حضرت مهدی

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد بن حسن (زاده ۲۵۵ق) ، مشهور به امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، دوازدهمین امام شیعیان امامی. بر اساس منابع شیعی، تولد امام زمان مخفی داشته شد و جز چند تن از یاران خاص امام حسن عسکری، کسی امام دوازدهم را ندید. به باور امامیه، امام مهدی (ع) منجی آخر الزمان و همان مهدی موعود است، عمری دراز دارد و دورانی طولانی را در غیبت زندگی خواهد کرد. او سرانجام به اراده الهی ظهور و قیام می‌کند و به عدل و داد بر جهان حکومت خواهد کرد.

برخی از شیعیان در دوره کوتاه پس از درگذشت امام حسن عسکری، دچار تردید شدند و توقیعات امام زمان که عموما خطاب به شیعیان نوشته می‌شد و توسط نائبان خاص به اطلاع مردم می‌رسید، موجب تثبیت دوباره تشیع شد. امام زمان پس از درگذشت امام یازدهم، در غیبت صغری به سر برد و در این مدت، چهار نائب خاص، ارتباط شیعیان با امام زمان را آسان می‌کردند، اما با آغاز غیبت کبری در سال ۳۲۹ق، ارتباط مستقیم شیعیان با امام زمان پایان یافت.

تفاسیر شیعه، با اتکا به روایات معصومین، پاره‌ای از آیات قرآن کریم را درباره امام زمان دانسته‌اند. روایات بسیاری از ائمه درباره امام زمان، زندگی و غیبت و حکومت او نقل شده و کتاب‌های حدیثی فراوانی با هدف نقل این روایات نوشته شده است. علاوه بر کتب حدیثی، آثار بسیاری درباره امام زمان چاپ شده است.

بسیاری از اماکن در نقاط مختلف به امام زمان منسوب شده است؛ مثل سرداب غیبت در سامرا، مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در نزدیکی قم.

ادعیه و اذکار فراوانی برای ارتباط با امام زمان در عصر غیبت ذکر شده و بر اساس برخی احادیث، دیدار با امام زمان، در عصر غیبت هم ممکن است. برخی از عالمان شیعه، حکایت‌هایی از دیدار برخی افراد با امام زمان را در کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند.


نام، کنیه‌ها و القاب

در احادیث شیعه، برای امام دوازدهم نام‌هایی همچون محمد، احمد و عبدالله ذکر شده است. با این همه او در میان شیعیان بیشتر با نام مهدی شناخته می‌شود که از لقب اوست.[۱] بر اساس احادیث متعدد، او همنام پیامبر اسلام است. [۲] در برخی احادیث و منابع مکتوب شیعه مانند الکافی و کمال الدین، نام او با حروف جدا و به صورت «م ح م د» آمده است.[۳] این مبهم‌نویسی به سبب احادیث متعددی است که بردن نامِ او را ممنوع دانسته‌اند.[۴]

  • حرمت تسمیه

احادیث فراوانی در منابع شیعه، بردن نام اصلی امام دوازدهم را منع کرده و حرام دانسته‌اند. [۵] دو نظریه مشهور درباره این روایات وجود دارد: نظریه نخست از آنِ کسانی مثل سید مرتضی، فاضل مقداد، محقق حلی، علامه حلی و چند عالم دیگر است که این حرمت را مخصوص زمان تقیه می‌دانند. در مقابل، میرداماد و محدث نوری این حرام‌بودن را در تمام دوران قبل از ظهور جاری دانسته‌اند.[۶]

  • کنیه‌ها و القاب

امام دوازدهم شیعیان، در منابع مختلف و ادعیه و زیارات با القاب و کنیه‌های بسیاری وصف شده است که مشهورترین آنها عبارت‌اند از مهدی، صاحب الزمان، ابا صالح، منتَظَر، حجت الله، بقیة الله، منتقم، موعود، خاتم الاوصیا، غائب، مأمول، و مضطر. قائم نیز از دیگر القاب مشهور امام زمان است که شیعیان به پیروی از امام رضا (ع) [۷] هنگام شنیدن آن به احترام می‌ایستند و دست خود را روی سر می‌گذارند.

برای امام زمان (ع)، اسامی و القاب و کنیه‌های دیگری هم ذکر شده است؛ برای نمونه میرزا حسین نوری در کتاب نجم الثاقب به حدود ۱۸۲ نام و لقب اشاره کرده ،محدث نوری در النجم الثاقب مدعی است تمامی اسامی و القاب معتبر و مستند را جمع‌آوری کرده و در این راه از استنباط‌های شخصی و پژوهش‌های غیر قطعی استفاده نکرده، که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب قابل استخراج از کتب مختلف بوده است. و در کتاب «نام‌نامه حضرت مهدی (ع)» حدود ۳۱۰ اسم و لقب برای امام آمده است. برخی از القابی که محدث نوری برشمرده چنین است: احمد، ابوالقاسم، ابوصالح، بقیة الله، بلد الامین، برهان الله، بقیة الانبیاء، حجة، حق، خاتم الاوصیاء، خاتم الائمه، خلف یا خلف صالح، خلیفة الله، صاحب الزمان، صالح، صاحب الامر، قائم، منتقم، مهدی، موعود، منتظر، مضطر، وارث.[۸]

لیست کامل محدث نوری عبارتست از:

۱- احمد ۲- اصل ۳- اوقیدمو ۴- ایزد شناس ۵- ایزد نشان ۶- ایستاده ۷- ابوالقاسم ۸- ابوجعفر ۹- ابوعبدالله ۱۰- ابومحمد ۱۱- ابوابراهیم ۱۲- ابوالحسن ۱۳- ابوتراب ۱۴- ابوبکر ۱۵- ابوصالح ۱۶- امیر الامره ۱۷- احسان ۱۸- اذن سامعه ۱۹- ایدی ۲۰- بقیه الله ۲۱- بئر معطله ۲۲- بلد الامین ۲۳- بهرام ۲۴- بنده یزدان ۲۵- پرویز ۲۶- برهان الله ۲۷- باسط ۲۸- بقیه الانبیاء ۲۹- تالی ۳۰- تائید ۳۱- تمام ۳۲- ثائر ۳۳- جعفر ۳۴- جمعه ۳۵- جابر ۳۶- جنب یا جنب الله ۳۷- جوار الکنس ۳۸- حجه ۳۹- حق ۴۰- حجاب ۴۱- حامد ۴۲- حمد ۴۳- حاشر ۴۴- خاتم الاوصیاء ۴۵- خاتم الائمه ۴۶- خجسته ۴۷- خسرو ۴۸- خدا شناس ۴۹- خازن ۵۰- خلف یا خلف صالح ۵۱- خنس ۵۲- خلیفه الله ۵۳- خلیفه الاتقیاء ۵۴- دابه الارض ۵۵- داعی ۵۶- رجل ۵۷- راهنما ۵۸- رب الارض ۵۹- زند افریس ۶۰- سروش ایزد ۶۱- السلطان المامول ۶۲- سدره المنتهی ۶۳- سناء ۶۴- سبیل ۶۵- ساعه ۶۶- سید ۶۷- شماطیل ۶۸- شرید ۶۹- صاحب ۷۰- صاحب الغیبه ۷۱- صاحب الزمان ۷۲- صاحب الرجعه ۷۳- صاحب الدار ۷۴- صاحب الناحیه ۷۵- صاحب العصر ۷۶- صاحب الکره البیضاء ۷۷- صاحب الدوله الزهراء ۷۸- صالح ۷۹- صاحب الامر ۸۰- صمصام الاکبر ۸۱- صبح مسفر ۸۲- صدق ۸۳- صراط ۸۴- ضیاء ۸۵- ضحی ۸۶- طالب التراث ۸۷- طرید ۸۸- عالم ۸۹- عدل ۹۰- عاقبه الدار ۹۱- عزه ۹۲- عین یا عین الله ۹۳- عصر ۹۴- غایب ۹۵- غلام ۹۶- غیب ۹۷- غریم ۹۸- غوث ۹۹- غایت الطالبین ۱۰۰- غایه القصوی ۱۰۱- خلیل ۱۰۲- غوث الفقراء ۱۰۳- فجر ۱۰۴- فردوس اکبر ۱۰۵- فیروز ۱۰۶- فرخنده ۱۰۷- فرج المومنین ۱۰۸- الفرج الاعظم ۱۰۹- فتح ۱۱۰- فقه ۱۱۱- فیذموا ۱۱۲- قائم ۱۱۳- قابض ۱۱۴- قید ۱۱۵- قسم ۱۱۶- قوه ۱۱۷- قاتل الکفره ۱۱۸- قطب ۱۱۹- قائم الزمان ۱۲۰- قیم الزمان ۱۲۱- قاطع ۱۲۲- کاشف الغطاء ۱۲۳- کمال ۱۲۴- کلمه الحق ۱۲۵- کیقباد دوم ۱۲۶- کوکما ۱۲۷- کار ۱۲۸- لواء اعظم ۱۲۹- لندیطارا ۱۳۰- لسان الصدق ۱۳۱- ماشع ۱۳۲- مهمید الاخر ۱۳۳- مسیح الزمان ۱۳۴- میزان الحق ۱۳۵- منصور ۱۳۶- محمد ۱۳۷- نیه الصابرین ۱۳۸- منتقم ۱۳۹- مهدی ۱۴۰- عبدالله ۱۴۱- مومل ۱۴۲- مدبر ۱۴۳- ماء معین ۱۴۴- مخبر بما یعلن ۱۴۵- مجازی بالاعمال ۱۴۶- موعود ۱۴۷- مظهر الفضایح ۱۴۸- مبلی السرائر ۱۴۹- مبدئی الایات ۱۵۰- محسن ۱۵۱- منعم ۱۵۲- مفضل ۱۵۳- منان ۱۵۴- موتور ۱۵۵- منتظر ۱۵۶- مامور۱۵۷- مقدره ۱۵۸- مامول ۱۵۹- مفرج ۱۶۰- مضطر ۱۶۱- من لم یجعل الله له شبیها ۱۶۲- مقتصر ۱۶۳- المصباح الشدید الضیاء ۱۶۴- ناقور صور ۱۶۵- ناطق ۱۶۶- نهار ۱۶۷- نفس ۱۶۸- نور آل محمد(ع) ۱۶۹- نور الاصفیاء ۱۷۰- نور الاتقیاء ۱۷۱- نجم ۱۷۲- ناحیه مقدسه ۱۷۳- واقیذ ۱۷۴- وتر ۱۷۵- وجه ۱۷۶- ولی الله ۱۷۷- وارث ۱۷۸- هادی ۱۷۹- ید الباسطه ۱۸۰- یمین ۱۸۱- وهوه ل ۱۸۲- یعسوب الدین.</ref>

نام و القاب امام دوازدهم شیعیان در منابع اهل سنت نیز آمده است؛ هرچند در این منابع، بيشتر از عنوان «مهدى» استفاده شده و القاب و ويژگى‌هاى ديگر، كمتر ذکر شده است. لقب «قائم» در منابع اهل سنت به‌ندرت یافت می‌شود.[۹][۱۰]

خانواده

  • پدر امام زمان (عج)

الگو:اصلی به باور شیعیان، پدر امام زمان (عج)، امام حسن عسکری (ع)، امام یازدهم است. اهل سنت، بر اساس احادیثی که عالمان شیعه آن را ضعیف دانسته‌اند، نام پدر امام زمان را عبدالله ذکر کرده‌اند.[۱۱]

  • مادر امام زمان (عج)

مادر امام زمان (ع) به نام‌های متعددی خوانده شده است: نرجس، سوسن، صقیل یا صیقل، حدیثه، حکیمه، ملیکه، ریحانه و خمط.[۱۲] در مجموع چهار گونه روایت درباره سرگذشت و ویژگی‌های مادر امام زمان نقل شده است؛ بر اساس روایتی که ابتدا شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمة آن را نقل کرده،[۱۳] مادر امام زمان (عج) شاهزاده‌ای رومی دانسته شده و در روایت‌هایی دیگر، بدون اشاره به سرگذشت او، تنها به تربیت مادر امام زمان در خانه حکیمه، دختر امام جواد (ع) اشاره شده است.[۱۴] بنابر دسته سوم ـ روایاتی که مسعودی در اثبات الوصیة آنها را نقل کرده ـ[۱۵] مادر امام زمان علاوه بر تربیت در خانه عمه امام یازدهم، در همان خانه هم به دنیا آمده است. روایات دسته چهارم تفاوت اساسی با سه دسته اخیر دارند. در این روایات مادر امام زمان (عج)، کنیزی سیاه‌پوست دانسته شده است.[۱۶] سه دسته اول روایات را می‌توان به نوعی تکمیل‌کننده یکدیگر دانست، اما دسته چهارم روایات درباره مادر امام زمان، قابل جمع با دیگر نقل‌ها نیست. با این حال برخی برای هماهنگ کردن این چهار دسته، گفته‌اند که می‌توان این روایت را درباره مادر با واسطه یا مربی مادر امام زمان تلقی کرد.[۱۷]

