طول عمر امام زمان

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

به نظر می رسد مهمترین سوال و ابهام که در مقابل اعتقاد به امام زمان وجود دارد مساله عمر طولانی آن حضرت است. بر اساس باور شیعه امروز قریب به 1200 سال از عمر آن حضرت سپری شده است و جان شیرین او قریب به 1200 بهار این کره خاکی را لمس نموده است. حال با عنایت به اینکه میانگین عمر افراد انسان چیزی نزدیک به 60 سال است چگونه می توان فردی را تصور نموده که 20 برابر این عمر طبیعی در این دنیا زیسته باشد؟! آیا این عمر طولانی اعتقاد به وجود و حیات منجی را در تردید و ابهام فرو نمی برد؟

دو نوع پرسش کننده

باید توجه نمود که افرادی که این سوال را در ذهن می پرورانند دو دسته اند: الف. عده ای از اساس منکر وجود خدا هستند (ماتریالیست ها) یا دست کم در اوصاف خدای عالم تردید دارند و برای مثال در «علم بی نهایت» یا «قدرت بی حد» او شک دارند؛ پاسخ به این پرسش برای چنین افرادی لغو و بیهوده است؛ در حقیقت لازم است برای ایشان مسائل مهمتری تبیین شده و پرسش های کلیدی تر آنها پاسخ داده شود. طبق فرض این دسته از افراد اصل وجود خدا و یا اصل ویژگی های خدا را قبول ندارند چرا اینان باید به مساله «طول عمر امام زمان» نظر بیافکنند؟ در حالی که عقل و منطق، آنها را به پرسش در خصوص اصل وجود خدا و ویژگی های او سوق می دهد نه چنین سوالی که جنبه ثانوی دارد و طبیعتا فقط برای معتقدان به وجود خدا و اوصاف او مطرح می شود. اساسا چنین پرسشی لغو و بیهوده است و قاعدتا این پرسش کنندگان انگیزه از بین بردن جهل ندارند بلکه به دنبال تمسخر معتقدان به این اعتقاد و یا تحقیر آنها و یا انگیزه های ناسالمی از این دست هستند. ب. عده ای وجود خدا را پذیرفته و ویژگی های او را نیز کما بیش شناخته اند، ای بسا در دایره مسلمین داخلند و شهادتین بر لب می رانند و ای بسا حتی در جمع شیعیان قرار دارند و و خویشتن را اراتمند و معتقد به اهل بیت علیهم السلام می شمارند. این دسته از افراد به انگیزه «از بین بردن جهل» چنین سوالی می نمایند و بر هر صاحب دانشِ متعهدی لازم است که در مقابل سوال آنان سکوت نکند و پاسخ آنان را با دلیل روشن بیان نماید. بنابراین روی سخن ما در مساله مهم «طول عمر امام زمان» صرفا با خداباورانی است که خدای سبحان را با ویژگی ها و اوصافش شناخته و به وجود او باور دارند و الا بر دیگر افراد لازم است این مساله را در کناری نهاده و ابتدا در خصوص اصل وجود خدای متعال و ویژگی های او تحقیق نمایند.

