حجت

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

حجّت از القاب حضرت مهدی (علیه السلام)

در لغت

حجّت از نظر لغت، به معنای برهان و دلیل است که با آن، حریف را قانع یا دفع کنند و جمع آن حجج و حجاج است.[۱]

در قرآن

این کلمه در قرآن مجید در موارد مختلفی به کار رفته است؛ از جمله: لِئَلاَّ یکُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَةٌ بَعدَ الرُّسُلِ وَکانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکِیماً[۲] تا اینکه برای مردم، پس از فرستادن پیامبران، در مقابل خدا بهانه و حجّتی نباشد و خدا توانا و حکیم است. و نیز: قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ فَلَو شَاءَ لَهَداکُمْ اَجْمَعین[۳] بگو برهان رسا (حجّت) ویژه خداوند متعال است و اگر او می‌خواست، قطعاً همه شما را هدایت می‌کرد.

در اصطلاح شیعه

در ادبیــات گــفتاری و نوشتاری شیعــه، حجــت دو مفهــوم وصفی هم‌سنگ دارد:

1. مفهومی وصفی و عام که دربارة هر دلیل و برهان الهی چون پیامبران و امامان (علیهم السلام) یا عقل به کار برده می‌شود و این دلیل همواره در زمین بر انسان آشکار است؛ از این رو در روایت امام کاظم (علیه السلام) آمده است که فرمود: خداوند متعال را بر مردم دو حجّت است: یکی ظاهر که آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی و دیگری باطن که آن عقول مردم است.[۴] پیامبران و اوصیای آنان (علیهم السلام) به این دلیل حجّت نامیده شده‌اند که خداوند متعال به وجود ایشان، بر بندگان خود احتجاج کند. آنان همچنین دلیل بر وجود خدا هستند و گفتار و کردارشان دلیل بر نیاز مردم به قانون آسمانی است.

بر اساس روایات فراوانی، زمین هرگز از حجّت خالی نیست؛ چنان که از امام رضا (علیه السلام) پرسیده شد: آیا زمین از حجّت خالی می‌ماند؟ حضرت فرمود: «اگر زمین از حجّت خالی باشد، اهلش را فرو می‌برد.» [۵]

2. مفهوم وصفی خاصی که از نگاه شیعه، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین حجّت الهی است؛ از این رو به حجة بن الحسن العسکری (علیهما السلام) شهرت دارد.[۶] داود بن قاسم گوید: از امام دهم (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «جانشین من، پسرم حسن است. شما نسبت به جانشینِ پس از جانشین من چه حالی خواهید داشت؟» عرض کردم: «خداوند متعال مرا قربانت کند؛ چرا؟» فرمود: «برای آن‌که شخص او را نمی‌توانید ببینید و ذکر او به نام مخصوصش روا نیست. عرض کردم: «پس چطــور او را یـــاد کـنیم؟» فــرمود: «بگـویید حجّت از خـاندان محمد (صلی الله علیه و آله)[۷] در بیشتر روایات، این لقب به صورت الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ به کار رفته است.[۸]

منبع

فرهنگ نامه مهدویت/ خدامراد سلیمیان، تهران: بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)، مرکز تخصصی مهدویت، ۱۳۸۸.

پانویس

  1. ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص228.
  2. نساء (4): 165.
  3. انعام (6): 149.
  4. «إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ (علیهم السلام) وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول…»، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص15.
  5. «لَوْ بَقِیتْ بِغَیرِ اِمَامٍ لَسَاخَتْ»، شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص198.
  6. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج25، ح6 و ج97، ص343.
  7. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص202، ح169؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص328، ح13.
  8. ر.ک: شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص245؛ همو، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص648.