  • عمه پدر امام زمان (عج)

الگو:اصلی حکیمه، دختر امام جواد (ع) و عمه امام حسن عسکری (ع)، همزمان با چهار امام زندگی کرده و بر اساس منابع شیعی، شاهد و راوی ولادت امام زمان (ع) بوده است، مادر امام زمان در خانه او تربیت شده و بسیاری از روایات درباره ولادت امام زمان، از او نقل شده است.[۱۸]

  • جده امام زمان (ع)

الگو:اصلی جدّه، مادر امام حسن عسکری (ع) و مادربزرگ امام زمان (ع) که در روایات به همین نام خوانده شده است. بر اساس منابع، پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) امور شیعیان به طور عمده بر دوش او قرار گرفته و نقش مهمی در نگهداری شیعه ایفا کرده است.[۱۹]

  • جعفر کذاب

الگو:اصلی جعفر بن محمد، عموی امام زمان پس از درگذشت امام حسن عسکری، مدعی امامت شد و به همین دلیل جعفر کذاب خوانده می‌شود. منابع روایی، او را اهل فسق و فجور و گناهان بزرگ دانسته‌اند. او علاوه بر ادعای امامت و انکار وارث امام عسکری (ع)، دولتمردان وقت را بر ضد امام دوازدهم تحریک کرد[۲۰]. بر اساس برخی منابع، او تا پایان زندگی بر ادعای خود باقی ماند و خود را امام می‌دانست. برخی دیگر از منابع نوشته‌اند که او از ادعای خود دست برداشت و توبه کرد و شیعیان به جای جعفر کذاب، او را جعفر تائب می‌خواندند. جعفر کذاب در ۴۵ سالگی در سامرا درگذشت.[۲۱]

  • خواهر و برادر، همسر و فرزند

ولادت: زمان و مکان، مخفی‌بودن و چگونگی آگاهی شیعیان

  • زمان ولادت

درباره سال ولادت امام زمان اختلاف است. بخشی از منابع کهن به تاریخ تولد او نپرداخته‌اند و آن را مخفی دانسته‌اند.[۲۲] اما روایات بسیاری از شیعه و برخی از اهل سنت، سال ولادت امام دوازدهم شیعیان را ۲۵۵ق[۲۳] یا ۲۵۶ق[۲۴] دانسته‌اند.

درباره ماه تولد امام نیز اختلافاتی وجود دارد؛ اما قول مشهور ماه شعبان است و بسیاری از منابع کهن شیعه نیز همین ماه را بیان کرده‌اند[۲۵]؛ در عین حال برخی از منابع شیعه[۲۶] و سنی[۲۷] ماه رمضان و برخی از منابع اهل سنت[۲۸] ماه ربیع‌الاول و ربیع‌الثانی را ذکر کرده‌اند.

منابع تاریخی درباره روز تولد امام دوازدهم، گزارش‌های مختلفی دارند که در میان آنها، روز نیمه شعبان گزارش معروف و مشهور است.[۲۹] در میان عالمان شیعی، کلینی، مسعودی، شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، فتال نیشابوری، امین الاسلام طبرسی، ابن طاووس، ابن طقطقی، علامه حلی، شهید اول، کفعمی، شیخ بهایی و دیگران و در میان دانشمندان اهل سنت ابن خلکان، ابن صباغ مالکی، شعرانی حنفی، ابن طولون و دیگران این قول را گزارش کرده‌اند. همچنین شب جمعه اول ماه رمضان یا شب جمعه‌ای از ماه رمضان در کتاب کمال الدین شیخ صدوق گزارش شده است.[۳۰] [یادداشت ۱]

  • مکان ولادت

مورخانی که در این باره سخن گفته‌اند، بر این مطلب اتفاق نظر دارند که امام زمان (ع) در خانه[۳۱] پدرش امام عسکری (ع) در سامرا به دنیا آمد و این خانه در کوچه‌ای جای داشت که نامش را «راضه» یا «وصافه» می‌گفتند.[۳۲] این خانه هم‌اکنون بارگاه امام هادی و امام عسکری (ع) است.[۳۳] بنابر نقل‌های تاریخی امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) سال‌ها پیش از تولد امام زمان (ع) به سامرا ـ مرکز خلافت عباسی ـ[۳۴] خوانده شدند و تا پایان عمر در همان‌جا سکونت داشتند.[۳۵]

  • شرح ماجرا

روایت مشهور از شرح ولادت امام زمان (ع)، بر اساس نقل حکیمه خاتون عمه امام عسکری (ع) است. در بخش‌هایی از گزارش شیخ صدوق از سخنان حکیمه آمده است:

«امام حسن عسکری مرا به نزد خود فراخواند و فرمود:‌ ای عمه! امشب نزد ما باش که شب نیمه شعبان است و خدای تعالی امشب حجت خود را ـ که حجت او در روی زمین است ـ ظاهر سازد. گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدایت شوم! اثری از حمل در او نیست. فرمود: همین است که به تو می‌گویم.
گوید: آمدم و چون سلام کردم و نشستم، نرجس آمد، کفش مرا برداشت و گفت: بانوی من و بانوی خاندانم حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی. [نرجس] از کلام من ناخرسند شد و گفت: عمه جان! این چه فرمایشی است؟ بدو گفتم: دختر جان! خدای تعالی امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در دنیا و آخرت آقاست. نرجس خجالت کشید و حیا کرد. چون از نماز فارغ شدم، افطار کردم و در بستر خود خوابیدم. نیمه‌های شب برای ادای نماز برخاستم و آن را به جای آوردم؛ در حالی که نرجس خوابیده بود. برای تعقیبات نشستم و پس از آن نیز دراز کشیدم و هراسان بیدار شدم. او همچنان خواب بود. پس برخاست و نماز گزارد و خوابید.
حکیمه در ادامه گوید: بیرون آمدم و در جستجوی فجر به آسمان نگریستم. دیدم فجر اول دمیده است و او در خواب است. شک بر دلم عارض گردید. ناگاه ابومحمد از محل خود فریاد زد:‌ ای عمه! شتاب مکن که اینجا کار نزدیک شده است. گوید: نشستم و به قرائت سوره‌های الم سجده و یس پرداختم. در این میان او هراسان بیدار شد و من به نزد او پریدم و بدو گفتم: نام خدا بر تو باد. آیا چیزی احساس می‌کنی؟ گفت:‌ ای عمه! آری. گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استوار دار که همان است که با تو گفتم. حکیمه گوید: من و نرجس را ضعفی فرا گرفت و به ندای سرورم به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و ناگهان سرور خود (فرزند نرجس) را دیدم که در حال سجده بوده و مواضع سجودش بر زمین است. او را در آغوش گرفتم. دیدم پاک و نظیف است.
ابومحمد فرمود:‌ ای عمه جان! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وی بردم و او دو کف دستش را گشود و فرزند را در میان آن قرار داد و دو پای او را به سینه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وی کشید. سپس فرمود:‌ ای فرزندم! سخن گوی. گفت: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد ان محمدا رسول الله». سپس بر امیر مؤمنان سایر امامان (ع) درود فرستاد تا آنکه بر پدرش رسید و زبان درکشید».[۳۶]
  • مخفی بودن ولادت

خلفای بنی‌عباس بنابر روایات پیامبر (ص) و ائمه (ع) می‌دانستند که دوازدهمین امام همان مهدی است؛ بنابراین مراقبانی بر امام حسن عسکری و منزل آن حضرت گماردند. مورخان گفته‌اند معتمد عباسی به قابله‌ها امر کرده بود تا وقت و بی‌وقت، سرزده وارد خانه سادات شوند - به‌ویژه خانه امام حسن عسکری (ع) - و درون خانه را بگردند و از حال همسر او باخبر شوند و گزارش دهند.[۳۷] کنیزی به نام ثقیل که گویا برای حفظ جان امام زمان (ع) ادعای بارداری کرده بود، بازداشت شد و مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد و سپس او را رها کردند.[۳۸]

ولادت امام زمان (ع) از عموم مردم پنهان نگه داشته شد. در روایات[۳۹] نیز به این موضوع و دلیل آن اشاره شده است. امام سجاد (ع) می‌فرماید: «در قائم ما سنت‌هایی از انبیا هست... و سنتی از ابراهیم... و اما از ابراهیم پنهان‌بودنِ ولادت و کناره‌گیری از مردم...».[۴۰] همچنین امام صادق (ع) می‌فرماید: «ولادت صاحب الامر بر این خلق پوشیده است تا اینکه ظهور کند؛ برای این‌که بیعت کسی بر گردنش نباشد».[۴۱]

شیخ مفید نیز معتقد است: «به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی‌امان برای یافتن آخرین حجت خدا، ولادت آن حضرت بر همگان مخفی ماند».[۴۲]

مخفی بودن ولادت، در تاریخ بی‌سابقه نیست، بلکه نقل شده است ولادت ابراهیم خلیل (ع) از ترس کشته‌شدن به دست پادشاه زمانش پنهانی بود[۴۳] یا قرآن کریم در سوره قصص آیه ۷ تا ۱۳، در شرح ولادت موسی بن‌ عمران (ع) به پنهانی‌بودن آن اشاره می‌کند.

  • شاهدان ولادت

علاوه بر حکیمه خاتون، دو تن از کنیزان امام حسن عسکری به نام‌های ماریه و نسیم نیز از شاهدان ولادت او محسوب می‌شوند. شیخ طوسی و شیخ صدوق آورده‌اند: «نسیم و ماریه گویند: چون صاحب الزمان از رحم مادر به دنیا آمد، دو زانو بر زمین نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند کرد. آنگاه عطسه کرد و فرمود: "الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله". ستمکاران پنداشته‌اند که حجت خدا از میان رفته است. اگر برای ما اذن در کلام بود، شک زایل می‌گردید».[۴۴]

  • گزارش‌های اهل سنت

در میان دانشمندان اهل سنت، برخی ولادت امام زمان را گزارش کرده‌؛ اما در مورد موعود بودن او سکوت کرده‌اند، مثل ابن‌اثیر (م ۶۳۰ق) در کتاب الکامل فی التاریخ،[۴۵] ابن‌خلکان (م ۶۸۱ق) در کتاب وفیات الاعیان[۴۶] و ذهبی (م ۷۴۸ق) در کتاب العبر. برخی دیگر علاوه بر گزارش‌کردن ولادت، به موعود بودن او نیز تصریح کرده‌اند، مثل ابن‌طلحه شافعی (م ۶۵۲ق) در مطالب السؤول[۴۷] و ابن صباغ مالکی (م ۸۵۵ق) در الفصول المهمه.[۴۸][۴۹]

  • آگاهی شیعیان از ولادت

پس از تولد امام زمان(عج)، برخی از شیعیان خاص و مورد اعتماد امام حسن عسکری (ع)، امام زمان (ع) را دیدند. شیخ مفید از اشخاصی مانند محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر (ع)، حکیمه دختر امام جواد (ع)، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف، خادم خانه امام یازدهم (ع)، نام می‌برد که توانسته‌اند امام زمان (ع) را ببینند.[۵۰]

محمد بن عثمان عمری به همراه چهل نفر دیگر نزد امام حسن عسکری (ع) بودند. امام (ع) فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از وی فرمان ببرید و در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و پس از این هرگز وی را نخواهید دید».[۵۱]

شبیه همین روایت را شیخ طوسی نقل کرده و از اشخاصی مانند علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویة بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح نیز نام برده است.[۵۲] همچنین کلینی به نقل از ضوء بن علی عِجْلی روایت کرده که مردی از اهالی فارس گفته است: به منظور خدمت در منزل حضرت عسکری (ع) به سامرا رفتم و امام (ع) مرا مسئول خرید خانه کرد. روزی امام عسکری (ع) فرزند خود را (که در حدود دو سال داشت) به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم». ضوء بن علی عجلی اضافه می‌کند که آن مرد فارسی گفت پس از آن تا زمان رحلت امام حسن عسکری (ع)، آن کودک را دیگر ندیده است.[۵۳]

