنند نیست، بلکه شخصیت ذاتی و حقوقی شخص رسول است، که تضمین کننده صحت کلام وی و تبعیت کردن مردم از آن می‌باشند؛ یعنی پس از آنکه مردم نبوت ایشان را قبول کردند، برای سایر مدعیات و پیام‌های آنان، دلیلی از آن‌ها نمی‌خواستند. [۲۷]

پشتوانه کلامش، شخصیت خودش است نه دلیلی که اقامه می‌کند. البته منظور این نیست که سخنان پیامبر، استدلال پذیر و معقول نیست، بلکه این سخن بدین معناست که وی برای سخنش دلیل نمی‌آورد. [۲۸] به واسطه وجود همین ویژگی در پیامبران الهی است که اطاعت از ایشان همسنگ با اطاعت از خداوند بر بندگان لازم و واجب دانسته شده است ([۲۹] و به مردم امر شده است که از دستورات پیامبران نیز همانند فرامین خداوند اطاعت نمایند. [۳۰]

علم غیب و خدادای

پیامبران الهی که به منظور رساندن بندگان به کمال و نزدیکی به درگاه خداوند، دارای ولایت باطنی و اجتماعی بوده‌اند، برای انجام بهتر وظایف رهبری و هدایت مردم، لازم بوده است که از تشریع احکام و ملاک‌های آن آگاه بوده و علم به برخی امور تکوینی داشته باشند. قرآن کریم از علم و حکمت به عنوان دو ویژگی پیامبران خدا نام می‌برد و آگاهی و علم ایشان را به چند امر متذکر می‌شود. قلمرو این علم در امور زیر بوده است: علم به کتاب‌های آسمانی دیگر، علم به اسمای الهی و امور تکوینی، [۳۱] علم به برخی علوم دیگر مانند آگاهی حضرت داود از نحوه ساخت زره، [۳۲] آگاهی حضرت سلیمان به زبان پرندگان و نحوه به کار گرفتن جن [۳۳] و یا اعطای علم تعبیر خواب به حضرت یوسف[۳۴] و علم غیب.

علم غیب عبارتست از آ گاهی نسبت به امور پنهان از حس که قابل مشاهده با حواس ظاهر نمی‌باشد. این علم مخصوص خداوند است که به کسانی که صلاحیت دارند واز این آگاهی سوء استفاده نمی‌کنند به میزان ظرفیت وجودی‌شان از این علم بخشیده می‌شود.[۳۵]

تعداد پیامبران

بر اساس برخی روایات پیامبران ۱۲۴ هزار نفر بوده‌اند. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «‌خداوند صد و بیست و چهار هزار پیغمبر فرستاد که من از همۀ آنان گرامی‌تر و مقرب‌ترم. همچنین به همین تعداد، یعنی صد و بیست و چهار هزار، وصّی آفرید که از میان آنان امام علی نزد او برتر و گرامی‌تر است.».[۳۶]

پیامبران تبلیغی و تشریعی

زندگی انسان‌ها تا عصر حضرت نوح، زندگی ساده و بدون گرفتاری‌های زندگی اجتماعی بوده است. به گونه‌ای که جهت برآوردن احتیاجات اجتماعی و مناسبات گروهی، نیازی به وضع قوانین و احکام اجتماعی احساس نمی‌شد. زورمداران ظهور ننموده بودند و به همین جهت بود که تا زمان ظهور حضرت نوح تنها به تبیین آموزه‌های وحیانی نیاز بوده است و تنها تفاوت میان انبیا تا آن زمان، تحول در کیفیت و میزان تعالیم دینی بوده است. چنین نبوتی که تا پیش از رسالت حضرت نوح وجود داشته است، گفته می‌شود و مراد از آن این است که این پیامبران از آدم گرفته تا شیث و ادریس نبوت تعریفی و تبلیغی، تنها موظف بوده‌اند که به تبیین و تبلیغ آموزه‌های اعتقادی دین مانند وجود خدا و صفاتش و اصل معاد بپردازند.

