خداوند

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

خدا، آفریدگار جهان و کامل‌ترین وجود، مفهوم محوری اغلب ادیان به ویژه ادیان ابراهیمی. مفاهیم و تعاریف گوناگونی از خدا در ادیان و مذاهب و ذهن اشخاص وجود دارد. میان اعتقاد به خدا و دینداری رابطه ناگزیری برقرار نیست و برخی مردم که به دین معتقد نیستند، به خدا باور دارند.

خدا در نظر شیعه، یگانه و سرمنشأ همه کمالات و علت هستی بخش همه موجودات است و ذاتی ازلی و ابدی دارد. هیچ موجودی شبیه او نیست. ذات او عین صفاتش است. واقعیتی بسیط و بی‌ماهیت است. نه در دنیا و نه در آخرت قابل دیده شدن نیست و دارای علم و قدرت مطلق است، در همه جا حضور و ارتباطی تام با مخلوقاتش دارد. وجود خدا و برخی صفاتش با حس و عقل و فطرت اثبات پذیر است؛ ولی کُنه ذات نامحدودش با حس و عقل محدود قابل ادراک نیست.


تاریخچه باور به خدا

خدا یکی از مهمترین مفاهیم در ذهن بشر و تاریخ فلسفه و تأملات فلسفی بوده است و از آغاز پیدایش انسان و از آغاز پیدایش فلسفه و حتی فلاسفه پیش از سقراط تا به امروز، بحث درباره آن ادامه یافته و در این‌باره‌ گاه رویکردهای جدید مطرح شده است.

اعتقاد به خدا سنگ زیربنای آموزه‌های همه ادیان آسمانی است و در طول تاریخ این اعتقاد گاهی دستخوش تغییر شده که یا الهه‌های دیگری در کنار خدا فرض می‌شد (شرک) و یا در ویژگیهای او تحریف صورت می‌گرفت مانند اینکه او را یک خدای انسان وار نشان می‌دادند.

در عرفان، به ویژه صورت‌هایی از عرفان که در دل ادیان ابراهیمی پرورده شده، خدا مفهومی است کاملا بنیادی و محوری و در واقع می‌توان گفت عرفان در این ادیان چیزی جز تلاش برای شناخت خدا و رسیدن به او نیست.

الهیات ادیان، به ویژه الهیات ادیان ابراهیمی، متکفل پرداختن به بحث درباره خدا و صفات او و نسبت آدمیان با او بوده و برای این ادیان مباحث کلامی فراوانی پدید آورده است. مباحث کلامی امروزه هم به نحو جدّی دنبال می‌شود و این مباحث به پدید آمدن انواع الهیات جدید و مباحث تازه انجامیده است. همچنین تحلیل تجلیات درک حضور خدا در هنر و فرهنگ اقوام گوناگون، محل بحثهای جالبی در زمینه تاریخ هنر و تحلیل هنر قدسی در میان اقوام مختلف بوده است. [۱]

خدا در اسلام

محور اصلی تمامی مفاهیم دین اسلام خداست. مسلمان کسی است که خدایی جز خدای یگانه را به رسمیت نشناسد (أشهدُ أن لا إلهَ إلّا اللّهُ) و حضرت محمد را فرستاده او بداند، در واقع رسالت پیامبر اسلام، دعوت به شناخت خدای یگانه است. [۲]در اسلام، باتوجه به زمینه ظهور این دین که فضایی چند خدایی و بُت پرستانه بوده، بیش از آنکه بر اثبات وجود خدا تأکید شود، بر برخی اوصاف او و بیش و پیش از همه بر یگانگی او تأکید شده است.

نام خاص خدا در قرآن، که بارها به آن اشاره شده، «اللّه» است . این واژه به مشهورترین واژه دالّ بر خدا در زبان عربی تبدیل شده است چنانکه یهودیان و مسیحیان هم در ترجمه کتاب مقدس آن را به معنای خدا به کار می‌برند. همانگونه که در قرآن تصریح شده، خداوند نامهای گوناگون و زیبا دارد. [۳]

بنابر باورهای اسلامی، اللّه، خدایی خاص اسلام نیست بلکه همان خدای پیامبران پیشین بوده و خدای از آدم تا خاتم است. [۴]

مطابق قرآن [۵] خلقت آدم با شناخت خدای یگانه همراه بوده و شرک پس از توحید به وجود آمده و حاصل گمراهی بشر در طول تاریخ است.

نام‌های خدا در قرآن

در قرآن غیر از لفظ جلاله «اللّه» که بنا بر مشهور اسم خاص ذات متعالی خداست، ۱۴۳ [۶]اسم دیگر وارد شده که دارای معنای وصفی است و هر کدام به نوعی، از کمال خداوند حکایت می‌کند.