شیخ مفید نیز اشخاصی را از جمله أبوعمر، عثمان بن سعید السمان و پسرش أبوجعفر محمد بن عثمان را از کسانی می‌داند که امام زمان (عج) را در زمان حیات پدرش دیده‌اند. همچنین اشخاصی از خاندان‌های بنی الرحبا از نصیبین، و بنی سعید، و بنی مهزیار از اهواز، و بنی الرکولی از کوفه، و بنی نوبخت از بغداد و گروهی از اهالی قزوین و قم و منطقه جبال نیز امام زمان (عج) را در زمان حیات امام حسن عسکری (ع) دیده‌اند.[۵۴]

  • واکنش بنی عباس

پس از رسیدن خبر بیماری امام حسن عسکری (ع) به خلیفه وقت، المعتمد عباسی، وی پنج نفر از افسران مورد اعتماد خود را برای زیر نظر گرفتن امام (ع) به منزل وی فرستاد. همچنین المعتمد به قاضی القضاة خود دستور داد تا ده نفر از افراد مورد اعتماد خویش را مأمور مراقبت از امام (ع) قرار دهد. [۵۵]

امام حسن عسکری (ع) در وصیتش، تمام دارایی‌اش را به مادرش حُدَیث واگذار کرد که البته عباسیان اجازه ندادند تمام اموال به مادر برسد و نصف اموال را جعفر عموی امام زمان (ع) تصاحب کرد.[۵۶]

پس از وفات امام حسن عسکری (ع)، خلیفه عباسی گروهی را به خانه امام (ع) فرستاد و این گروه علاوه بر مهر و موم کردن خانه و اموال امام (ع)، به جستجوی فرزند وی پرداختند و زنان و کنیزان او را نیز از جهت بارداری مورد بررسی قرار دادند[۵۷] و کنیزی به نام ثقیل را که مشکوک به بارداری بود، به همراه خود بردند و به مدت دو سال تحت نظر داشتند و پس از آن وی را رها ساختند.[۵۸]

عمر امام زمان

امام زمان در ۲۵۵ق به دنیا آمد. حدود دوازده قرن از آن تاریخ می‌گذرد. این طول عمر، همسان با طول عمر عادی انسان‌ها نیست. متکلمان شیعه در پاسخ به ناهمسانی عمر امام عصر با عمر عادی انسان‌ها پاسخ‌های گوناگونی داده‌اند.

پاسخ‌های تجربیالگو:سخ زیست شناسان، عمر زیاد را برای انسان ممکن می‌دانند. لطف‌الله صافی گلپایگانی کلمات فراوانی از دانشمندان غربی نقل می‌کند که ادعا کرده‌اند از نظر زیست‌شناسی، انسان می‌تواند تا ۸۰۰ یا ۱۰۰۰ سال عمر کند.[۵۹]

پاسخ‌های عقلیالگو:سخ

امکان وقوعی:
  • اعجاز: طول عمر امام زمان از باب اعجاز است و یکی از امور فوق طبیعی است.
  • اراده الهی می‌تواند به طول عمر یا دوام عمر انسانی تعلق گیرد.
  • نفس انسان، جسم را تدبیر می‌کند و بر آن تسلط دارد. اگر نفس چنان قدرت‌مند باشد که علاوه بر تدبیر، بر جسم نیز ولایت داشته باشد، می‌تواند به اذن الهی جسم خود را تا زمانی طولانی‌تر باقی نگه دارد.
  • بقاء در انسان ذاتاً‌ امکان دارد و عدم بقاء به جهت امر عارضی است. امر عارضی هم ممکن العدم است. پس اگر امر عارضی نباشد، بقاء حاصل است.
  • طعام و شراب عزیر نبی بعد از صد سال سالم و تازه باقی ماند بدون اینکه دارای روح باشند، انسان دارای روح به طریق اولی می‌تواند عمری فراتر از عمر عادی داشته باشد.
  • با توجه به گزارش‌های تاریخی و وقوع آن، برترین دلیل برای امکان یک شی، وقوع آن است.

نمونه‌های تاریخیالگو:سخ ابوحاتم سجستانی در کتابی به نام «المعمرون و الوصایا» از کسانی که عمری فراتر از عمر عادی داشته‌اند، سخن گفته است. متکلمان شیعه مانند شیخ صدوق در کمال الدین، کراجکی در البرهان علی صحة طول عمر الامام صاحب الزمان نیز در پاسخ به شبهه طول عمر، فصلی در باب معمرین نگاشته‌اند و ده‌ها تن از معمّرین را برشمرده‌اند.

کتاب‌های آسمانیالگو:سخ در تورات[یادداشت ۲]، انجیل و قرآن، از انسان‌هایی نام برده شده که عمری طولانی و غیرعادی داشته‌اند. قرآن سال‌های دعوت نوح را نهصد و پنجاه سال می‌شمرد[۶۰] و از عمرهای طولانی در امت‌های پیشین خبر می‌دهد.[۶۱]

روایاتالگو:سخ در بخشی از روایات نیز به عمر دراز امام زمان اشاره شده است از جمله از امام سجاد (ع) نقل شده است: قائم ما سنت‌هایی از پیامبران دارد... سنت او از آدم و نوح، طول عمر است...[۶۲] امام صادق (ع) نیز امام زمان را به ابراهیم (ع) تشبیه کرده که صد و بیست سال عمر کرد ولی همچون جوانی سی ساله بود.[۶۳] از امام حسن (ع) نیز نقل شده است که خداوند عُمر نُهمین فرزند برادرم حسین را طولانی می‌کند سپس با قدرت خود او را در صورت جوانی با سنّ کمتر از چهل سال، ظاهر می‌گرداند.[۶۴]

پایان عمر امام

امام زمان پس از قیام در آخرالزمان، حکومت خواهد کرد. مدت حکومت در روایات میان هفت تا ۳۰۳ سال ذکر شده است. در روایات اهل سنت، مدت هفت سال شهرت دارد[۶۵] و در روایت شیعه، بیش از ده سال. برخی روایات شیعه، طول حکومت را هفت سال دانسته‌اند، اما هر سال معادل ده[۶۶] یا بیست سال[۶۷] به طول می‌انجامد. در برخی روایات، طول حکومت، به مشیت الهی گره خورده و مبهم است. قول مشهور در نزد شیعیان، ۱۹ سال است.[۶۸]

درباره چگونگی شهادت یا وفات امام زمان، روایتی نقل نشده است.[۶۹] برخی از علما با توجه به قول مشهور شهادت همه امامان بر اساس روایت «ما منّا الا مقتول او مسموم»[۷۰]، قائل به شهادت امام در پایان حکومت هستند. تنها یک نقلِ غیرروایی از نحوه شهادت امام خبر می‌دهد. در این نقل، امام مهدی پس از هفتاد سال حکومت، به دست زنی ریش‌دار به نام سعیده به شهادت می‌رسد. اگرچه الزام الناصب[۷۱] این نقل را در میان اتفاقات پس از ظهور ذکر می‌کند و آنگاه این مجموعه نقل را برداشت از روایات می‌داند، اما چنین روایتی در میان روایات یافت نشده است.[۷۲]

بنا به اعتقاد امامیه، پس از پایان عمر امام زمان، رجعت رخ خواهد داد. امام حسین (ع) اولین کسی است که رجعت خواهد کرد. امام حسین (ع) بر امام مهدی نماز خواهد گزارد و او را غسل و کفن خواهد کرد.

محل زندگی

  • محل تولد و زندگی پیش از غیبت

امام مهدی (ع) از هنگام تولد تا آغاز غیبت صغری در زادگاهش سامرا زندگی می‌کرد. در این دوران، سرداب، محل عبادت و زندگی وی بوده است. بنابر گزارش‌هایی، بارها در زمان حیات پدرش در این مکان دیده شده است.[۷۳] برخی محققان معتقدند او در سال‌های پایانی عمر پدرش به همراه او در مراسم حج شرکت کرد و سپس در مدینه مخفی شد.[۷۴] این نظریه با منابع تاریخی شیعه چندان سازگار نیست.[۷۵]

  • محل زندگی در دوران غیبت

برخی روایات به نامعلوم بودن محل زندگی امام زمان (عج) در دوران غیبت اشاره دارند. با این حال در روایات دیگر از مکان‌هایی مانند ذی طوی[۷۶]، کوه رضوی[۷۷] و طیبه(مدینه)[۷۸] به عنوان محل زندگی امام زمان (ع) در دوران غیبت یاد شده است. از آنجا که در دوران غیبت صغری نواب اربعه با او در ارتباط بوده‌اند، می‌توان گفت حداقل بخشی از این غیبت را در عراق گذرانده است. برخی منابع بر اساس داستانی، جزیره خضراء را محل زندگی امام زمان در دوران غیبت کبری معرفی کرده‌اند[۷۹] که از سوی برخی عالمان شیعی مورد تردید جدی قرار گرفته و آثاری در نقد آن نگاشته شده است.[یادداشت ۳]

ابن قیم جوزی و ابن خلدون، به شیعه نسبت می‌دهند که شیعیان معتقدند که امام زمان (ع) در دوران غیبت در سرداب زندگی می‌کند و از همان جا ظهور خواهد کرد.[۸۰] ولی در کتاب‌های شیعه چنین اعتقادی دیده نمی‌شود و نزد آنان تقدّس این مکان به جهت محل زندگی و عبادت امام در دوران حیات پدرش است.

  • محل ظهور، قیام، حکومت و زندگی (پس از ظهور)

درباره محل ظهور امام زمان (عج) اطلاع دقیقی در دست نیست. او بر پایه روایتی، در منطقه ذی طوی ظهور می‌کند. سپس با ۳۱۳ نفر از یارانش به مکه می‌رود، به حجر الاسود تکیه می‌دهد و پرچم خود را به اهتزاز درمی‌آورد.[۸۱] بر اساس این روایت و روایات دیگر[۸۲]، آغاز قیام امام زمان (ع) از مسجدالحرام است و یاران او بین رکن و مقام با او بیعت می‌کنند.[۸۳] در برخی روایات از تهامه به عنوان نقطه آغاز قیام امام زمان (ع) یاد شده است[۸۴]. به مکه که جزئی از این سرزمین است نیز تهامه گفته می‌شود.

در برخی روایات، کرعه[۸۵]، محل خروج امام زمان (ع) معرفی شده است که احتمالا حاصل خلط شدن با قیام یمانی از یمن است.[۸۶] محمد قرطبی از نویسندگان اهل سنت، مغرب اقصی[۸۷] و قاضی نعمان مغربی، مغرب[۸۸] را محل خروج ذکر کرده‌اند که با روایات شیعه مبنی بر آغاز قیام امام دوازدهم از مکه سازگار نیست و احتمال خلط آن با مکان خروج سفیانی وجود دارد.[۸۹]

برخی روایات، شهر کوفه را مرکز حکومت[۹۰]، مسجد کوفه را محل قضاوت[۹۱] و مسجد سهله را محل زندگی[۹۲] و تقسیم بیت المال[۹۳] توسط حضرت پس از قیام ذکر کرده‌اند.

مکان‌های منسوب به امام زمان

مکان‌هایی به امام مهدی (ع) منسوب شده و گفته شده است که شیعیان در دوران غیبت کبری برای ارتباط با وی در این مکان‌ها حاضر می‌شوند:

  • سرداب غیبت: محل عبادت امام هادی، امام عسکری و امام زمان (ع).
  • مسجد جمکران: در نزدیکی روستای جمکران در قم، که بنابر قول معروف، به دستور امام زمان (عج) توسط حسن بن مثله جمکرانی ساخته شده است.
  • مسجد سهله: مقامی در این مسجد، منسوب به امام زمان (ع) است که در قسمت میانی مسجد و در بین مقام‌های امام سجاد (ع) و حضرت یونس قرار دارد. برخی روایات محل زندگی امام زمان (ع) را پس از ظهور، این مکان معرفی کرده‌اند.[۹۴]
  • ذی طوی: نام منطقه‌ای در مکه است که در داخل حرم قرار دارد و طبق برخی روایات، حضرت مهدی (ع) در آنجا زندگی می‌کند. در برخی روایات، محل ظهور و مرکز تجمع یاران وی نیز همین منطقه یاد شده است. بر اساس روایتی، پیش از آنکه امام دوازدهم قیام خود را از کنار کعبه آغاز کند، در این مکان منتظر ۳۱۳ یار خود است.[۹۵]
  • کوه رضوی: برخی روایات، محل زندگی امام زمان (ع) را در دوران غیبت، کوه رضوی ذکر می‌کند.[۹۶] رضوی از کوه‌های تهامه در میان مکه و مدینه است.
  • وادی السلام: مقام امام زمان در این قبرستان، گنبد و بارگاهی دارد که در سال ۱۳۱۰ق توسط سید محمدخان پادشاه سند ساخته شده است. ساختمان قبلی توسط سید بحرالعلوم (متوفای ۱۲۱۲ق) تجدید بنا شده بود. در محراب مقام حضرت مهدی (ع)، سنگی موجود است که زیارت‌نامه‌ای بر آن حک شده است. تاریخ کنده‌کاری این سنگ، نهم شعبان ۱۲۰۰ق است.
  • جزیره خضراء: مکانی منسوب به امام زمان (عج) که بنابر برخی روایات، فرزندان امام زمان (ع) در آنجا زندگی می‌کنند. داستان این جزیره در برخی منابع آمده است و دو دیدگاه درباره آن وجود دارد؛ برخی آن را پذیرفته و برخی دیگر افسانه دانسته‌اند و آثاری در نقد آن نگاشته‌اند.
  • طیبه: از مکان‌هایی که بنابر برخی روایات، محل زندگی امام زمان در دوران غیبت است. گفته شده است مراد از آن مدینه است.[۹۷]

ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی

روایات متعددی از کتاب‌های حدیثی شیعه و اهل سنت، درباره ویژگی‌ها و اوصاف ظاهری، اخلاقی و دینی امام مهدی (ع) وجود دارد.