عوامل تردید در طول عمر امام زمان

پس از تبیین دلیل وجود امام زمان و اثبات این مساله، تردید در عمر طولانی فردی از افراد انسان می تواند در عوامل ذیل سرچشمه داشته باشد: الف. یا این تردید به جهت تردید در «اصل وجود خدا» است به این بیان که اساسا خدایی وجود ندارد تا بتواند عمر طولانی برای کسی تضمین کند؛ بدون شک این احتمال منتفی است زیرا طبق فرض پرسشگر، اصل وجود خدا را پذیرفته است. ب. یا این تردید به جهت تردید در «قدرت بی انتهای خدا» است به این بیان که خدا وجود دارد ولی توان اینکه عمر فردی را افزایش دهد و ده ها برابر عمر افراد عادی قرار دهد ندارد؛ این احتمال نیز منتفی است زیرا طبق فرض، پرسشگر، خدای سبحان را خالق زمین و آسمان، کهکشان ها و ستارگان، جنیان و پریان و انسان و این عالم بی کران می داند و هرگز در شعاع قدرت لایزال او تردید نمی کند. ج. یا این تردید به جهت تردید در «علم بی نهایت خدا» است به این بیان که خدا وجود دارد، ای بسا قدرت نیز دارد اما نمی داند از چه طریق و با به کار گیری چه عواملی می تواند چنین عمر غیر طبیعی را برای فردی به ارمغان آورد؛ این احتمال نیز منتفی است زیرا پرسشگر، خدای سبحان را به علم مطلق می شناسد و ذره ای جهل را در ساحت قدسی او مجاز نمی شمارد. د. یا این تردید به جهت تردید در «وجود مانع» است به این بیان که خدا وجود دارد علم و قدرت بر بخشیدن عمر طولانی به افراد را نیز دارد اما عاملی وجود دارد که مانع از إعمال قدرت خداست و در حقیقت از فعل و اراده او جلوگیری کرده او را ملزم به ترک این اراده می نماید؛ این فرض نیز قطعا منتفی است زیرا پرسشگرِ موحد مد نظر ما، هرگز قدرتی را فوق قدرت خدای متعال که یارای مقابله با او داشته باشد و از اراده او ممانعت کند را نمی شناسد. نتیجه اینکه کسانی که خدای متعال را به علم و قدرت بی نهایت می شناسند نباید در عمر غیر طبیعی و طولانی فردی از افراد انسان تردید کنند. مگر نه این است که این عمر غیر طبیعی توسط خدای قادر مطلقی ایجاد شده است که به دست خویش آسمان و زمین را بنا نهاده است؟ همان خدائی که در کتاب آسمانی مسلمانان بیش از 30 مرتبه فرموده است: «خداوند بر هر چیز تواناست» [۱] تا جای هیچ تردید و ابهامی در مسائلی از این دست برای خدا باوران باقی نماند. بنابراین روشن شد که تردید در عمر شریف امام زمان علیه السلام در حقیقت به تردید در «وجود خدا و وجود اوصاف الهی» بازگشت می نماید و پرسشگر اگر در این مسائل تردید دارد باید با تحقیق و جستجو به حل آنها بپردازد و اگر خانه جانش نور باران از یقین به این مسائل است و خدای دین را به علم مطلق و قدرت مطلق می شناسد بنابراین نباید جائی برای تردید در عمر طولانی ولی الله الاعظم در قلب خویش باقی بگذارد. در مباحث آینده مساله قدرت الهی را در «افزایش عمر طبیعی افراد» از منظر آیات قرآن تبیین خواهیم نمود.

داستان عزیر نبی و مساله طول عمر

در این بخش به داستانی قرآنی اشاره می کنیم که در آن به قدرت بی انتهای الهی حادثه ای رخ می دهد که به مراتب از طول عمر امام زمان علیه السلام شگفت تر و خارق العاده تر است. «عُزیر» نبی بر ویرانه روستائی عبور کرد که تمام اهل آن از بین رفته بودند، در خصوص چگونگی حیات مجدد تک تک اهل این روستا در سرای آخرت سوال نمود و گفت: «خدا چگونه اينان را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟ پس خدا او را صد سال ميراند، سپس وى را برانگيخت، به او فرمود: چه مقدار [در اين منطقه‏] درنگ كرده‏اى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز درنگ كرده‏ام. [خدا] فرمود: بلكه صد سال درنگ كرده‏اى! به خوراكى و نوشيدنى خود بنگر كه [پس از گذشت صد سال و رفت و آمد فصول چهارگانه‏] تغييرى نكرده، و به دراز گوش خود نظر كن [كه جسمش متلاشى شده، ما تو را زنده كرديم تا به پاسخ پرسشت برسى و به واقع شدن اين حقيقت مطمئن شوى‏]، و تا تو را نشانه‏اى [از قدرت و ربوبيّت خود] براى مردم [در مورد زنده شدن مردگان‏] قرار دهيم، اكنون به استخوان‏ها [ىِ دراز گوشت‏] بنگر كه چگونه آنها را برمى‏داريم و به هم پيوند مى‏دهيم، سپس بر آنها گوشت مى‏پوشانيم. چون [كيفيتِ زنده شدنِ مردگان‏] بر او روشن شد، گفت: اكنون مى‏دانم كه يقيناً خدا بر هر كارى تواناست» [۲] به تصریح قرآن در داستان عزیر به قدرت بی انتهای خدای متعال طعام و غذای او با گذشت صد سال و در شرایط جوی متفاوت هیچ تغییری نکرد! این در حالی است که همه می دانیم طعام در شرایط عادی و در دمای مرسوم – هر نوع طعامی که باشد – نهایتا بیش از یک هفته سالم نمی ماند اما خدای متعال به این طعام عمر 100 ساله داده است یعنی بیش از 520 برابر از عمر طبیعی یک غذا! خدائی که می تواند به یک غذا بیش از 520 برابر عمر طبیعی اش را ارزانی کند آیا نمی تواند به یک انسان 20 برابر دیگران عمر بدهد؟! ( زیرا چنانچه گذشت عمر 1200 ساله امام عصر علیه السلام تنها 20 برابر عمر طبیعی 60 ساله سایر مردمان است) بنابراین حتی اگر امام زمان ده ها برابر عمر کنونی خویش را یابند نباید در آن تردیدی راه داد.

