برهان

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

به دلیل و حجت قاطع و آشكار برهان گویند.

معنای لغوی و اصطلاحی

واژه برهان را مصدر ثلاثی مجرد «بره یبره برهانا» به معنای سفید شدن و یا مشتق از ریشه رباعی مجرد «برهن یبرهن برهنة» و به معنای حجت و دلیل دانسته‌اند. معنای لغوی برهان، حجت و بیان واضح و دلیل قاطع است، و در اصطلاح اهل منطق بر قیاسی اطلاق می‌شود که از یقینیات (اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، حدسیات، فطریات) تشکیل شده، و نتیجه آن یقینی و ملاک رسیدن به واقع است.

برهان از دیدگاه اصولیان

نزد اصولیان برهان دليلی است كه حق را از باطل جدا می‏كند و صحیح را از فاسد تمیز می‏دهد.

برهان از دیدگاه فلاسفه

در نظر فیلسوفان، برهان قیاسی است كه از مقدمات یقینی فراهم آمده باشد خواه یقینیات اولی باشد يا يقينيات بواسطه اولیات كه عبارت است از نظریات.

انواع برهان

برهان دو نوع است.

برهان انّی

برهان انّی آن است كه علت اجتماع طرفين نتيجه را در ذهن و علت تصدیق به آن را بيان می‏كند. در برهان انّی از معلول پی به علت می‏برند.

برهان لمّی

برهان لمی برهانی است كه فقط علت اجتماع طرفين را در ذهن بيان نمی‏كند تا فایده آن اين باشد كه علت تصدیق را بيان كرده باشد بلكه علت اجتماع آنها در وجود را نيز بيان می‏كند. در برهان لم از علت پی به معلول می‏برند.

برهان در قرآن

واژه برهان در قرآن

در قرآن کریم واژه برهان ۸ بار به صورتهای مفرد مجرد از اضافه، [۱] مفرد مضاف [۲] و تثنیه[۳] ذکر شده است. البته واژه‌های دیگری چون سلطان، آیه، بینه و حجت نیز در قرآن به کار رفته که هریک به نحوی با موضوع برهان ارتباط دارد.

برهان در کاربرد قرآنی

برهان در کاربرد قرآنی، منحصر در گفتار نیست، بلکه بر مطلق چیزهای روشن و واضحی که حقانیت امری را به طور یقین ثابت می‌کنند و جای هیچ گونه تردیدی باقی نمی‌گذارند اطلاق شده است؛ خواه آن چیزها از سنخ قضایای ذهنی و گفتارهای منطقی باشند یا از قبیل موجودات عینی و حقایق خارجی. در آیه شریفه: «فذنک برهـانان من ربک الی فرعون وملائه انهم کانوا قومـا فـسقین» [۴] از اژدها شدن عصا و سفیدی و روشنی دست حضرت موسی به عنوان دو برهان یاد شده است. در آیه: «یـایها الناس قدجاءکم برهـان من ربکم» [۵] نیز مراد از برهان، شخص رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و یا خود قرآن دانسته شده است. در تعیین مصداق برهان در آیه: «و لقد همت به وهم بها لولا ان رءا برهـان ربه»؛ «و در حقیقت (آن زن) آهنگ وی کرد و (یوسف نیز) اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او می‌کرد» [۶] اقوال متعددی مطرح شده است.

طلب برهان از مشرکان

قرآن کریم به مناسبتهای مختلف از کسانی که بهشت را ویژه یهودیان و مسیحیان می‌دانند برهان طلب می‌کند: «و قالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصـری تلک امانیهم قل هاتوا برهانکم ان کنتم صـادقین». [۷] و به کسانی که غیر خدا را پرستش می‌کنند می‌فرماید: اگر درباره ادعای خویش برهانی دارید بیاورید: «ام اتخذوا من دونه ءالهة قل هاتوا برهانکم...» [۸] و: «اءلـه مع الله قل هاتوا برهـانکم ان کنتم صـادقین». [۹] و اعتقادات شرک آلود مشرکان را فاقد پایگاه برهانی و منطقی اعلام می‌کند: «و من یدع مع الله الـهـا ءاخر لا برهـان له به فانما حسابه عند ربه انه لا یفلح الکافرون». [۱۰]

واژه‌های شبیه برهان در قرآن

در قرآن واژه‌های دیگری به کار رفته که به جهاتی، منطبق بر برهان هستند مثل واژه‌های سلطان، بینه، حجت و آیه. برهان را می‌توان «سلطان» خواند چون زوال ناپذیر و غالب، و تیز و نافذ است و خصم و مخالف را به گونه‌ای در بن بست قرار می‌دهد که هیچ راهی برای فرار نمی‌یابد، و بر عقول و فهمها سلطه می‌یابد. از آنجا که برهان نشانه حقانیت آورنده آن است، به «آیه» تعبیر شده است. و از آن رو که یقینی‌ترین راه و متقن‌ترین شیوه برای احقاق حق یا ابطال باطل است «حجت» نامیده می‌شود. و از آن جهت که بین حق و باطل جدایی افکنده، آن دو را از هم ممتاز می‌سازد در برخی از موارد از آن به «بینة» یاد شده است. [۱۱]


منبع

سایت ویکی فقه

پانویس

  1. نساء/سوره۴، آیه۱۷۴.
  2. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱. نمل/سوره۲۷، آیه۶۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۲۴.
  3. قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.
  4. قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.
  5. نساء/سوره۴، آیه۱۷۴.
  6. یوسف/سوره۱۲، آیه۲۴.
  7. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.
  8. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۴.
  9. نمل/سوره۲۷، آیه۶۴.
  10. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۷.
  11. المیزان، ج۵، ص۱۵۲. بیان السعاده، ج۲، ص۳۵۷.منهج الصادقین، ج۵، ص۳۱.التبیان، ج۴، ص۱۸۹. مجمع البیان، ج۳، ص۲۹۰.