کتب اربعه

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

کتب اربعه یا اصول اربعه، به چهار مجموعه کتاب حدیثی مهم شیعه گفته می‌شود که بعد از قرآن کریم، منبع اصلی عقاید و احکام شیعیان به شمار می‌آیند. این کتاب‌ها به کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضر یا فقیه مشهورند.

دیدگاه شیعه درباره کتب اربعه

شیعیان این چهار کتاب را از معتبرترین منابع حدیثی می‌دانند؛ هرچند چنین نیست که عمل به همه روایاتی را که در این کتا‌ب‌ها آمده است واجب بدانند؛ از این رو در شرح‌هایی که دانشمندان شیعه بر این کتاب‌ها نوشته‌اند، سند روایت و دلالت روایت روایات بررسی شده است و صحت یا ضعف آنها بیان شده است.[۱]

اعتبار کتب اربعه

فقهای شیعه اعتبار کلی کتب اربعه را پذیرفته‌اند. شیخ انصاری اعتبار آن را از ضروریات مذهب می‌داند[۲] اما درباره قطعیت یا عدم قطعیت صدور و پس از آن درباره اعتبار و صحت تمام روایات اختلاف است. در این باره می‌توان به سه دیدگاه اشاره کرد:

  • قطعیت صدور و اعتبار تمام روایات: اخباریان تمام روایات کتب اربعه را معتبر دانسته و انتساب همه روایات این کتب را به معصومان قطعی می دانند.[۳] دیدگاه سید مرتضی به این نظر اخباریان نزدیک است. سید مرتضی اکثر اخبار را متواتر یا قطعی الصدور می‌داند.[۴]
  • صحت همه روایات و عدم قطعیت: برخی از فقها مانند عبدالله فاضل تونی|فاضل تونی [۵]، ملا احمد نراقی [۶]، میرزا محمدحسین نایینی با آنکه عدم قطعیت همه روایات کتب اربعه را نپذیرفته‌اند اما به اعتبار روایات آن رأی داده‌اند. از نایینی نقل شده که خدشه سندی در روایات کافی تلاش نافرجام افراد ناتوان است. [۷]
  • ظنی بودن اکثر و حجیت موثوق السندها: رأی رایج فقیهان اصول|اصولی شیعه این است که غیر از اخبار معدود متواتر، دیگر اخبار کافی ظنی‌اند و تنها آن دسته که از نظر سند واجد شرایط اعتبارند، حجتند. اگرچه درباره شرایط اعتبار خبر اختلاف است.[۸]

الکافی

این کتاب به کافی مشهور است و شیخ ابوجعفر کلینی (م ۳۲۹ق) آن را در زمان غیبت صغری نوشته است. کافی شامل حدود ۱۶۰۰۰ حدیث و در سه بخش کلی اصول، فروع و روضه تدوین شده است.

کافی مشتمل بر سه قسمت اصول کافی، فروع کافی و روضه کافی است:

اصول کافی احادیث عقاید|عقیدتیرا در بر دارد،

فروع کافی به روایاتی می‌پردازد که ناظر به احکام عملیو فقه است

روضه کافی احادیث متفرقه را دربردارد و بدون ترتیب خاصی، به موضوعات مختلف می‌پردازد.

من لایحضره الفقیه

این کتاب نوشته شیخ صدوق ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی (م ۳۸۱ق) است و شامل حدود ۶۰۰۰ حدیث است که به مباحث فقهی و احکام عملی اختصاص دارد. شیخ صدوق در این کتاب، احادیثی را آورده که صحیح می‌دانسته و خود بر اساس آنها فتوا می‌داده است.[۹]

تهذیب الاَحکام

کتاب تهذیب الاحکام نوشته شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی (م ۴۶۰ق) است. این کتاب یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های روایی شیعه و سومین کتاب از کتب اربعه است و شامل مجموعه روایات فقهی و احکام شرعیاست که از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) روایت شده است.

شیخ طوسی این کتاب را در شرح و توضیح المقنعهاثر شیخ مفید و به دستور ایشان نگاشته است. شیخ در این کتاب فقط به بیان فروع و احکام شرعی، از بحث طهارتتا بحث دیات پرداخته است. ترتیب عنوان‌های این کتاب، همانند کتاب المقنعه است.

تهذیب شامل ۳۹۳ باب و ۱۳۵۹۰ حدیث است. در آخر کتاب نیز مَشیِخه آمده است. منظور از مشیخه، سند شیخ طوسی به کتاب‌هایی است که از آنها روایت نقل کرده است.[۱۰]

الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار

این کتاب نیز نوشته شیخ طوسی (م ۴۶۰ق) است. شیخ این کتاب را بعد از کتاب تهذیب الاحکام و به تقاضای برخی از شاگردانش نوشته است.

شیخ در این کتاب فقط روایاتی را جمع کرده که در مباحث گوناگون فقهی وارد شده‌ و برخلاف آنها نیز روایاتی آمده است؛ بر این اساس، کتاب شامل همه مباحث فقهی نیست.

شیخ طوسی ابتدا روایاتی را آورده که معتبر و حدیث صحیح می‌داند و سپس به روایات مخالف اشاره کرده و پس از آن به جمع میان روایات و بررسی آنها پرداخته است.

باب‌بندی کتاب مثل سایر کتاب‌های فقهی، با کتاب طهارت شروع شده، با کتاب دیات تمام می‌شود (کتاب در اینجا به معنای فصل یا بخش است). این کتاب شامل ۵۵۱۱ روایت است.[۱۱]

منابع

  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، تحقیق: مرکز الغدیر للادراسات الاسلامیة، قم، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۵م.
  • مدیرشانه‌چی، کاظم، تاریخ حدیث، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۷ش.

پیوند به بیرون

پانویس

  1. امینی، الغدیر، ج۳، ص۳۸۳-۳۸۴.
  2. مرتضی انصاری، فرائد الاصول، ج۱، ص۲۳۹
  3. استرآبادی،‌الفواید المدنیه، ص ۹۱،۱۰۵؛ حر عاملی، الوسائل، ج ۱۸،ص:۵۲، ۷۵؛ حسين الكركي، هداية الأبرار، ص ۱۷
  4. به نقل از حسن عاملی، معالم الاصول، ص ۱۵۷
  5. فاضل تونی، الوافیه فی الاصول، ص ۱۶۶
  6. ملااحمد نراقی، مناهج، ص ۱۶۶
  7. سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۸۷
  8. مرتضی انصاری، فرائد الاصول، ج۱، ص۲۳۹؛ سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۸۷-۹۷
  9. ر.ک: مدیرشانه‌چی، تاریخ حدیث، ص۱۳۰ـ۱۳۵.
  10. ر.ک: مدیرشانه‌چی، تاریخ حدیث، ص۱۳۸ـ۱۴۰.
  11. ر.ک: مدیرشانه‌چی، تاریخ حدیث، ص۱۴۸ـ۱۵۰.