داستان یونس نبی و مساله طول عمر

در داستان یونس نبی در قرآن کریم نکته ای وجود دارد که با توجه به آن می توان هر گونه تردیدی را در خصوص عمر امام زمان علیه السلام منتفی ساخت به همین جهت در این بخش داستان او را که در سوره صافات آیه 139 به بعد ذکر شده است مرور می کنیم. يونس (ع) همانند ساير انبيا دعوت خود را از توحيد و مبارزه با بت پرستى شروع كرد، و سپس با مفاسدى كه در محيط رائج بود به مبارزه پرداخت، اما آن قوم در برابر دعوت او تسليم نشدند. یونس آنقدر تبليغ كرد كه تقريبا از آنها مأيوس شد و به آنها نفرين كرد، به او وحى آمد كه در فلان زمان عذاب الهى نازل مى‏شود، هنگامى كه موعد عذاب نزديك شد يونس از ميان آنها بيرون رفت در حالى كه خشمگين بود، تا به ساحل دريا رسيد در آنجا يك كشتى پر از جمعيت و بار را مشاهده كرد، و از آنها خواهش نمود كه او را نيز همراه خود ببرند. طبق روايات ماهى عظيمى سر راه را بر كشتى گرفت، دهان باز كرد گوئى غذائى مى‏طلبد! سرنشينان كشتى گفتند: به نظر مى‏رسد گناهكارى در ميان ماست! كه بايد طعمه اين ماهى شود، و چاره‏اى جز استفاده از قرعه نيست در اينجا قرعه افكندند قرعه به نام يونس درآمد! او را به دريا افكندند و ماهی عظیم او را بلعید به جهت ترك اولائى كه از او سر زد، و آن عجله در ترك قوم خويش و هجرت از آنان بود. در روايتى آمده است كه: «خداوند به آن ماهى وحى فرستاد كه هيچ استخوانى را از او مشكن، و هيچ پيوندى را از او قطع مكن»! يونس خيلى زود متوجه ماجرا شد، و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد، و از ترك اولاى خويش استغفار كرد. [۳] اكنون ببينم قرآن در اين زمينه چه مى‏گويد؟ در يك جمله كوتاه مى‏فرماید: «و اگر او از تسبيح كنندگان نبود [و از ترک اولای خویش استغفار نمی کرد] تا روز قيامت در شكم ماهى باقى مى‏ماند! [۴] به صورت طبیعی تا قیامت نه ماهی باقی می ماند نه حتی بدن بی جانی برای یونس بنابراین خداوند متعال می فرماید اگر استغفار نمی کرد از روی عقوبت او را تا دامنه قیامت در درون شکم این ماهی زنده نگاه می داشتیم یعنی هم ماهی را و هم یونس را - بر خلاف جریان طبیعی عمر موجودات زنده - سالهای متمادی تا قیامت زنده نگاه می داشتیم! حال باید از خود بپرسیم خدائی که می تواند انسانی را در شرایط سختی مانند شکم یک ماهی تا دامنه قیامت چندین هزار سال زنده نگاه دارد آیا نمی تواند به آخرین فرستاده خود در سلسه امامت در شرایطی طبیعی عمری چند صد ساله ارزانی نماید؟!