اما با رشدی که بشر در زندگی خود پیدا نمود و با تشکیل و گسترش اجتماعات، و ایجاد تضادهای اجتماعی میان افراد جامعه و پیدایش طبقه زورمدار و ثروتمند، هر روز مخالفت‌ها با دستورهای خداوند از سوی افرادی که دین موقعیت آن‌ها را به خطر می‌انداخت بیشتر می‌شد. به همین جهت، پیامبران الهی از این به بعد علاوه بر وظیفه تبیین و تبلیغ آموزه‌های دینی، موظف بوده‌اند که با الهام از وحی، به تبلیغ احکام، و تأدیب مردم نسبت به آموزه‌های اخلاقی و وضع قوانین و مقررات عبادی، سیاسی و اجتماعی بپردازند و خلاصه، از جانب خدا برای بشر قانون و دستورالعمل بیاورند.[۳۷] به چنین نبوتی که مخصوص پیامبران اولواالعزم بوده نبوت تشریعی گفته می‌شود.

پیامبران اولوالعزم

به تعدادی از پیامبران الهی، اولوالعزم گفته می‌شود. در مورد معنای اولوالعزم و تعداد آنان و آیا دارای رسالت جهانی هستند یا رسالت ایشان محدود است، دیدگاه‌های مختلفی ارائه شده است. نظر مشهور این است منظور از این اصطلاح پنج پیامبر صاحب شریعت، یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و محمد علیهم السلام می‌باشند. [۳۸]

منابع

  • ابن عربی، محی الدین محمد، تفسیر ابن عربی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، ۲۰۰۰م.
  • آلوسی، محمودبن عبداللّه، روح المعانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • آمدی، علی بن محمد، غایةالمرام فی علم الکلام، چاپ حسن محمود عبداللطیف، قاهره، ۱۳۹۱/۱۹۷۱ق.
  • بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، قم: مکتبه آیت الله نجفی مرعشی، ۱۴۰۶ق، چاپ دوم.
  • بغدادی، عبدالقاهر، اصول الدین، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۱ق.
  • پترسون مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران: طرح نو، ۱۳۸۹ش، چاپ هفتم.
  • تفتازانی، سعدالدین، شرح العقائد النسفیة، قاهره:مکتبة الکلیات الازهریة، ۱۴۰۷ق.
  • جرجانی، سید شریف، التعریفات، چاپ چهارم‏، تهران: ناصر خسرو، ۱۴۱۲ق.
  • جرجانی، شرح المواقف، شرح المواقف، قم: الشریف الرضی، ۱۳۲۵ق.
  • جمعی از نویسندگان، شرح المصطلحات الکلامیه، مشهد: آستان قدس رضوی‏، ۱۴۱۵ق.
  • جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، چاپ ششم، قم: نشر اسراء، ۱۳۸۵ش.
  • جوهری، صحاح اللغه، الصحاح اللغة، نرم افزار کتابخانه کلام نور، بی‌تا.
  • حلی، حسن بن یوسف، الالفین، قم: موسسه الاسلامیه، ۱۴۲۳ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، تهران: موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش‏.
  • حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد (مع التعلیقات)، چاپ چهارم، قم: موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، مناهج الیقین فی اصول الدین، تهران: نشردارالاسوه، ۱۴۱۵ق.
  • خاتمی، فرهنگ علم کلام، تهران: نشر صبا، ۱۳۷۰ش.
  • دهخدا، علی اکبر،) لغت نامه، تهران: موسسه لغت نامه دهخدا، ۱۳۳۴ش.
  • رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت: دار احیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
  • ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • سبزواری، محمد بن حبیب الله، ارشاد الاذهان فی تفسیر القران، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۹ق.
  • سبزواری، ملاهادی، شرح الأسماء الحسنی، ‏ تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ش.
  • سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، چاپ پنجم، تهران: موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۵ش.
  • شریف مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم: دار القرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.
  • شریف مرتضی، علی بن موسی، الذخیره فی علم الکلام، قم: موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • صادقی، هادی، درامدی بر کلام جدید، قم: کتاب طه و نشر معارف، ۱۳۸۳ش، چاپ دوم.
  • صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، کتاب الحجة، تصحیح محمد خواجوی، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، قم: نشر جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، محمد حسین، وحی یا شعور مرموز، بی‌جا: مرکز نشر و توزیع کتاب، ۱۳۳۷ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، بی‌جا: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ‏بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۶ق، چاپ دوم.
  • عسکری، حسین بن عبدالله، معجم الفروق اللغویة، قم: موسسه نشر اسلامی، ۱۳۸۴ش، چاپ سوم.
  • فاخوریحنا و خلیل الجرء، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ترجمه محمد آیتی، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب فرهنگی، ۱۳۸۵ش، چاپ دوم.
  • فاضل مقداد، محمد بن حسن، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، چاپ صفاءالدین بصری، مشهد، ۱۴۱۲ق.
  • فاضل مقداد، محمد بن حسن، النافع یوم الحشر، شرح الباب الحادی عشر‏ (در ضمن کتاب باب حادی عشر مع شرحیه)، تهران: ‏موسسه مطالعات اسلامی‏، ۱۳۶۵ش.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، چاپ دوم، قم: نشر هجرت، ۱۴۰۹ق.
  • فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی‏، چاپ دوم، قم: نشر هجرت، ۱۴۱۴ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم: دار الکتاب، ۱۳۶۷ش، چاپ چهارم.
  • قیصری، داود، شرح فصوص الحکم، قم: نشر انوار الهدیم، ۱۴۱۶ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • لاهیجی، عبدالجبار، شرح الاصول الخمسة، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ماوری، علی بن محمد، اعلام النبوة، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۹۸۷ق.
  • مدرسی، محمد تقی، من هدی القران، تهران: نشر دارمحبی الحسین، ۱۴۱۹ق.
  • مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، قم: انتشارات موسسه امام خمینی، ۱۳۸۶ش.
  • مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، چاپ هفدهم، تهران: موسسه چاپ و نشر بین المللی سازمان تبلیغات، ۱۳۸۴ش.
  • مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • مطهری، مرتضی، جامعه و تاریخ، تهران، نشر صدرا، ۱۳۷۲ش.
  • مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۵ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، النکت الاعتقادیه، قم: کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.