  • اوصاف ظاهری

در نقل‌های مختلف پیامبر اسلام (ص)، امام مهدی (عج) را شبیه‌ترین فرد به خود توصیف کرده است.[۹۸][۹۹] امام حسن عسکری (ع)هم چهره و اخلاق وی را شبیه‌ترین به پیامبر دانسته است.[۱۰۰] از امام علی (ع)نقل شده: «هنگامى كه مهدى (عج) قيام مى‌كند، سن او بين سى تا چهل سال خواهد بود». [۱۰۱]

امام حسن مجتبى (ع)، وی را جوانى كم‌سن‌تر از چهل سال معرفی می‌کند که دارای قدرتی بى‌پايان است.[۱۰۲] امام صادق (ع) او را در چهره جوانى كامل و معتدل توصیف می‌کند.[۱۰۳] علامه مجلسی در توضیح این روایت می‌نویسد: مراد از معتدل بودن اين است كه در سنين متوسط و يا آخر سنين جوانى است. امام رضا (ع) در روایتی ، در پاسخ اباصلت هروی که از او درباره نشانه‌های امام مهدی هنگام ظهور پرسید، فرمود: «نشانه‌اش این است که در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه‌ای که بیننده گمان می‌کند چهل ساله یا کمتر از آن است.»

در کتاب مکیال المکارم، جمال و زیبایی امام مهدی (عج)، یکی از ویژگی‌های او بیان شده و تاکید شده که مثل ماه می‌درخشد.[۱۰۴] در نقل‌های مختلف جزییات صورت امام مهدی (عج) ذکر شده است. در روایتی پیامبر می‌فرماید: «مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد.»[۱۰۵] در روایتی دیگر پیامبر، امام مهدی را دارای رنگ چهره‌ای عربی و اندامی اسرائیلی[یادداشت ۴] توصیف می‌کند که بر گونه راست او خالی است که همانند ستاره درخشان است.[۱۰۶]

امام باقر (ع) از پدر و جدش روایت می‌کند که روزی امام علی (ع) در حالی که بالای منبر بود، فرمود: «از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور می‌کند که رنگ صورتش سفید متمایل به سرخی و سینه‌اش فراخ... و شانه‌هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر (ص).»[۱۰۷]

  • اوصاف اخلاقی و دینی

اوصاف اخلاقی و دینی امام مهدی را به دو صورت می‌توان بررسی کرد:

۱- بر اساس روایاتی که وی را شبیه‎ترین به پیامبراسلام می‌داند و با توجه به خصوصیاتی که برای پیامبر در آیات و روایات ذکر شده، می‌توان خصوصیات اخلاقی و دینی امام مهدی را هم با آن توصیف کرد.

۲- شیوه دیگر، بررسی روایات مستقلی است که به بیان ویژگی‌های اخلاقی امام مهدی می‌پردازد. آنچه از مجموع اخبار و روایاتى که درباره ویژگی‌های اخلاقى و رفتارى امام مهدی (ع)، چه در روایات شیعه و چه اهل سنت آمده، این است که وى خاشع‌ترین فرد در برابر خدا[۱۰۸] و دانشمندترين و حكيم‌ترين مردم معرفی شده است.[۱۰۹]

امام حسين (ع) درباره وی می‌گوید: «مهدی را از روی آرامش و وقاری که دارد و همچنين دانش او به حلال و حرام و نيازمندی مردم به او و بی نيازی او از مردم می‌شناسيد».[۱۱۰]

امام صادق (ع) وی را فردی در نهایت زهد معرفی کرده كه پوشاک او سخت و خشن و خوراكش نان جو است.[۱۱۱][۱۱۲] وی بر كارگزاران دولت خود سخت ‏گیر، و با مردم بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.[۱۱۳]

امام باقر (ع) وی را فردی معرفی می‌کند که به كتاب خدا عمل کرده و هیچ منكری را نمی‌بیند مگر آن كه با آن مخالفت می‏‌كند.[۱۱۴]

امام رضا (ع) در بیان ویژگی كلی امام مهدی‏ (ع) می‏‌فرماید: «او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادران‌شان برای آنها دل‏سوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا، متواضع‌‏تر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان می‌‏دهد، سختكوش‌تر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی می‌‏كند، خوددارتر است.»[۱۱۵] همچنین امام رضا (ع) وی را داناترين و حكيم‌ترين، پرهيزگارترين، بردبارترين، سخی‌ترين و عابدترين آنان توصیف می‌کند که فرشتگان با او سخن می‌گويند.[۱۱۶]

دلایل اثبات امامت

  • دلایل کلامی، تاریخی و روایی امامت امام زمان
  • نقدها و پاسخ ها

دوران امامت

وضعیت شیعیان پس از شهادت امام عسکری

ابهام در وجود فرزند امام عسکری

در زمان امام حسن عسکری (ع) مشهور شده بود که شیعیان در انتظار قیام فرزند او هستند[۱۱۷] از طرفی دستگاه عباسی در جستجوی آن فرزند بود و به هر نحو می‌کوشید او را دستگیر کند.[۱۱۸] از این رو امام عسکری در طول زندگی خود، آشکارا پسر خویش را به کسی نشان نداد و حتی او را به بسیاری از پیروان خود -جز چند تن از خواص اصحاب و خویشان نزدیک- معرفی نکرد.[۱۱۹] در نتیجه، هنگام شهادت امام، (جز همان عده) کسی از وجود فرزندی برای آن حضرت خبر نداشت (اطلاعات بیشتر در بخش مخفی‌بودن ولادت و واکنش بنی‌عباس آمده است).[۱۲۰]

همچنین امام حسن عسکری (ع) به سبب شرایط سیاسی، در وصیت‌نامه‌اش فقط از مادرش حُدَیث نام برد و در یکی دو سال اول پس از رحلت امام، برخی شیعیان معتقد بودند در غیبت امام زمان، حُدَیث به نیابت عهده‌دار مقام امامت است.[۱۲۱]

بلافاصله پس از شهادت امام عسکری، اصحاب خاص به ریاست عثمان بن سعید عمری(متوفی بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ق.) به جامعه شیعه اعلام کردند که امام عسکری فرزندی از خود به جای نهاده که اکنون جانشین او و متصدی مقام امامت است.[۱۲۲] عبدالله بن جعفر حمیری می‌گوید: از عثمان بن سعید عمری درباره نام جانشین امام عسکری (ع) پرسیدم. عمری پاسـخ داد: شما از این‌که نام ایشان را بپرسید، ‌‌نهی‌ شده‌اید، چرا که سلطان (خلیفه وقت) چنین می‌پندارد که امام عسکری هیچ پسری از خود بر جا نگذاشته و میراث او نیز (بین مادر و برادر و خواهرش) تقسیم شده است. اگر اسم او برده شود، آنها در صدد یافتن او برمی‌آیند. پس از نام او نپرسید.[۱۲۳] (درباره چگونگی آگاهی شیعیان از ولادت امام به بخش ولادت، آگاهی شیعیان رجوع کنید).

سرگردانی در تشخیص امام

با وجود روشنگری اصحاب خاص امام عسکری، جامعه شیعه عملا در وضعیت نابسامان قرار گرفته بود و بسیاری از شیعیان عراق و بین‌النهرین، با پیشامد وضع جدید، سردرگم شده بودند.[۱۲۴] برای نمونه، شیعیان پس از شهادت امام عسکری فردی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند او تحقیق کند، چرا که شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری، توسط پدرش به مدینه فرستاده شده است.[۱۲۵] همچنین نقل شده است که ابوزید احمد بن سهل بلخی، دانشمند نامی معاصر دوره غیبت صغری، در جستجوی امام خود، از خراسان به عراق رفت و چند سالی در آنجا در طلب امام بود.[۱۲۶]

در خانه امام عسکری (ع) هم دودستگی افتاده بود. حُدیث مادر امام عسکری و حکیمه عمه امام، از وجود و امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، ولی تنها خواهر امام عسکری که غیر از جعفر، تنها فرزند بازمانده از امام هادی و شاید خواهر تنی جعفر بود، از جعفر پشتیبانی می‌کرد.[۱۲۷]

شیعیانی که در مقامات عالی دولتی و متصدی مشاغل مهم بودند نیز در این ماجرا دو دسته شده بودند. برای نمونه خاندان نوبخت از وجود و امامت فرزند امام عسکری (ع) پشتیبانی می‌کردند و عثمان بن سعید و پسرش را در مقام نیابت امام زمان به رسمیت می‌شناختند.[۱۲۸]

انشعابات در جامعه شیعه

بحران رهبری در این دوره چنان سنگین بود که حتی عده‌ای از مذهب خود دست برداشته و به سایر فرقه‌های شیعی و غیرشیعی پیوستند[۱۲۹]. دسته‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و او را مهدی دانستند، گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی (ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند.[۱۳۰]

در این میان گروهی بزرگ، جعفر را امام دانستند.[۱۳۱] جعفر برای‌ به‌دست‌ آوردن‌ امامت‌ تلاش‌ زیادی‌ کرد. وی‌ پس‌ از رحلت‌ امام‌ حسن‌ عسکری‌ (ع)، به‌رغم‌ زنده‌ بودن‌ مادر امام، مدعی‌ میراث‌ وی شد.[۱۳۲] وی‌ همچنین‌ زمامداران‌ وقت‌ را تحریک‌ کرد که‌ خانه امام‌ را برای‌ یافتن‌ فرزند او جستجو کنند و با همکاری‌ جعفر، یکی‌ از کنیزان‌ امام‌ حسن‌ عسکری‌ (ع) زندانی‌ شد و به‌ شدت‌ تحت‌ نظر قرار گرفت‌.[۱۳۳] به‌علاوه‌، جعفر حاضر شد سالانه‌ بیست‌ هزار دینار به‌ یکی‌ از کارگزاران‌ عباسی رشوه‌ دهد تا امامت او را تأیید نماید.[۱۳۴]

علیرغم این اختلافات، نهایتاً اکثریت شیعه به امامت فرزند امام حسن عسکری (ع) گرویدند و همین جریان بعدها رهبری اصلی شیعیان امامی را بر عهده گرفت و در قرن چهارم به صورت شیعه اثنی عشری باقی ماند.[۱۳۵] شیخ مفید پس از نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که پس از شهادت امام حسن عسکری به وجود آمدند، می‌گوید:

از این فرقه‌هایی که از آنها یاد کردیم، در زمان ما؛ یعنی در سال ۳۷۳ق هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده است؛ یعنی کسانی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به نام رسول خدا (ص) نامیده می‌شود، پذیرفته و به حیات و بقای او تا روزی که با شمشیر قیام کند، یقین دارند.[۱۳۶]

نقش توقیعات در تثبیت تشیع

الگو:اصلی در این دوره توقیعاتی از سوی امام زمان (ع) صادر شد که برخی از آنها به اثبات امامت خویش مربوط می‌شد. استدلالی که امام زمان (ع) در این توقیعات، برای اثبات امامت خویش مطرح کرده، تاکید بر استمرار راه هدایت الهی از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسکری (ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی است. وی همچنین سه معیار برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی کرده است: عصمت، علم و تایید الهی.

