قرآن و عترت یک حقیقت دو ظهور

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

مسير هدايت، نه با شعار حسبنا كتاب الله [۱] و نه با تمسك به عترت بدون قرآن، يافتني و پيمودني است. اقتضاي يگانگي ثقلين شريف، حضور در محضر اين دو كلام الهي است

دو ظهور

قرآن و عترت طاهره، حقيقت يگانه‏اي هستند كه در مقام ظهور دو گونه وجود يافته‏اند و هر يك از اين دو گوهر تابنده ظاهراً غير ديگري است؛ امّا در واقع قرآن وجود تدويني عترت است و عترت وجود تكويني قرآن لذا در مقام اثبات قرآن مؤيد عترت و نيز اهل بيت(عليهم‌السلام) مبيّن همتاي خودند. هماهنگي بلكه يگانگي و جدايي ناپذيري قرآن و عترت را نبي مكرم اسلام‏صلي الله عليه و آله و سلم در حديثي متواتر و مشهور در ميان تمامي فرق مسلمانان بيان فرموده‏اند: إني تارك فيكم الثقلين؛ كتاب الله و عترتي أهل بيتي؛ و إنّهما لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض.[۲]

بهره مندی از قاعده ای عقلی

بر اساس قاعده «حكم الأمثال فيما يجوز و في ما لا يجوز واحد»، عترت همه كمالات قرآن را داراست و هر نقصي از ساحت قرآن به دور باشد، عترت نيز از آن عاري است. بر مبناي اين اصل هرگز مسير علمي و عملي قرآن و عترت از هم جدايي نمي‏پذيرند، چنان‏كه قول و فعل و امضاي امامان معصوم(عليهم‌السلام) مفسّر كلام خداست و آيات قرآن كريم مبناي علمي و عملي عترت‏اند. هرگز عترت به چيزي فرمان نمي‏دهد كه قرآن از آن نهي مي‏كند و از چيزي باز نمي‏دارد كه قرآن انجام دادنش را مي‏پسندد.

مسیر صحیح هدایت

بر اين اساس، مسير هدایت، نه با شعار حسبنا كتاب الله [۳] و نه با تمسك به عترت بدون قرآن، يافتني و پيمودني است. اقتضاي يگانگي ثقلين شريف، حضور در محضر اين دو كلام الهي است، چون همان‏طور كه قبلاً بيان شد قرآن كلام تدويني خداست و عترت، كلام تكويني او.

منبع

کتاب «امام مهدی موجود موعود» نوشته آیت الله العظمی جوادی آملی

پانویس

  1. صحيح البخاري، ج6، ص12؛ صحيح مسلم، ج5، ص 76؛ فتح الباري، ج8، ص167؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج6، ص51.
  2. الامالي، طوسي، ص548؛ ر.ك: كمال الدين، ج 1، ص 345. اين حديث شريف با اندك اختلافي در جوامع روايي عامه (همانند صحيح مسلم، مسند احمد حنبل، سنن دارمي و...) نقل گرديده است و علاقه‏مندان جهت اطلاع بيشتر به كتاب شريف الغدير نوشته مرحوم آية الله اميني مراجعه كنند. الغدير، ج1، ص30 و 176؛ ج3، ص297؛ ج7، ص176؛ ج10، ص278؛ ر.ك: كنز العمال، ج13، ص104.
  3. صحيح البخاري، ج6، ص12؛ صحيح مسلم، ج5، ص 76؛ فتح الباري، ج8، ص167؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج6، ص51.