معمرین در تاریخ

فلاسفه و متکلمين مي‏گويند: قوي‏ترين دليل بر امکان شئ وقوع آن در خارج است. یعنی آنچه تحقق پیدا کند و در بیرون ذهن ما واقعیت یابد دیگر نمی توان در امکان آن تردید نمود. در مورد طول عمر نیز همين قانون جاري است و بهترين دليل بر امکان آن، رجوع به تاريخ گذشته است. چه بسيار افرادي که در طول تاريخ عمرهاي بسيار طولاني داشته‏اند که طول عمر حضرت مهدي‏عليه السلام نيز يکي از آنها است. به تصریح قرآن کریم نوح بیش از 950 سال عمر کرده است! خداوند متعال درباره حضرت نوح‏ عليه السلام مي‏فرمايد: «و هر آينه ما نوح را به سوي قومش فرستاديم پس او در ميان آنها هزار سال به جز پنجاه سال [نهصد و پنجاه سال] درنگ کرد.» [۵] مطابق نظر مسلمانان و مسيحيان، حضرت مسيح‏ عليه السلام تاکنون زنده بوده و در آخرالزمان از آسمان فرود خواهد آمد. و مطابق نظر اسلامي پشت سر امام زمان‏ عليه السلام نماز به جاي خواهد آورد. [۶] در معتبرترین منابع اهل سنت نیز می توان معمرین (افرادی که عمر طولانی داشته اند) را ملاحظه نمود. در حديث معروف به حديث جسّاسه - که در «صحيح مسلم» به طور تفصيل از آن ياد شده است - سخن از شخصي به نام «دجّال» شده که با عمري بسيار طولاني غايب از ديدگان مردم در جزيره‏اي از دريا زندگي مي‏کند و در برهه‏اي از زمان به نهضتي باطل دست خواهد زد. [۷] علاوه بر موارد ذکر شده، در نهایت این بخش به اسامی برخی از معمرین و میزان عمر آنها اشاره می کنیم: 1 - خضر نبي که هزاران سال عمر کرده و هنوز زنده است. [۸] 2 - نوح پيامبر با 2500 سال [۹] 3 - شيث فرزند آدم با 912 سال [۱۰] 4 - حضرت آدم ‏عليه السلام با 930 سال [۱۱] 5 - ادريس نبي با 862 سال [۱۲] 6 - سليمان نبي با 712 سال [۱۳] 7 - سام پسر نوح با 600 سال و ديگران [۱۴] و ...