دو نمونه از این توقیعات:

  • ابن ابی غانم قزوینی و گروهی از شیعیان در مورد جانشین امام حسن عسکری اختلاف کردند. ابن ابی غانم گفت ابومحمد (ع) درگذشته و جانشینی ندارد. شیعیان در این‌باره نامه‌ای نوشتند و به ناحیه (امام زمان) فرستادند و اختلاف پیش آمده را به اطلاع وی رساندند. جواب نامه با خط امام زمان چنین آمد:
بسم الله الرحمن الرحیم... به من خبر رسیده است که گروهی از شما در دین اختلاف کرده و در مورد سرپرستان امور (امامان) خود به شک و سرگردانی افتاده‌اند... آیا ندیدید چگونه خداوند از زمان آدم علیه السلام تا زمان امام پیشین برای شما پناهگاه‌هایی قرار داد تا به آنها پناه ببرید و پرچم‌هایی برافراشت تا به واسطه آنها هدایت شوید. هر گاه پرچمی ناپدید شد پرچمی دیگر پدیدار گردید و هر گاه ستاره‌ای غروب کرد ستاره‌ای دیگر دمید. وقتی خداوند، او [امام پیشین] را به سوی خود برد گمان کردید که خداوند متعال دین خود را باطل ساخته و سبب میان خود و خلق خود را قطع کرده است. هرگز چنین نبوده و تا زمانی که قیامت برپا شود و امر خداوند سبحان آشکار گردد نیز این گونه نخواهد شد. امام پیشین علیه السلام درگذشت... و وصیت او و دانش او و جانشین او در ماست و کسی جز ستمگر گنهکار بر سر مقام او با ما نزاع نمی‌کند.[۱۳۷]
به مهزیاری بگو آنچه درباره شیعیان ما در منطقه خودتان گفتی دریافتیم. به آنان بگو آیا نشنیده‌اید که خداوند عزوجل فرموده است: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّ‌سُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ‌ مِنكُمْ» (نساء، ۵۹)؛ مگر نه اینکه خدا به چیزی که تا روز قیامت وجود دارد فرمان داده است؟ آیا ندیده‌اید که خداوند عزوجل از زمان آدم تا زمان ابومحمد امام پیشین برای شما پناهگاه‌هایی قرار داد تا به آنها پناه برید و پرچم‌هایی که به وسیله آنها هدایت شوید؟ و هر گاه پرچمی پنهان شد پرچمی دیگر آشکار گردید و هر گاه ستاره‌ای غروب کرد ستاره‌ای دیگر دمید. وقتی خداوند او [امام پیشین] را نزد خود برد گمان کردید که خداوند عزوجل سبب میان خود و آفریدگانش را قطع کرده است. هرگز چنین نبوده و تا روز قیامت چنین نخواهد بود.‌ ای محمد بن ابراهیم نسبت به امری که بخاطر آن (به عراق) آمده‏‌اى دچار شک نشو که خداوند عزوجل زمین را از حجت خالی نمی‌گذارد...[۱۳۹]

غیبت صغری

الگو:اصلی در این‌که غیبت صغری از چه زمانی آغاز شده، اختلافاتی وجود دارد. برخی معتقدند این غیبت با تولد امام زمان در سال ۲۵۵ هجری قمری شروع شده که بر این اساس مدت آن ۷۴ سال بوده، و برخی دیگر بر این عقیده‌اند که آغاز آن از روز شهادت امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری بوده که در این صورت طول آن ۶۹ سال می‌شود.

شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الارشاد،[۱۴۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب اعلام الوری [۱۴۱] و برخی دیگر از فقیهان و محدّثان بزرگ شیعه و همچنین بسیاری از تاریخ‌نگاران، قول اول را پذیرفته و مدّت غیبت صغری را ۷۴ سال ذکر کرده است.

در طول غیبت صغری، امام مهدی از طریق نایبان خاص خود با شیعیان در ارتباط بود و امور آنان را حلّ و فصل می‌کرد. این امور، علاوه بر مسائل عقیدتی و فقهی، شامل مسائل مالی نیز می‌‏شد.

غیبت کبری

الگو:اصلی امام مهدی (ع) از آغاز امامت خود در سال ۲۶۰ ه.ق ارتباط خود با شیعیان را محدود به ارتباط از طریق نمایندگان خاص خود کرده‌ بود. آخرین نائب خاص، علی بن محمد سمری بود که در پانزدهم شعبان ۳۲۹/ پانزدهم ماه مه ۹۴۱ درگذشت. یک هفته قبل از درگذشت او، توقیعی از سوی امام خطاب به وی صادر شد:

«‌ای علی بن محمد سمری! ... تو تا شش روز دیگر وفات خواهی کرد. پس کارهایت را تمام کن و به هیچ‏کس به عنوان جانشین خویش وصیت نکن زیرا اکنون غیبت دوم آغاز شده است، و ظهوری نخواهد بود تا زمانی که خداوند اجازه فرماید...[۱۴۲]

پس از درگذشت سمری ارتباط از طریق نواب خاصه نیز خاتمه یافت و غیبت وارد مرحله‌ای جدید شد. این دوره از غیبت در منابع متأخر، غیبت کبری نامیده شده است. اکثر منابع شیعی سال وفات نایب چهارم را سال ۳۲۹ه‍.ق. می‌دانند، ولی‏ شیخ صدوق و فضل بن حسن طبرسی آن را در سال ۳۱۸ه‍.ق. ثبت کرده‌اند.[۱۴۳]

ظهور امام زمان

الگو:اصلی علاوه بر احادیث فراوانی که درباره ظهور مهدی سخن گفته‌اند، مفسران شیعه با استناد به سخنان اهل‌بیت معتقدند، قرآن نیز درباره ظهور و نشانه‌های آن سخن گفته است.


بنابر روایات شیعه، جهان در آستانه ظهور دارای سه ویژگی عمده است:

  1. ظلم و ستم فراگیر و فتنه‌ای که بر هر خانه‌ای وارد می‌شود.[۱۴۴]
  2. وجود دشمنانی مانند سفیانی و نواصب و دیگرانی که در عراق و دیگر سرزمین‌های اسلامی مشغول فعالیت علیه شیعه هستند و سپس سوریه را تصرّف کرده و حکومت آنجا را می‌گیرند. [۱۴۵]
  3. جریان یاران امام زمان که در سرزمین‌های اسلامی در تلاش هستند و یاد و نام او را در عالم پراکنده می‌کنند.[۱۴۶]

گفتارها، سخنان و مکتوبات

الگو:اصلی هر چند اصطلاح توقیع به معنای مکتوبات امامان بویژه امام زمان (ع) است، ولی این اصطلاح در مورد سخنان غیر مکتوب امام زمان نیز به کار رفته و در منابعی که توقیعات امام دوازدهم گردآوری شده (از جمله کمال الدین صدوق و معجم احادیث الامام المهدی)، سخنان غیر مکتوب وی و حتی سخنان نایبان خاص هم در ضمن توقیعات آورده شده است.[۱۴۷] توقیعات امام زمان که در حدود ۸۰ مورد است، غالبا در دوره غیبت صغرا در موضوعات گوناگون اعتقادی، فقهی، مالی و... صادر شده است.

جایگاه امام زمان در قرآن و روایات

  • امام زمان در قرآن

مسئله امام زمان و ظهور منجی آخرالزمان به صراحت در قرآن نیامده، اما مفسرین شیعه آیات بسیاری را در قرآن مربوط به امام زمان دانسته‌ و بعضی تا ۲۵۰ آیه را مرتبط با امام زمان تلقی کرده‌اند.[۱۴۸] مفسرین از دو دسته آيات قرآن برای وجود امام مهدی و مسئله ظهور استفاده می‌کنند:

  • آياتی كه بر ضرورت وجود امام تاکید دارد:

بر اساس آیات قرآن کریم، خداوند برای هر امتی فردی را انتخاب کرده تا آنها را هدایت کند: «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»؛ «و برای هر جامعه راهنمايی هست.» (رعد/۷) پس همواره در زندگی بشر یک هدايتگر برگزيده وجود دارد. امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: «در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد كه مردم را به آنچه رسول خدا آورده هدايت می‌كند».[۱۴۹]

دليل ديگری كه مفسرين بر ضرورت وجود امام می‌آورند اين است كه قرآن، به مُبيّن و مفسّر نیاز دارد و به جز امام كسی به تمام معانی و خصوصيات آيات قرآن آگاه نيست. پس به حكم عقل پس از پیامبر حضور امام لازم است.[۱۵۰] شیعه معتقد است امام مايه آرامش و امنيت هستی و واسطه فيض الهی است و نعمات و بركات خداوند متعال به واسطه آنها به انسان داده می‌شود. و اگر لحظه‌ای زمین خالی از حضور امام شود اهلش را فرو می‌برد.[۱۵۱]

  • آياتی كه بشارت به حكومت صالحان و مومنان بر روی زمين می‌دهد:

مفسرین شیعه بر اساس ده‌ها آيه از قرآن کریم، موضوع ظهور امام زمان را قابل استناد می‌دانند؛ آياتی که بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف برای بازستاندن حق خود و رسيدن به قدرت و ايجاد يک حكومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامی مكاتب و اديان متمرکز است. در بيان قرآن، اين بشارت در بعضی كتب آسمانی ديگر هم آمده: «و همانا در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد». («وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»، انبياء/۱۰۵) اين بشارت در قرآن به اراده خداوند استناد داده شده است: «و خواستيم بر مستضعفان روی زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان گردانيم» (قصص/۵). این آیات بر اساس روایات فراوان، به مسئله ظهور نسبت داده شده است.

در آيه‌ای ديگر خداوند حكومت و جانشينی مومنان و صالحان را به عنوان وعده الهی برای بندگان مومن خود بيان می‌كند و امنيت و آرامش را مژده می‌دهد: «خداوند به كسانی از شما كه ايمان آورده و كارهای شايسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين زمين جانشين (خود) قرار دهد و آن دينی را كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيم‌شان را به امنيت مبدل گرداند تا مرا عبادت كنند.. ». (نور/۵۵) روايات صادر شده از امامان شیعه، اين آيه را بر امام زمان و اصحاب او منطبق کرده‌اند. [۱۵۲]

  • امام زمان در روایات

موضوع امام زمان از بحث‌های ریشه‌دار و با سابقه در اسلام به ویژه شیعه است. با توجه به اينکه وعده ظهور امام زمان توسط پیامبر داده‌ شده، از همان ابتدا نام «مهدی» بر سر زبان‌ها بوده و ده‌ها کتاب قبل از تولد وی در ميان شيعه نوشته شد و بعد از تولد امام زمان هم این رویکرد ادامه یافت و هزاران کتاب در موضوعات مختلف مرتبط با امام دوازدهم شیعیان تالیف شد. برخی از معتبرترین این کتاب‌ها، از این قرار است: الگو:ستون شروع

درباره جایگاه، شأن و اهمیت امام زمان در روایات شیعه سخنان فراوانی گفته شده است.[۱۵۳] موضوعاتی که این روایات مورد بررسی قرار داده‌اند، شخصیت امام زمان،[یادداشت ۵][۱۵۴] شخصیت منتظران وی[یادداشت ۶][۱۵۵]، ارزش و فضیلت انتظار فرج[یادداشت ۷][۱۵۶]، نشانه‌های ظهور[یادداشت ۸][۱۵۷] و همچنین حوادث هنگام ظهور[یادداشت ۹][۱۵۸] و جهان پس از ظهور[یادداشت ۱۰][۱۵۹] است.

ارتباط با امام زمان

الگو:همچنین ببینید شیعیان در عصر غیبت علاوه بر پیامبر و سایر معصومان، به طور ویژه به امام زمان توسل می‌کنند و دعاها و توجهات ویژه او خواستار می‌شوند. آیات[یادداشت ۱۱] و روایات متعدد[۱۶۰] نشان می‌دهند امامان با اذن و اجازه خداوند از حال و شرایط زندگی انسان‌ها باخبرند و می‌توانند در بهبود شرایط مادی و معنوی افراد اثرگذار باشند و هر چه پیروی، توسل و ارتباط با آنان بیشتر باشد، این آثار نیز بیشتر خواهد بود. دعای عهد، دعای توسل، نماز امام زمان و حضور در مسجد جمکران، زیارت آل یاسین، صدقه دادن برای سلامتی امام زمان، جشن‌های نیمه شعبان و اشعار فراوانی که در این زمینه سروده شده، جلوه‌هایی از ارتباط شیعیان با امام زمان است.

