نعمانی

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر نُعمانی، معروف به ابن ابی زینب (د ۳۶۰ق/۹۷۱م)، متکلم، مفسر و محدّث شیعی قرن چهارم هجری قمری. وی از شاگردان ممتاز کلینی به شمار می‌رود و برای کسب علم و شنیدن حدیث به شهرهای مختلف از جمله شیراز، قم، بغداد و حلب مسافرت کرد. از ابن ابی زینب آثار زیادی بر جای مانده است که مهم‌ترین آن کتاب الغیبه اوست.

تولد

تاریخ تولد وی معلوم نیست. زادگاه او را برخی شهر نُعمانیه مصر یا یمن و یا حجاز دانسته‌اند،[۱] اما آنچه درست می‌نماید این است که نعمانی از شهر نعمانیه عراق (در میان واسط و بغداد) بوده است.[۲]

سفرهای علمی

از زندگی وی همین اندازه معلوم است که در سال ۳۱۳ق به شیراز آمده و در آن شهر از ابوالقاسم موسی بن محمد اشعری قمی حدیث آموخته و در قم احتمالاً از علی بن حسین بن بابویه پدر شیخ صدوق حدیث شنیده است[۳]. پس از آن به بغداد سفر کرده[۴] و در آنجا از عالمان و محدّثان و فقیهان بنامی چون ابن همام اسکافی، ابن عقده و محمد بن یعقوب کلینی (د ۳۲۹ق) حدیث فراگرفته است.

پس از چندی از بغداد آهنگ سفر به شام کرده و در ۳۳۳ق در طبریه (از شهرهای اردن) از محمد بن عبدالله طبرانی و عبدالله بن عبدالملک بن سهل طبرانی حدیث شنیده و پس از آن در شام از محمد بن عثمان بن علان دهنی بغدادی حدیث آموخته و در سال‌های پایانی روزگارش به حلب که شهری شیعی‌نشین بوده است، رفته و تا پایان زندگی در آنجا مانده و در همانجا به نشر حدیث و معارف شیعی پرداخته و در شام درگذشته است.[۵]

اساتید

نعمانی در ایران و عراق و شام، افزون بر مشایخ و استادان یاد شده، از این کسان نیز بهره برده است:

  • احمد بن نصر بن هوذه باهلی
  • ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب بن عمار کوفی
  • حسین بن محمد باوری
  • سلامه ابن محمد بن اسماعیل ارزنی
  • عبدالعزیز بن عبدالله بن یونس موصلی
  • عبدالواحد بن عبدالله بن یونس موصلی
  • علی بن احمد بندنیجی
  • محمد بن حسن بن محمد جمهور قمی
  • محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری[۶]

نعمانی بیش از همه از ابن عقده کوفی و کلینی بهره گرفته است. از تعداد حدیث‌هایی که او از ابن عقده در کتاب غیبت خود نقل کرده و نیز جملات احترام آمیزی که در مورد وی آورده[۷] پیداست که از این استاد تأثیر بسیار پذیرفته است.

وی از شاگردان بسیار نزدیک و مورد اعتماد محمد بن یعقوب کلینی به شمار می‌آمد. کاملاً روشن نیست که وی هنگامی که کلینی در ری می‌زیست با او بوده و یا هنگامی که وی در اواخر زندگی در بغداد به سر می‌برده، از او بهره گرفته است، ولی با توجه به اینکه در منابع تاریخی از دیدار نعمانی از ری یاد نشده و همچنین قطعی است که در روزگاری که محمد بن یعقوب در بغداد بوده، نعمانی هم در آن شهر می‌زیسته است، می‌توان گفت که نعمانی در بغداد از محضر کلینی بهره برده است.

نعمانی کتاب کافی کلینی را نوشته و از این رو به کاتب شهرت یافته و نسخه او به «نسخه كافی نعمانی‌» مشهور شده است.

ابن ابی زینب در رجال نجاشی

نخستین کسی که، هر چند به اختصار، از نعمانی یاد کرده و موقعیت وی را باز گفته، احمد بن علی نجاشی است که در کتاب رجال خویش او را ستوده است. او نعمانی را از بزرگان شیعه، عظیم القدر، شریف المنزله، صحیح العقیده و کثیر الحدیث دانسته است.[۸]

علامه مجلسی نیز او را از فقهای بزرگ[۹] و فاضِل کامل پرهیزگار خوانده است.[۱۰]

روایت کنندگان از ابن ابی زینب

کسانی که از نعمانی حدیث نقل کرده‌اند، اندک‌اند: یکی از کسانی که از او حدیث آموخته و نقل کرده ابوالحسین محمد بن علی شجاعی کاتب است که در حلب روزگاری نزد وی بوده و کتاب غیبت استادش را نگاشته است[۱۱]؛ دیگری ابو غالب زراری (د ۳۶۸ق/ ۹۷۸م) است که او را دیده و از وی حدیث نقل کرده است.[۱۲]

آثار

مهم‌ترین آثاری که به ابن ابی زینب منسوب است، این‌هاست:

  • الغیبة

مشهورترین اثر نعمانی کتاب غیبت اوست. او این کتاب را در اوایل دوره غیبت کبری نگاشت که به درازاکشیدن غیبت امام زمان (ع) موجب آشفتگی فکری و تزلزل اعتقادی بسیاری از شیعیان شده بود. او در این کتاب به تبیین امر امامت و راز غیبت امام دوازدهم پرداخت. این کتاب که در ۳۴۲ق/۹۵۳م در حلب تألیف شده، دارای ۲۶ باب و ۴۴۵ حدیث است و ظاهراً نخستین کتابی است که در موضوع غیبت مهدی منتظر(ع) نگاشته شده است.[۱۳]

  • تفسیر نعمانی

این کتاب که نوشته‌ای در علوم قرآنی با نگاه شیعی است به نعمانی منسوب است. هرچند انتساب این رساله به نعمانی مورد تردید است. این نوشته گاهی با عنوان رساله المحکم و المتشابه سید مرتضی به چاپ رسیده است. مباحث مطرح شده در این رساله بیشتر شامل موضوعات علوم قرآنی، اصول فقه و برخی مباحث کلامی است.

  • الرد علی الاسماعیلیة
  • الفرائض

منبع

دایرة المعارف بزرگ اسلامی
  1. مامقانی، ج۲، ص ۵۵
  2. خوانساری، ج۶، ص ۱۲۷
  3. غفاری، ص۱۴- ۱۶
  4. نجاشی، ص۲۷۱
  5. غفاری، ص۱۴- ۱۸
  6. غفاری، ص۱۶
  7. ص ۳۹
  8. ص ۲۷۱
  9. ج۱، ص۴۰
  10. ج۱، ص۱۴
  11. نجاشی، ۲۷۱
  12. ابوغالب، ص۸۱
  13. صدر، ص۳۳۶