طول عمر از منظر عقل

طول عمر به لحاظ فلسفی و عقلی کاملا ممکن است زیرا شکي نيست که طولاني شدن عمر انسان به هزاران سال از جنبه عقلي هيچ گونه اشکالی ندارد و هيچ گاه مستلزم تناقض نخواهد شد، زيرا در مفهوم حيات و زندگي، مرگ سريع نهفته نشده است. بنابراین می توان موجودی را فرض نموده که زنده است اما در عین حال از حیات طولانی برخوردار است. فخر رازي – مفسر بزرگ اهل سنت - در توجيه طول عمر انسان در ذيل آيه قرآن که از طول عمر نوح سخن می گوید [۱۵] مي‏نویسد: «برخي از پزشکان معتقدند: عمر انسان بيش از 120 سال نمي‏شود، ولي آيه بر خلاف آن دلالت داشته و عقل نيز بيش از اين عمر را تأييد مي‏کند؛ زيرا بقاء بر ترکيبي که در انسان است ذاتاً ممکن است وگرنه همین مقدار نیز باقي نمي‏ماند. دوام تأثير مؤثر در او ممکن است؛ زيرا مؤثّر در وجود انسان اگر واجب ‏الوجود است که دوام دارد، و اگر غير واجب‏ الوجود باشد براي او مؤثّري است، و بالاخره به واجب‏ الوجود باز مي‏گردد که دوام دارد. لذا ممکن است که تأثير واجب‏ الوجود دائمي شود که در نتيجه بقاء ذاتاً ممکن مي‏گردد، و چنانچه بقا نداشته باشد به جهت امر عارض است، و عارض هم ممکن العدم است. و اگر وجود عارض مانع واجب بود به همين مقدار عمر هم نمي‏توانست باقي بماند. نتيجه اينکه حرف برخي از اطبا که گفته‏اند: عمر انسان از 120 سال فراتر نمي‏رود، باطل است» [۱۶] حاصل اینکه اولا از آن جهت که علت وجود بخش به انسان خدای متعال (واجب الوجود) است و ثانیا از آن جهت که خود خداوند متعال دائمی است و زوالی در آن راه ندارد و ثالثا از آن جهت که هیچ موجودی توانائی مقابله با قدرت الهی و مانع شدن در مقابل اراده او را ندارد در نتیجه طول عمر یک انسان و بقای او کاملا معقول است یعنی خداوند باقی همانطور که می تواند عمر بشر را مثلا محدود به 120 سال قرار دهد همانطور می تواند به عمر او افزایش بخشد و تا حدی که خویش مصلحت می داند بر آن بیافزاید. با این همه بسیار جای تعجب است که برخی پدیده طول عمر را امری نشدنی و نا ممکن تلقی می نمایند.

طول عمر از منظر علم

در بخش قبل بیان شد که مساله طول عمر از نظر عقلی هیچ منعی ندارد در این بخش این مساله را از منظر تجربی و علمی دنبال می کنیم؛ آيا طول عمر از حيث علمي و تجربی امکان دارد؟ مقصود از امکان علمي آن است که پدیده ای در خارج وجود نداشته باشد و نمي‏توان با وسايل مدرن و پيشرفته امروز آن را عملي ساخت اما در عین حال به لحاظ قوانين علمي هيچ گونه قاعده و قانوني که مانع وقوع و تحقق آن باشد وجود ندارد. بسیاری از مسائل علوم تجربی از این دست هستند و هر چند در خارج وجود ندارند و امید و آروزی دانشمندان تجربی وجود خارجی آنها است اما در عین حال این دانشمندان می کوشند تا از طریق پیشرفت در علوم تجربی این آرزوها را به واقعیت تبدیل سازند. اساسا اگر این امور وجود نداشتند بسیاری از اختراعات جدید و کشفیات جدید در علوم تجربی رخ نمی دادند. مثلا سالها پیش «موشک های مدار گریز» وجود خارجی نداشت اما در نگاه دانشمندان امری کاملا «ممکن» بود به همین جهت کوشیدند و با پیشرفت در علوم تجربی توانستند آنها را اختراع نمایند. حقیقت این است که طول عمر انسان نیز همینگونه است؛ یعنی امری است که به لحاظ علمی ممکن است و پزشکان و متخصصان از اینکه بتوانند مرگ را در انسان به تاخیر انداخته حیات او را طولانی تر کنند نا امید نیستند در ادامه برخی از جملات دانشمندان تجربی را در این خصوص نقل می کنیم. دکتر کيلور دهاوز آمريکايي مي‏گويد: «علم طبّ مي‏تواند قيدها و حدودي را که مانع از طول عمر انسان است با کمک دانش تغذيه از بين ببرد. ما امروز اميدواريم که بر خلاف عمر پدران و اجدادمان به چنين طول عمري دست يابيم». [۱۷] پروفسور اتينگر مي‏گويد: «نسل جديد همان گونه که به سفرهاي فضايي ايمان آورد، در آينده‏اي نه چندان دور ايمان خواهد آورد که خلود انسان در حيات دنيوي امر بعيدي نيست؛ زيرا با پيشرفت تکنولوژي که امروز مشاهده مي‏کنيم مي‏توان عمر انسان را در قرن آينده به هزاران سال رساند». [۱۸] برنارد شو مي‏گويد: «از اصول علمي ثابت نزد تمام علماي بيولوژي آن است که عمر انسان ممکن نيست که براي او حدّ ثابتي باشد، طول عمر مسأله‏اي است که حدّ نمي‏پذيرد» [۱۹] فلوکر فيزيکدان مي‏گويد: «حدّ طبيعي عمر انسان 600 سال است» و روجر پيکن دانشمند انگليسي آن را به 1000 سال رسانده است. [۲۰]