  • برخی آداب ارتباط

موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم برخی آداب ارتباط با امام زمان را جمع‌آوری کرده است. برخی از این آداب عبارتند از: الگو:ستون شروع

  • شناخت بهتر امام زمان
  • پیروی از اخلاق و رفتار امام زمان
  • یاد امام، برگزاری و شرکت در مجالس بزرگداشت یاد او و سایر معصومان
  • رعایت ادب به هنگام یاد او
  • شوق زیارت امام
  • انتظار فرج
  • تصمیم قلبی برای یاری امام در زمان غیبت و ظهور
  • یاری کردن سایر شیعیان
  • مقابله با ظالمان و اهل باطل
  • دعا کردن برای امام
  • صبر بر شرایط غیبت
  • تعیین نکردن وقت ظهور
  • انجام زیارت به نیابت از وی
  • صدقه دادن برای سلامتی امام
  • توجه و توسل به امام در مکان‌ها و زمان‌های ویژه
  • خواندن دعاها و زیارت‌های مخصوص امام زمان

ملاقات با امام زمان

الگو:اصلی

  • ملاقات پیش از غیبت کبری

در کتاب‌های تاریخی و حدیثی شیعه - همچون کافی، الارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، کمال الدین و الغیبة شیخ طوسی و الغیبة نعمانی - نام برخی افرادی که در زمان حیات امام حسن عسکری (ع) موفق به دیدار فرزندش مهدی (عج) شده بودند آمده و شرح دیدارشان ذکر شده است؛ از جمله حکیمه عمه امام یازدهم[۱۶۱] که شاهد تولد امام مهدی بوده است. بیشتر این افراد، یاران و خادمان امام حسن عسکری (ع) بودند: ابو نصر ظریف[۱۶۲] (خادم امام عسکری)، احمد بن اسحاق اشعری قمی[۱۶۳] ابو علی بن مطهر،[۱۶۴] سعد بن عبدالله اشعری قمی،[۱۶۵] یعقوب بن منقوش،[۱۶۶] ابوغانم خادم،[۱۶۷] کامل بن ابراهیم،[۱۶۸] و... .[۱۶۹]

همچنین گزارش شده است در طول ۶۹ سال غیبت صغری، علاوه بر چهار نائب خاص امام، افراد متعددی امام مهدی (ع) را زیارت کرده‌اند: ابراهیم بن ادریس،[۱۷۰] ابراهیم بن عبده نیشابوری و خادم او،[۱۷۱] ابوالادیان خادم امام حسن عسکری (ع)،[۱۷۲] ابو سعید غانم هندی،[۱۷۳] ابو عبدالله بن صالح،[۱۷۴] ابو محمد حسن بن وجناء نصیبی،[۱۷۵] ابو علی محمد بن احمد بن حماد مروزی محمودی،[۱۷۶] اسماعیل بن علی نوبختی،[۱۷۷] علی بن ابراهیم بن مهزیار،[۱۷۸] محمد بن اسماعیل فرزند امام کاظم (ع)،[۱۷۹] محمد بن شاذان نیشابوری،[۱۸۰] و ده‌ها نفر دیگر.[۱۸۱]

الگو:اصلی در زمان غیبت صغری، مدعیان نیابت نیز کم نبودند. افرادی چون احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی از مدعیان نیابت بودند که توقیعاتی در لعن و طرد آنان وارد شد.[۱۸۲]

  • ملاقات در غیبت کبری

درباره دیدن امام زمان در روزگار غیبت کبری دو دیدگاه وجود دارد. برخی آن را انکار و برخی دیگر بر امکان و وقوع آن، شواهد و دلایلی اقامه کرده‌اند. این انکارها گاه به احادیثی مستند شده‌اند که مشاهده‌کننده در روزگار غیبت را دروغگو خوانده‌اند[یادداشت ۱۲] و گاه از شک در صداقت گزارش‌دهنده رؤیت برخاسته است، ضمن اینکه برخی نیز به دلیل جلوگیری از سودجویی فرصت‌طلبان، همه گونه رؤیت را انکار می‌کنند.[۱۸۳]

از سوی دیگر در برخی احادیث، دعاها و اعمالی برای دیدار با امام زمان (ع) توصیه شده است،[۱۸۴] و دست‌کم دو حدیث معتبر، دسترسی و دیدار با امام را برای پیروان ویژه او، امری ممکن دانسته است.[یادداشت ۱۳] عالمان بزرگ شیعه مانند شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی در کتاب‌های خود فصلی را برای نام بردن از دیدارکنندگان با امام دوازدهم گشوده و به ممکن بودن آن تصریح کرده‌اند.[۱۸۵] گزارش‌های فراوانی از ملاقات برخی عالمان بزرگ و افراد عادی با امام زمان وجود دارد. به گفته شیخ حر عاملی، سید عبدالله شبر و آیت الله صافی گلپایگانی، این گزارش‌ها به تواتر رسیده‌اند.[۱۸۶] برخی از این افراد عبارت‌اند از: میرزا محمد حسین نائینی،[۱۸۷] سید بن طاووس،[۱۸۸] ابراهیم کفعمی،[۱۸۹] محمد تقی مجلسی،[۱۹۰] ابوالحسن شعرانی،[۱۹۱] شیخ حر عاملی،[۱۹۲] مقدس اردبیلی،[۱۹۳] میرزا محمد استرآبادی،[۱۹۴] شهید ثانی،[۱۹۵] سید بحرالعلوم،[۱۹۶] سید نعمت الله جزایری،[۱۹۷] شیخ مرتضی انصاری.[۱۹۸]

دعاها و زیارات

علاوه بر زیارت‌های جامعه که همه امامان را می‌شود با آن زیارت کرد، برای ارتباط با امام زمان (ع)، دعاها و زیارت‌های مختلفی نقل شده که از مهمترین آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد: الگو:ستون شروع


از ناحیه مقدسه نیز دعاها و زیارات مختلفی صادر شده است؛ مانند دعای فرج(اَللّهُمَّ عَظُمَ البَلاء)، دعای «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ»، دعای «اَللّهمّ رَبَّ النّورِ العَظیم»، دعای «اَللهُمّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَةِ»، دعای سهم اللیل، دعای هر روز ماه رجب، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُکَ بِالمَولودَینِ فی رَجَب»، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدعوکَ بِهِ وُلاةُ أمرِکَ»، زیارت ناحیه مقدسه و زیارت الشهداء.[۱۹۹]

انتظار

الگو:اصلی در فرهنگ اسلامی، انتظار فرج -به معنای امید به گشایش شرایط نابسامان- از مفاهیم پرتکرار در آیات و روایات است.[یادداشت ۱۴] یکی از مهمترین مصادیق این انتظار در فرهنگ شیعی، امید به گشایش سختی‌ها و آینده‌ای روشن با ظهور امام زمان است. از این نوع انتظار در روایات با واژگانی مانند «اَلْمُنتظَرُ لِأمْرِنا»، «مُنتظِرٌ لِهذا الاَمر»، «اِنْتِظارُ قائِمِنا»، «تَوَقُّعُ الْفَرَج»، «اَلمُنتظِرینَ لِظُهورِهِ»، «مُنْتظِرونَ لِدَوْلَةِ الْحَق» و «اَلمُنتظِرُ لِلّثانی عَشَر» یاد شده است .[۲۰۰] در این روایات پاداش و فضائل بی‌شماری برای منتظران بیان شده و آنان را از «اولیاء الله» و برترین مردم به حساب آورده‌اند که همچون یاران پیامبر(ص) در جنگ بدر بوده یا در هنگام معرکه در خیمه امام زمان به همراه او نبرد می‌کنند.[۲۰۱]

انتظار فرج و گشایش می‌تواند جنبه فردی یا عمومی داشته باشد[۲۰۲] و به شرطی سازنده است که به همراه تلاش و کسب آمادگی بوده و مومن از تأخیر آن ناامید نگردد. نتیجه چنین انتظار و تلاشی، تکامل فرد و جامعه خواهد بود.[۲۰۳]

نیمه شعبان

چنانکه در بخش ولادت گذشت، قول مشهور درباره ولادت امام زمان، روز نیمه شعبان است. شیعیان این روز را یکی از مهم‌ترین اعیاد می‌دانند و در شب و روز نیمه شعبان به مناسبت سالروز میلاد امام مهدی (ع) به برگزاری جشن، چراغانی‌های گسترده، مولودی‌خوانی، قربانی کردن و غذا دادن به فقرا اقدام می‎کنند. برگزاری این جشن‎ها در ایران پررنگ‎تر و در قالب دهه مهدویت، در چند روز برگزار می‎گردد. بخش مهمی از جشن‎های نیمه شعبان در مکان‌های مذهبی، محله‎ها و بازارهای شهرهای ایران برگزار می‎شود. مسجد جمکران یکی از میزبانان اصلی برگزاری جشن‎های مهدویت در ایران است. این روز در ایران تعطیل و روز جهانی مستضعفان نامیده شده است. در عراق نیز شیعیان ضمن برگزاری جشن‎ نیمه شعبان، به زیارت امام حسین (ع) می‎روند. شیعیان در بحرین، یمن، مصر، لبنان و سوریه و هند نیز جشن‎های نیمه شعبان را گسترده برگزار می‎کنند.[۲۰۴]

امام زمان در نگاه دیگران

فرق شیعه

فرق شیعه نظیر زیدیه و اسماعیلیه، ضمن پذیرش اصل مهدویت، در موعود بودن امام و مصداق آن (موعود)، با امامیه اختلاف‌نظر دارند. برخی از فرق شیعه مانند انشعاباتی از زیدیه، متولد شدن امام مهدی در گذشته و غیبت او را نمی‎پذیرند و تنها معتقد به موعود بودن و ظهور امام مهدی در آخرالزمان هستند از این رو انطباق مصداق امام موعود و منتظر در امام دوازدهم شیعیان امامی، یعنی محمد بن حسن عسکرى (ع) را رد کرده یا حداقل تأیید نمی‌کنند. آنان تنها معتقدند امام منتظر در آخرالزمان به دنیا آمده، قیام خواهد کرد.

به طور کلی مهدویت در زیدیه، مهدویت نوعیه است. آنها آخرین امام از سلسله ائمه را، که جهان را پر از عدل و داد می‌کند، مهدی موعود می‌دانند و معتقدند باید از هر سیدی که دعوت به خود کند پیروی کرد، چه بسا او همان مهدی موعود باشد[۲۰۵]اگر جهان را پر از عدل و داد کرد و کار را به اتمام رساند، مهدی موعود بودن او معلوم می‌شود، در غیر این صورت منتظر سید دیگری می‌مانند.[۲۰۶]

در طول تاریخ گروه‌هایی از زیدیه، ادعای مهدویت امامانی که در قیام‌ها کشته شده‌اند را مطرح می‌کردند و معتقد بودند آنان روزی بازخواهند گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. آنان در مورد زید بن علی،[۲۰۷] نفس زکیه،[۲۰۸] محمد بن قاسم بن علی بن عُمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(متوفی ۲۱۹ق)،[۲۰۹] یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن حسین (متوفی ۲۵۰ق)[۲۱۰] و حسین بن قاسم عیانی (متوفی ۴۰۴ق) ادعای مهدویت کرد‎ه‌اند.[۲۱۱]

اهل سنت

مستشرقان

موضوع پژوهش برخی از شرق‌شناسان، مساله مهدویت بوده است و دیدگاه های مختلفی در این زمینه ارائه کرده‌اند.