اسامی که به صراحت در قرآن آمده بالغ بر اسم است که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:[۷]

  • «اللّه»، «الاله»، «الاحد»، «الاوّل»، «الآخر»، «الاعلی»، «الاکرم»، «الاعلم»، «ارحم الراحمین»، «احکم الحاکمین»، «احسن الخالقین»، «اسرع الحاسبین»، «اهل التقوی»، «اهل المغفرة»، «الاقرب»، «الابقی».
  • «الباری»، «الباطن»، «البدیع»، «البَرّ»، «البصیر».
  • «التوّاب».
  • «الجبار» و «الجامع».
  • «الحکیم»، «الحلیم»، «الحی»، «الحقّ»، «الحمید»، «الحسیب»، «الحفیظ»، «الحفی».
  • «الخبیر»، «الخیر»، «الخالق»، «خلاّق»، «خیر الماکرین»، «خیرالرازقین»، «خیرالفاصلین»، «خیرالحاکمین»، «خیرالفاتحین»، «خیرالغافرین»، «خیرالوارثین»، «خیرالراحمین»، «خیرالناصرین»، «خیرالمنزلین».
  • «ذوالعرش»، «ذوالطول»، «ذوالانتقام»، «ذوالفضل العظیم»، «ذوالرحمة»، «ذوالقوة المتین»، «ذوالجلال و الاکرام»، «ذوالمعارج».
  • «الرحمن»، «الرحیم»، «الرئوف»، «الرّب»، «ربّ العرش»، «رفیع الدرجات»، «الرزّاق»، «الرقیب».
  • «السمیع»، «السلام»، «سریع الحساب» و «سریع العقاب».
  • «الشهید»، «الشاکر»، «الشکور»، «شدید العذاب»، «شدیدالعقاب» و «شدید المحال».
  • «الصمد».
  • «الظاهر».
  • «العلیم»، «العزیز»، «العَفُوّ»، «العلی»، «العظیم»، «علام الغیوب» و «عالم الغیب و الشهادة».
  • «الغنی»، «الغفور»، «الغالب»، «غافر الذنب» و «الغفّار».
  • «فالق الاصباح»، «فالق الحبّ والنوی»، «الفاطر» و «الفتّاح».
  • «القوی»، «القدّوس»، «القیوم»، «القاهر»، «القهّار»، «القریب»، «القادر»، «القدیر»، «قابل التوب»، «قائم علی کل نفس بما کسبت» و «القائم».
  • «الکبیر»، «الکریم»، «الکافی».
  • «اللطیف».
  • «الملک»، «المؤمن»، «المهیمن»، «المتکبّر»، «المصوّر»، «المجید»، «المجیب»، «المبین»، «المولی»، «المحیط»، «المقیت»، «المتعال»، «المحیی»، «المتین»، «المقتدر»، «المستعان»، «المبدئ»، «مالک الملک» و «المعید».
  • «النصیر» و «النور».
  • «الوهّاب»، «الواحد»، «الولی»، «الوالی»، «الواسع»، «الوکیل» و «الودود».
  • «الهادی».

افزون بر موارد پیشگفته، برخی آیات مانند اعراف؛ اسراء؛ طه و حشر به صورت کلی تصریح می‌کند که خداوند دارای اسمای حسناست: «ولِلّهِ الاَسماءُالحُسنی»

منابع

  • قرآن کریم.
  • ‌پاول هرن، اساس اشتقاق فارسی، [با توضیحات یوهان هاینریش هوبشمان]، ترجمه جلال خالقی مطلق، تهران، ۱۳۵۶ش.
  • ‌تیتوس بورکهارت، هنر مقدس: اصول و روشها، ترجمه جلال ستاری، تهران، ۱۳۶۹ش.
  • دانشنامه جهان اسلام، مدخل «خدا».
  • ‌سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسة الامام الصادق، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.
  • ‌عبداللّه بن محمد عین القضاة، زبدةالحقایق، متن عربی به تصحیح عفیف عُسیران، ترجمه فارسی مهدی تدین، تهران، ۱۳۷۹ش.
  • ‌علامه طباطبائی، سیدمحمدحسین، الرسائل التوحیدیه، بیروت، مؤسسة النعمان، ۱۴۱۹ق.
  • ‌مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق ۸۳م.
  • ‌محسن ابوالقاسمی، ریشه شناسی (اتیمولوژی)، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • ‌محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمدمعین، تهران، ۱۳۶۱ش.
  • ایزدپناه، مهرداد، آشنایی با دین زرتشت، چاپ دوم: انتشارات محور، ۱۳۸۵.


پانویس

  1. برای نمونه رجوع کنید به بورکهارت، هنر مقدس
  2. «قولوا لااله الااللّه تفلحوا» مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۸، ص۲۰۲
  3. اعراف: ۱۸۰؛ اسراء: ۱۱۰؛ طه: ۸؛ حشر: ۲۴
  4. بقره: ۱۳۳؛ آل عمران: ۸۴؛ نساء: ۱۶۳
  5. اعراف: ۱۷۲
  6. مفاهیم القرآن، ج ۶ ، ص۱۰۵
  7. دائرة المعارف قرآن کریم، جلد3، صص295-297