پانویس

  1. ابن منظور، ج۱، ص۱۶۲
  2. طریحی، ج۱، ص۴۰۵
  3. فیومی، ج۲، ص۵۹۱
  4. خلیل بن احمد، ج۸، ص۳۸۲
  5. جوهری، ج۱، ص۷۴
  6. ابن منظور، ج۱۱، ص۲۸۳
  7. دهخدا، ج۷، ص۱۰۵۸۴
  8. خلیل بن احمد، ج۷، ص۳۴۱
  9. خاتمی، ج۱، ص۱۲۱
  10. جرجانی، التعریفات، ص۴۹
  11. جمعی از نویسندگان، ص۱۵۹
  12. طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۴۴
  13. سوره ابراهیم، آیه۱۱
  14. بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۲۲
  15. سوره بقره، آیه۱۲۹
  16. فاضل مقداد، النافع یوم الحشر، ص۳۴
  17. حلی، مناهج الیقین فی اصول الدین، ص۴۰۳
  18. حلی، الباب الحادی عشر‏، ص۳۴
  19. صادقی، ص۱۸۴
  20. طباطبایی، وحی یا شعور مرموز، ص۱۰۴
  21. مفید، النکت الاعتقادیه، ص۳۵
  22. شریف مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ص۳۲۶
  23. حلی، الباب الحادی عشر، ص۹
  24. طباطبایی، المیزان...، ج۶، ص۱۲
  25. جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۱۲۴
  26. کلینی، ج۱، ص۲۶۵
  27. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۱۳۵
  28. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۱۳۳
  29. سوره نساء، آیه۵۹
  30. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۸۸ و۳۸۹
  31. علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، صص۴۶
  32. سوره انبیاء، آیه۸۰
  33. سوره نمل، آیه۱۶
  34. سوره یوسف، آیه۲۱
  35. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۳۹۳
  36. مجلسی، ج۱۱، ص۳۰
  37. سبزواری، شرح الأسماء الحسنی، ص۵۵۲ و۵۵۳
  38. طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۴۱ و ۱۴۲