هانری کربن با نگاه پدیدارشناسانه، مهدویت را از محوری‌ترین عناصر اعتقادی عرفان و حکمت شیعی تلقی می‌کند. از نظر وی مهدویت به معنای تفسیر باطن دین و ظهور امام، احیای دوباره حیات انسان‌هاست.[۲۱۲] از نگاه او با ظهور همه مبانی پنهان یا معانی معنوی، وحی الهی آشکار می‌شود.[۲۱۳]

دارمستتر نویسنده فرانسوی با نگاهی تاریخی معتقد است که مهدویت در قرآن نیامده است و در سخنان پیامبر نیز نشانه‌های روشنی در این زمینه وجود ندارد. وی مهدویت را زاییده اندیشه فکری شیعه و متأثر از اساطیر ایرانی می‌داند.[۲۱۴] فان فلوتن خاورشناس هندی مدعی است که اندیشه مهدویت به وسیله شیعیان کوفه ترویج شده است تا بتوانند از پتانسیل و تواناییهای آن در مقابله با خلافت خلفای بنی امیه ساکن شام استفاده کنند.[۲۱۵]

ایگناتس گلدتسیهر خاورشناس مجارستانی با نگاهی تاریخی معتقد است که اعتقاد به مهدویت ریشه در عناصر فکری یهودی و مسیحی دارد و در آن پاره‌ای از ویژگی مبحث سوشیانس که مورد استفاده زرتشتیان است دیده می‌شود.[۲۱۶] دیوید سامویل مارگولیوث معتقد است که مهدویت از زمان محمد بن حنفیه توسط مختار و عده‌ای از طرفداران محمد بن حنفیه -فرقه کیسانیه- به وجود آمده که پس از کشته شدن او، عنوان مهدی را به او اطلاق کرده‌اند.[۲۱۷]

منابع

  • ابن خشاب، عبدالله بن احمد، تاریخ الموالید الائمه و وفیاتهم، مجموعه نفیسه، تحقیق آیت الله مرعشی نجفی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن خلکان، وفیات الاعیان، به تحقیق احسان عباس ۱۹۶۹م (افست قم، منشورات رضی).
  • ابن شهر آشوب، محمد بن على، مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، اول، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن طولون، الائمه الاثنی عشر، به تحقیق صلاح الدین منجد، قم، منشورات الرضی.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، چ۱، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
  • اربلی‌، علی بن‌ عیسی‌، کشف‌ الغمة فی‌ معرفة الائمة، چاپ‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، بیروت‌ ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
  • اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، تصحیح دکتر محمدجواد مشکور، چ۲، تهران، مرکز انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۱.
  • امينى‏، عبدالحسین، الغدير في الكتاب و السنة و الأدب‏، اول، قم، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه‏،۱۴۱۶ق‏.
  • جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انتشارات انصاریان، چ۵، ۱۳۸۱ش.
  • حسینی جلالی، محمدرضا، تاریخ اهل البیت، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۱۰ق.
  • حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج ۴.
  • الراوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، تحقیق مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)، ۱۴۱۱ق
  • سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت: حضرت مهدی از ولادت تا امامت، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود، چ۶، ۱۳۸۹ش.
  • سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(ع)، دوم، ۱۳۸۸.
  • سید مرتضی، الفصول المختاره، مندرج در مصفات الشیخ المفید، چاپ اول: قم، مؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، به تحقیق علی‌اکبر غفاری، چ۲، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
  • شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۵ق
  • شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، موسسه النشر الاسلامی، بی تا.
  • شیخ طوسی، كتاب الغیبة للحجة، تحقیق عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، اول، قم، دار المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ ق.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد (مصنفات مفید، ۱۱)، چ۱، قم، کنفرانس جهانی هزاره مفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ مفید، الارشاد، قم، محبین، ۱۴۲۶ق/۱۳۸۴ش.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، قم، بصیرتی، [بی‌تا].
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد، ترجمه و شرح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، علمیه اسلامیه، بی تا.
  • صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، هفتم، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها، ۱۳۹۰ش.
  • صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب الاثر، تهران، مکتبة الصدر، [بی‌تا].
  • صافی گلپایگانی، لطف‌الله، نوید امن و امان، تهران، دفتر تنظیم نشرو آثار آیت الله صافی گلپایگانی، ۱۳۸۶ش.
  • صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، چاپ اول: بیروت، دار التعارف، ۱۳۹۲ق.
  • صدر، سید محمد، پژوهشی در زندگی امام مهدی(عج) و نگرشی بر تاریخ غیبت صغری، محمد امامی شیرازی، دارالتبلیغ اسلامی.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، تحقیق: علاء آل جعفر، قم، موسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ق.
  • طبرسی‌، فضل بن‌ حسن‌، اعلام‌ الوری‌ بأعلام‌ الهدی، چاپ‌ علی‌اکبر غفاری‌، بیروت‌ ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
  • طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، در سال ۱۴۱۷ق.
  • طبری امامی، محمد بن جریر، دلائل الامامه، تحقیق موسسه بعثت، چ۱، قم، مؤسسه بعثت، ۱۴۱۳ق.
  • طبسی، نجم‌الدین، تا ظهور، قم، مرکز تخصصی مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، ۱۳۸۸ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ ق.
  • عراقی، محمود، دارالسلام، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش
  • العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ترجمه و تحقیق: مهدی علیزاده، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۵ش.
  • قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، قم، انتشارات بصیرتی، [بی‌تا].
  • کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۸۹ق
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، چ۴، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، چ۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • محمد بن محمد المفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، به کوشش مؤسسه آل البیت، دوم، بیروت،‌ دار المفید، ۱۴۱۳ق.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، با همکاری سیدمحمدکاظم طباطبایی، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۹۳ش.
  • مدرسی طباطبایی، سید حسین، مکتب در فرایند تکامل نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزد پناه، هفتم، تهران، کویر، ۱۳۸۸ش.
  • مسعودی، علی بن حسن، اثبات الوصیه، قم، انصاریان، ۱۴۲۶ق.
  • میرزا حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران، قم، ۱۴۱۰ق
  • نعمانی، ابن ابی زینب، الغیبه، به تحقیق علی‌اکبر غفاری، چ۱، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، تصحیح محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، المکتبة المرتضویة، ۱۳۵۵ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، چ۲، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۴ق.
  • یاقوت حموی، معجم الادباء، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۰ق.
  • یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، ۱۳۹۹ق.