معجزه بودن طول عمر غیر عادی

در مباحث گذشته بیان شد که طول عمر نه مشکل عقلی و فلسفی دارد و نه مشکل علمی و تجربی تنها امری «خاق العاده» و معجزه است که جریان عادی حیات بشر بر خلاف آن شکل گرفته به گونه ای که ذهن انسان به خلاف آن انس ندارد و در نگاه ابتدائی ممکن است آن را ناشدنی محسوب نماید. طول عمر از این جهت شبیه «انسان چهار دست» است که خلاف عادت است و آمار و ارقام گزارشی از تحقق آن در حیات عادی بشر نمی دهد. با این تفاوت که ظاهرا انسان چهار دست در هیچ برهه از زمان وجود نداشته اما انسان با عمر طولانی در تاریخ گذشتگان ما وجود داشته است همانها که از ایشان به «معمرین» یاد می شود و در مباحث پیشین به اسامی برخی از آنها اشاره شد اما در هر صورت هر دو پدیده برای نسل ما امری خلاف جریان عادی است. حال که طول عمر به لحاظ فلسفی و تجربی منعی ندارد و تنها با ابزارهای علمی امروزی که در دست بشر وجود دارد امکان تحقق نیافته است بنابراین خدای متعال به قدرت نامحدود خود می تواند آن را از طریق «معجزه» محقق سازد. شهيد صدر رحمه الله علیه در این خصوص می نویسد: «[اگر] مقصود شما اين است که بگوييد: طولاني شدن عمر انسان تا چند قرن بر خلاف قوانين طبيعي است که علم با وسايل تجربي و پيشرفته به اثبات رسانده است [و از توان علمی و تجربی بشر امروزی خارج است] تازه به اين نتيجه مي‏رسيم که اين پدیده معجزه بوده و قانون طبيعي را در حالتي معين به جهاتي خاص معطّل گذاشته و شکافته است. اين معجزه براي کسي که از متن قرآن و سنّت استمداد جسته و استفاده مي‏کند، امری تازه يا غريب نبوده و نيز عجيب‏تر از نقض قانون «انتقال حرارت از جسم پرحرارت به جسم کم حرارت» نيست، که در مورد حضرت ابراهيم‏ عليه السلام نقض شد تا جان او محفوظ بماند. خداوند متعال در این خصوص مي‏فرمايد: «گفتیم ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت باش» [۲۱]» شهید صدر آن گاه نمونه‏هايي از معجزات را مثال مي‏زند که اگر از مسأله طول عمر در حدّ اعجاز مهمّ‏تر نباشد در اهميت کمتر نيستند [۲۲] بنابراین جای هیچ تردیدی در خصوص اینکه «طول عمر، برای برخی از افراد بشر از طریق اعجاز ممکن است» باقی نمی ماند.