پانویس

  1. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲ ، ص ۲۸۳
  2. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲ ، ص ۲۸۳
  3. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲ ، ص ۲۸۹-۲۹۱.
  4. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۵
  5. طبسی، تا ظهور، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص ۴۴
  6. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲ ، ص ۳۱۱.
  7. امینی، الغدیر، ج۲، ص۵۱۱
  8. نوری، النجم الثاقب، ج ۱، ص۲۶۵-۱۶۵.
  9. برخی از القابی که در منابع اهل سنت آمده عبارت‌اند از: مهدّی هذه الامّة، المهدی فی الأرض والمهدی فی السّماء، مهدی الخیر، مهدی عبد اللّه، الإمام، آخر الأئمّة، خلیفة اللّه، خلیفة بنی هاشم، خلیفة، ولی اللّه، الأمیر، أمیر الطائفة، امیر النّاس، خیرة اللّه فی خلقه، خیر امّة محمّد، خیر النّاس، خیر أهل الأرض، ذخیرة الأنبیاء، یعسوب الامّة، الرّجل الصالح، صالح من مضی، العدل المبارک الزکی، المنصور، الهاشمی، العائذ بالبیت و السفاح.
  10. طبسی، تا ظهور، ج ۲، ص۴۹۲.
  11. خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۱۳۱.
  12. خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۳۷۱.
  13. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۱، ح ۱.
  14. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح ۲.
  15. مسعودی، اثبات الوصیة، ص ۲۷۲.
  16. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۱۶۳.
  17. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۱، ص۲۱۹، ذیل حدیث ۸.
  18. خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۱۹۱ و ۱۹۲.
  19. خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۱۵۰.
  20. سید محمد صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی، ص ۲۴۷.
  21. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۴، ص ۱۶۵.
  22. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، ص۵۵۵؛ اشعری، المقالات و الفرق، ص۱۰۳. نوبختی، فرق الشیعه، ص۱۰۸-۱۱۲. ابن خشاب، موالید الائمه و وفیاتهم، ص۲۰۰-۲۰۱ و منابع اهل سنت جز برخی منابع.
  23. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ص۱۹۲. ر.ک: طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۱. شیخ مفید، الارشاد، [بی‌تا]، ص۳۴۶.
  24. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، ص۵۵۵-۵۶۹. ر.ک: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۹، ح۵ و ص۵۱۴، ح۱. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۴۳۰، ح۳ و ص۴۳۲.
  25. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، ص۵۹۳. ر.ک: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۱۴؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۸؛ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۰ق، ج۲، صص۴۲۴، ۴۳۰ و ۴۳۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۹؛ طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۵۰۱؛ طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۹؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۶۸ش، ص۲۶۶
  26. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۴۷۴؛ طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۸.
  27. ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول، باب ۱۲، به نقل از اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۴۳۷.
  28. ابن خلکان، وفیات الاعیان، [بی‌تا]، ج۴، ص۱۷۶.
  29. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان (ع)، ص۵۹۷.
  30. این دو گزارش به عقید خادم نسبت داده شده که هر یک در نسخه‌ای از کتاب کمال الدین شیخ صدوق به ثبت رسیده‌اند (مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان علیهم السلام، ص۶۰۱؛ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۴۷۴).
  31. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح۱. طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۸.
  32. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان (ع)، ص۶۰۵. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۷۵.
  33. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان (ع)، ص۶۰۵.
  34. محلاتی، مأثر الکبراء فی تاریخ سامرا، ج۱، ص۳۱ به بعد. موسوعة العتبات ج۱۲، ص۸۰ به بعد.
  35. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امام شیعه(ع)، ص۵۳۷-۵۳۸. شیخ مفید، الارشاد، ص۳۳۴. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۲، ص۹۴-۹۵. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۴. ابن طولون، الائمه الاثنی عشر، ص۱۱۳.
  36. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۳. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح۱. همچنین ر.ک: طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۸. اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۴۴۹.
  37. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۶. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص۳۵۳.
  38. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع)، ص۵۶۹. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ص۴۷۳-۴۷۴.
  39. برای دیدن این روایات ر.ک: سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۴.
  40. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۴. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ح۲، ص۵۶۷.
  41. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۷۹، ح۱.
  42. جعفریان، حیات سیاسی و فکری امامان شیعه (ع)، ص۵۶۷. شیخ مفید، الارشاد، [بی‌تا]، ص۳۴۵.
  43. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۵.
  44. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۴، ح۲۱۱. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح۵. همچنین ر.ک: راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۷۵، ح۲.
  45. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۲۷۴، به نقل از: العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص۱۸۶.
  46. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۶، ح۵۶۲، به نقل از: العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص۱۸۶.
  47. شافعی، مطالب السؤول، ج۲، ص۷۹، باب ۱۲.
  48. مالکی، الفصول المهمه، ص۲۸۷.
  49. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۹۰-۱۹۱.
  50. شیخ مفید، الارشاد، ص۳۵۰ – ۳۵۱؛ قندوزی، ینابیع الموده، ص۴۶۱.
  51. «هذا إمامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، أطیعوه و لا تتفرقوا من بعدی فی أدیانکم لتهلکوا، أما انکم لا ترونه بعد یومکم هذا» (صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص۳۵۵، به نقل از: صدوق، کمال الدین؛ قندوزی، ینابیع الموده، ص۴۶۰؛ طوسی، الغیبة، ص۲۱۷)
  52. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص۳۵۵
  53. الکافی، ج۱، ص۵۱۴
  54. مفید، الفصول العشرة، (کتابخانه اهل بیت، ص۸۰
  55. مفید، الفصول العشرة، ص۷۱؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، کتابخانه اهل بیت، ص۴۷۴
  56. مفید، الفصول العشرة، ص۶۹ - ۷۲
  57. کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۵؛ صدوق، کمال الدین، ص۴۳
  58. صدوق، کمال الدین، ص۴۷۳ - ۴۷۶.
  59. صافی، نوید امن و امان، ص۱۶۷-۲۰۵
  60. عنکبوت، ۱۴
  61. انبیاء، ۴۴
  62. صدوق، کمال الدین (۱۳۹۵)، ج۱، ص۳۲۲
  63. طوسی، الغیبه، ص۴۲۰
  64. صدوق، کمال الدین (۱۳۹۵)، ج۱، ص۳۱۶
  65. طبری، ۱۴۱۳، ص ۴۶۹، ۴۸۰؛ ابن حنبل، بی‌تا، ج۳، ص ۱۷؛ الدانی، ۱۴۱۶، ج۵، ۱۰۳۸، ح۵۵۳؛ موصلی، بی‌تا، ج۱۲، ص۱۹، ح ۶۶۵... برای دیدن روایات بیشتر رک: مصطفی ورمزیار، بررسی مدت حکومت امام زمان، فصل‌نامه پژوهش‌های مهدوی، سال دوم، شماره ۶، پاییز ۱۳۹۲
  66. مفید، ۱۴۱۴، ج۲، ص ۳۸۱؛ ج۲، ص ۳۸۵؛ طوسی، ۱۴۱۱، ص ۴۷۴، ح۴۹۷؛
  67. فتال نیشابوری، بی‌تا، ص ۲۶۴
  68. نعمانی، ۱۴۲۲، ص ۳۵۳-۳۵۴، باب ۲۶، ح۱،۲،۳،۴
  69. قزوینی، سیدمحمدکاظم، الامام المهدی من المهد الی اللحد، ص ۶۳۸
  70. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص ۲۱۷
  71. یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج۲، ص ۱۳۹
  72. قزوینی، سیدمحمدکاظم، الامام المهدی من المهد الی اللحد، ص ۶۳۸
  73. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۴۰۷.
  74. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی امام دوازدهم، تهران، ۱۳۸۶، ص۱۲۴.
  75. نک: سلیمیان، درسنامه مهدویت، ص۱۴۵-۱۴۶.
  76. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۱۸۲.
  77. طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۳.
  78. طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۲.
  79. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۱۵۹-۱۶۰.
  80. ابن قیم، المنار المنیف، تحقیق: عبدالفتاح ابوغدّه، ص۱۵۳-۱۵۲؛ ابن خلدون، مقدمه، دمشق، ۱۴۲۸، ص۲۰۷-۲۰۸.
  81. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۳۱۵.
  82. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۳۱۳.
  83. صدر، تاریخ مابعد الظهور، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۱۲-۲۲۴.
  84. عیون اخبار عن الرضا، ج۱، ص۶۳.
  85. الملاحم و الفتن، ص۲۷۸.
  86. ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۸، ص۱۹۹.
  87. قرطبی، التذکره، قاهره، ۱۴۱۶، ص۶۱۰.
  88. قاضی نعمان مغربی، ج۳، جزء، ۱۴، ص۳۶۴-۳۶۵.
  89. ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۸، ص۱۹۹.
  90. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۱.
  91. بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۱.
  92. کلینی، الکافی، تهران، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۳۱۸؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۱۳۴؛ مفید، الارشاد، قم، ۱۴۱۳، ج۳، ص۳۸۰.
  93. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۱.
  94. کلینی، الکافی، تهران، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۳۱۸؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۱۳۴؛ مفید، الارشاد، قم، ۱۴۱۳، ج۳، ص۳۸۰.
  95. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۱۸۲.
  96. طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۳.
  97. طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۲.
  98. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه: منصور پهلوان، ج ۱، باب ۲۵، صص ۵۳۴ و ۵۳۵، ح ۱.
  99. مقدس شافعی، عقدالدرر، ص ۴۵ و ۵۵.
  100. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه: منصور پهلوان، ج ۲، باب ۳۸، ص ۱۱۸، ح ۷.
  101. احقاق الحق، ج‌۱۹، ص‌۶۵۴.
  102. كمال الدين، ج‌۱، ص‌۳۱۵.
  103. بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۲۸۷.
  104. حائری قزوینی، مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۳۲.
  105. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۹۰، ح ۲۰۰.
  106. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۹۵، ح ۲۰۰.
  107. شیخ صدوق، همان، ج۲، باب ۵۷ ، ص ۵۶۰ ، ح ۱۷.
  108. ابن‌طاووس، ملاحم، ص‌۷۳
  109. بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۳۷۲، ج ۱۴.
  110. يوم الخلاص، کامل سليمان، ص 52.
  111. بحارالانوار، ج‌۴۱، ص‌۱۵۹، و ج‌۴۷، ص‌۵۵.
  112. نعمانى، غيبة، ص‌۲۳۳ و ۲۳۴.
  113. معجم أحادیث امام مهدی، ‏علیه السّلام، مؤسسه معارف الاسلامی، ‏ج۱، ص ۲۴۲، ح ۱۵۲.
  114. الكافی، ج ۸، ص ۳۹۶، ح ۵۹۷.
  115. الزام الناصب فی اثبات الحجّة الغایب، ص ۲۴.
  116. من لا يحضره الفقيه، ج ۴، ص ۴۱۸.
  117. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۳۶.
  118. سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۶. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص۳۵۳.
  119. جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص۱۰۲، با اندکی تلخیص.
  120. نوبختی، فرق الشیعه، ص۱۰۵؛ الارشاد، ج۲، ص۳۳۶؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۴۲۲.
  121. شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۵۰۷.
  122. ابوسهل نوبختی، التنبیه، ص۹۲ـ۹۳.
  123. شیخ طوسی، الغیبه، ص۳۵۹-۳۶۱
  124. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۲۶ و ۴۲۹ و ۴۸۷.
  125. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۸.
  126. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۳، ص۷۳ـ۷۴.
  127. مدرسی طباطبایی، ، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۱-۱۶۲.
  128. مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۲.
  129. کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۲۰؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۰۸.
  130. صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۱۹۷، پاورقی۲.
  131. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۰۷ـ۱۰۹؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ص۱۱۰ـ۱۱۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۰۸
  132. مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف‌ الغمة فی‌ معرفة الائمة، ج‌ ۲، ص۲۰۵، ۲۲۳؛ ذهبی‌، ج‌ ۱۳، ص۱۲۱
  133. مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ طبرسی‌، اعلام‌ الوری‌ بأعلام‌ الهدی، ص‌۳۶۰؛ اربلی‌، کشف‌ الغمة فی‌ معرفة الائمة، ج‌۳، ص‌۲۰۵
  134. ر.ک: مفید، الارشاد، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف‌ الغمة فی‌ معرفة الائمة، ج‌۳، ص‌۱۹۹، ۲۰۵
  135. طوسی، الغیبه، .....
  136. سیّد مرتضی، الفصول المختاره، ج۲، ص۳۲۱.
  137. شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۸۶.
  138. کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۱۸.
  139. شیخ صدوق، کمال الدین، ج‏۲، ص۴۸۷.
  140. الإرشاد، تهران، بی‌تا، ج2، ص 340.
  141. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بإعلام الهدی،قم، ۱۴۱۷ق، ج2 ، ص259.
  142. کشف الغمه، ج۲، ص۵۳۰؛ احتجاج، ج۲، صص۵۵۵-۵۵۶؛ کمال الدین، ج۲، ص۵۱۶.
  143. صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۵۰۳، روایة ۳۲. طبرسی، اعلام الوری، ص۴۱۷.
  144. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، سید بن طاووس، ج ‏۱ ، ص ۱۷۷.
  145. بحار الانوار ج ۵۲ - ص ۱۸۶.
  146. كمال الدين، ح۱، باب ۳۱، ح۲.
  147. صدوق، کمال الدین (تصحیح غفاری)، ج۲، ص۵۰۲-۵۰۵؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج۴، ص۳۱۶
  148. جمعی از محققین، معجم احادیث امام مهدی، جلد ۵
  149. مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۵.
  150. سيده نصرت امين، مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج ۳، ص ۳۹، توضيح آيه ۴۴، نحل.
  151. مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۵۵.
  152. فرزی، محمدعلی، اميد سبز، ص ۳۴
  153. الامام المهدی، علی دخیل، ص ۶۶.
  154. بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۸۰.
  155. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: 63
  156. بحار الأنوار، ج 52، ص: 146
  157. إعلام الوری بأعلام الهدی، ص: 456.
  158. بحار الأنوار، ج 2، ص: 190
  159. فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 3، ص: 335
  160. که تعدادی از آنها در کتاب اصول کافی (بخش الگو:عربی: ائمه، شاهدان خداوند بر خلق هستند) گردآوری شده‌اند
  161. طبرسی، اعلام الوری، مؤسسه آل البیت، ج۲، ص۲۱۴؛ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد، مؤسسة آل البیت، ج۲، ص۳۵۱
  162. کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۲؛ شیخ مفید، الارشاد، مؤسسة آل البیت، ج۲، ص۳۵۴؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۱۲
  163. شیخ صدوق، کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۳۸۴؛ طبرسی، اعلام الوری، مؤسسه آل البیت، ج۲، ص۲۴۸؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۱۳
  164. کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۱؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۱۴
  165. شیخ صدوق۷ کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۵۴؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۱۶
  166. شیخ صدوق، کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۰۷ و ص۴۳۶؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۱۹
  167. شیخ صدوق۷ کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۳۱؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۱۵
  168. الغیبه، طوسی، مؤسسة المعارف الاسلامیه، ص۴۲۶؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۲۰
  169. ر.ک: محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۹-۲۹.
  170. کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۱؛ طوسی، الغیبه، مؤسسة المعارف الاسلامیه، ص۲۶۸؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۲۹
  171. شیخ مفید، الارشاد، مؤسسة آل البیت، ج۲، ص۳۵۲؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی (عج)، ج۵، ص۲۹
  172. شیخ صدوق، کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۵۷؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۳۰
  173. کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۵۱۵؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۳۳
  174. شیخ مفید، الارشاد، مؤسسة آل البیت، ج۲، ص۳۵۲؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۳۷
  175. شیخ صدوق، کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۴۳؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۳۸
  176. شیخ صدوق، کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۷۰؛ طوسی، الغیبه، مؤسسة المعارف الاسلامیه، ص۲۵۹؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۴۰
  177. طوسی، الغیبه، مؤسسة المعارف الاسلامیه، ص۲۷۱؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۵۱
  178. شیخ صدوق۷ کمال الدین، مؤسسة النشر الاسلامی، ص۴۶۵؛ محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۶۲
  179. الارشاد، مؤسسة آل البیت، مفید، ج۲، ص۳۵۱؛ دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۷۵
  180. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۹۳
  181. ر.ک: محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۲۹-۹۷.
  182. جمعی از نویسندگان مجله حوزه، چشم به راه مهدی، ص۳۹.
  183. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۱۷۹.
  184. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۱۷۹. ر.ک: طبرسی، مکارم الاخلاق، ج۲، ص۳۵، ح۷۶.
  185. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۱۸۰
  186. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی(عج)، ج۵، ص۱۸۳
  187. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۳۲۰
  188. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۳۴۴ و ص۳۴۸ و ص۳۴۹
  189. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۳۶۰
  190. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۱۵
  191. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۴۳
  192. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۵۱
  193. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۵۳
  194. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۶۱
  195. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۶۲
  196. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، صص۴۷۳ و ۴۷۴ و ۴۷۵ و ۴۷۶ و ۴۷۷
  197. طبرسی نوری،‌ نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران،۱۴۱۰ق، ص۴۸۰
  198. شیخ محمود عراقی، دارالسلام، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۸۰ش، ص۲۹۰
  199. محمدی ری شهری،‌ دانشنامه امام مهدی، ج۶، صص۲۹۵-۳۲۷
  200. محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ج۵، صص۳۰۶-۳۰۷ و صص۳۱۴-۳۲۱ و صص۳۲۸-۳۶۳
  201. محمدی ری‌شهری دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹
  202. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۸
  203. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۱۰
  204. پژوهشی بر آیین های جشن نیمه شعبان در کشورهای اسلامی، پایگاه اینترنتی سازمان تبلیغات اسلامی.
  205. عقل‌گرایی زیدیه در انحراف از مهدویت
  206. جریان فکری سیاسی زیدیه
  207. مجموع کتب ورسائل امام زید بن علی، ص۳۶۰؛ مروج الذهب، ج۳،ص۲۳۰؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمة الطاهرین، ص۱۹۷.
  208. مقاتل الطالبیین، ص۲۰۷ و ص۲۱۰ـ۲۱۹؛ رسالة الحور العین، ص۳۹؛ شرح رسالة الحور العین، ص۱۵۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمة الطاهرین، ص۴۲۲؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  209. مروج الذهب، ج۴، ص۶۱؛ رسالة الحور العین، ص۳۹؛ شرح رسالة الحور العین، ص۱۵۶؛ الشافی، ج۱، ص۲۷۲و ص۲۷۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمة الطاهرین، ص۴۲۳؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  210. رسالة الحور العین، ص۳۹؛ شرح رسالة الحور العین، ص۱۵۶؛ الشافی، ج۱ ص۲۸۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمة الطاهرین، ص۴۲۳؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  211. ر.ک: سید علی موسوی نژاد، مهدویت و فرقه حسینیه زیدیه، هفت آسمان، ش ۲۷، پاییز ۱۳۸۴ش، ص۱۲۷ ـ ۱۶۲.
  212. موسوی گیلانی، سید رضی، ۱۳۸۵، ص۷۲.
  213. موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۷۷.
  214. موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۹۵.
  215. موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۰۷.
  216. موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۰۹.
  217. موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۵۲.


خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «یادداشت» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="یادداشت"/> یافت نشد یا </ref> بسته جا گذاشته شده‌است.