تردید برخی دانشمندان سنی در طول عمر

در مباحث گذشته جای هر گونه شک و تردید در خصوص طول عمر مهدی موعود را از بین بردیم، حادثه ای که به لحاظ عقلی و نیز تجربی هیچ منعی ندارد و به پشتوانه روایات متعدد کتب شیعه به قدرت نامحدود خدای متعال و از سر اعجاز ضرورتا محقق می شود به گونه ای که نباید هیچ خداباوری در آن تردید نماید با این همه جای تعجب است که برخی از دانشمندان اهل سنت در طول عمر آن حضرت تردید نموده اند! برخی از اندیشمندان سنی هر چند اصل وجود موعود و ظهور آن را در آخر الزمان – که از مسائل اتفاقی بین جمیع مسلمین بلکه جمیع ادیان است - پذیرفته اند؛ اما در عین حال در طول عمر آن حضرت و زنده بودن ایشان تردید نموده اند. سائح علي حسين مغربي مي‏گويد: «اهل سنّت نظريه بقا و زنده ماندن مهدي‏ بيش از هزار سال تا هر زمان که خدا بخواهد را مورد انتقاد قرار داده‏اند، و مي‏گويند: عمري به اين مقدار هرگز در بين بشر مرسوم نبوده و دليلي نيز از شرع بر آن وجود ندارد». [۲۳]جای سوالاتی چد از این نویسنده محترم وجود دارد: آیا به راستی عمر اینچنینی در بشر مرسوم نبوده؟ آیا او عمر نوح را در قرآن یا دجال را در صحیح مسلم یا ده ها تن از معمرین را - که در کتب معتبر اهل سنت از آنها یاد شده است - ندیده است؟! بر فرض که عمر طولانی نمونه قبلی نداشته باشد، آیا می شود آن را انکار کرد؟ با این منطق آیا نباید هر معجزه ای را که نمونه قبلی ندارد انکار کنیم؟! آیا صدها روایت که از طریق شیعه و برخی از آنها از طریق اهل سنت نقل شده است و دلالت بر حیات امام عصر علیه السلام می نمایند کافی به عنوان «دلیل شرعی» بر این مساله نیست؟ دکتر احمد محمود صبحي که نویسنده دیگری از اهل سنت معاصر است اعتقاد به طول عمر امام زمان‏ عليه السلام را از قوي‏ترين اعتراض‏ها متوجّه بر عقيده به حضرت مهدي ‏عليه السلام نزد شيعه امامي قرار داده است. او مي‏گويد: «زنده ماندن مهدي بيش از هزار سال جاي ترديد دارد، و اين خود موجب سست کردن عقيده به مهدويت از ريشه و اساس است». [۲۴] سوال جدی ما از این نویسنده محترم و هم کیشان او این است: دلیل این تردید چیست؟ آیا با منطق شما نباید در تمام اخبار غیبی که در قرآن کریم و سنت قطعی آمده است تردید نمود؟ آیا پس از اثبات «امکان عقلی و تجربی» و «اقامه دلیل شرعی» و «وجود نمونه های تاریخی» و «پذیرش قدرت بی انتهای خداوند متعال» و مسائل دیگری که در مباحث قبلی پیرامون طول عمر آن حضرت بیان شد چه دلیل موجهی برای این تردید باقی می ماند؟ امید است تمامی ما از تعصباتی که چشم حقیقت بین ما را از دیدن واقعیت محروم می سازد دور باشیم.

پانویس

  1. بقره: 20
  2. بقره: 259
  3. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 10، ص 60 به بعد
  4. صافات: 44
  5. عنکبوت: 14
  6. ر.ک: صحیح مسلم، ج 1، ص 137، باب نزول عیسی
  7. ر.ک: صحیح مسلم، ج 8، ص 203 الی 205، باب فی الدجال
  8. المستطرف، ج2، ص 33
  9. المهدی الموعود، ج 2، ص 339
  10. کامل ابن اثیر، ج 1، ص 19
  11. همان
  12. همان، ج 1، ص 21
  13. المستطرف، ج 2، ص 33
  14. کامل ابن اثیر، ج 1، ص 54
  15. عنکبوت: 14
  16. مفاتیح الغیب، ج 25، ص 42
  17. راهی به سوی حیات نو، ص 14
  18. مجله دانشمند، سال ششم، شماره 6
  19. عمر المهدی بین العلم و الادیان، ص 6
  20. مجله دانشمند، سال 6، شماره 6
  21. انبیاء: 69
  22. ر.ک: بحث حول المهدی، ص 80-77
  23. تراثنا و موازین النقد، ص 203
  24. نظریه الامامه لدی الشیعه الاثنی عشریه، ص 411