توسل

از ویکی منجی
پرش به: ناوبری، جستجو

توسّل از آموزه‌های اعتقادی شیعه و اکثریت مسلمانان، به معنای واسطه قرار دادن شخص یا چیزی نزد خداوند است برای تقرب به او و برآورده شدن حاجت‌ها. توسل با آموزه شفاعت پیوند نزدیکی دارد و این دو آموزه معمولاً همراه یکدیگر ذکر می‌شوند.

به اعتقاد شیعیان، اهمیت توسل برخاسته از امر الاهی در قرآن و نیز احادیث پرشماری از اهل بیت(ع) است. در دعاها و زیارات ائمه(ع) نیز مضامین توسل بسیار به چشم می‌خورد که جامعترین آنها دعای توسل است. در دوره معاصر، وهابی‌ها به پیروی از ابن تیمیه اشکالاتی را دربارهٔ توسل مطرح کرده‌اند که علمای شیعه و غالب اهل سنت این اشکالات را نپذیرفته‌اند.

معنای توسل

توسّل، کلمه‌ای عربی و مصدر ثلاثی مزید از ریشه «و س ل» به معنای انجام دادن کاری برای تقرب به یک چیز یا شخص است؛[۱] این کلمه در اصطلاح به معنای واسطه قرار دادن امور خیر و افراد صالح و مقرب درگاه الاهی برای بر آورده شدن درخواست و اجابت دعا است. در فعل توسل، انسان در هنگام دعا و استغاثه، به درگاه الاهی چیزی عرضه می‌کند که واسطه پذیرش توبه و اجابت دعای او و بر آورده شدنِ درخواست او است. شخص یا موضوع محل توسل، هر آن کس یا شیئی است که نزد خدا محترم است؛ مانند صفات و اسمای الاهی یا پیامبر اکرم(ص) و دعای آن حضرت یا اولیای عظیم الشأن و فرشتگان. حاجت درخواست شده می‌تواند امری دینی و معنوی و یا حاجتی دنیوی و مادی باشد.

«وسیله» چیزی است که انسان از طریق آن به چیز دیگری نزدیک می‌شود.[۲]

بنابر روایات شیعی، «وسیله» مفهومی گسترده دارد و می‌تواند شامل واجبات و مستحبات شرعی، دعای صالحان و مؤمنان و یا حتی خود اولیای الهی شود.

مشروعیت توسل

پژوهشگران برای اثبات مشروعیت توسل شواهد مختلفی از قرآن، حدیث و سیره فراهم آورده‌اند. برخی نیز معتقدند توسل افزون بر آن که به لحاظ دینی، مشروع و پسندیده است، ریشه در فطرت و خرد انسانی نیز دارد.[۳]

قرآن

قرآن کریم مؤمنان را به توسل توصیه کرده و روشن‌ترین اشاره به توسل در سوره مائده آمده است که خداوند صریحاً به مؤمنان دستور می‌دهد برای تقریب به او وسیله‌ای بجویند: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّــهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوا پیشه کنید و وسیله‌ای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.[۴] در سوره نساء آیه ۶۴ به گناهکاران توصیه شده که نزد پیامبر(ص) بروند و از او بخواهند برایشان استغفار کند تا خداوند آنان را بیامرزد.

وقتی برادران حضرت یوسف از کرده خود پشیمان شدند به جای اینکه مستقیم از خداوند درخواست عفو کنند، پدر را واسطه قرار دادند و از او خواستند برایشان نزد خدا طلب بخشش کند.[۵]

در آیه‌ای دیگر، از بندگان خواسته شده است که به ریسمان الهی چنگ زنند و گرد هم آیند: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّــهِ جَمِیعاً وَلاتَفَرَّقُوا [۶] بنا بر روایات شیعه، مقصود از ریسمان الهی، اهل بیت(ع) پیامبر(ص) است.[۷]

روایات

در منابع روایی، احادیث پرشماری از اهل بیت(ع) در باب توسل نقل و معنا، مصادیق وسیله و نیز آثار و نتایج آن بیان شده است.

تمام آنچه در آسمان و زمین است، برای تقرب به خداوند در پی وسیله است و ما وسیله و واسطه خداوند در میان خلق اوییم.[۸]

  • بنابر روایتی، امام صادق(ع) فرمودند: ما (اهل بیت) همان ریسمان الهی هستیم که خداوند تبارک و تعالی فرموده: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّــهِ جَمِیعاً وَلاتَفَرَّقُوا[۹] همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.[۱۰]
  • همچنین بنا بر احادیث، حضرت آدم(ع) پس از رانده شدن از بهشت با توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) مورد عفو خداوند قرار گرفت. پیامبران پیشین نیز به مقام پیامبر اسلام(ص) توسل می‌جسته‌اند.
  • در روایتی نقل شده از امیرالمؤمنین برترین مصادیق وسیله برشمرده شده است[۱۱] که از جمله آنها است: ایمان به خداوند، جهاد در راه خدا، و ادای واجبات، روزه، حج و عمره.
  • زیارتنامه‌ها و دعاهای رسیده از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) سرشار از مضامین مربوط به توسل و سوگند دادن خدا به حق پیامبر(ص) و امامان است[۱۲] که خود نوعی از توسل به شمار می‌رود.

روایاتی که بر مشروعیت توسل گواهی می‌دهند، در منابع اهل سنت نیز به چشم می‌خورند. از جمله روایت مرد نابینایی که با توسل به پیامبر بینایی خود را بازیافت،[۱۳][۱۴] و یا حدیثی از عائشه که از پیامبر(ص) نقل کرده است امیرالمؤمنین(ع) نزدیک‌ترین وسیله به خداوند است.[۱۵]

سیرهٔ مسلمانان

سیره مسلمانان صدر اسلام و صحابه نشان می‌دهد که توسل به صالحان و پاکدامنان امری مقبول و پسندیده بوده است. در این باره می‌توان به نمونه‌هایی اشاره کرد:

  • توسل عمر به عباس بن عبدالمطلب در هنگام طلب باران؛[۱۶]
  • متوسل شدن صفیه، عمه پیامبر اکرم، به آن حضرت با سرودن اشعاری در رثای ایشان؛[۱۷]
  • توسل مردی به پیامبر در زمان خلافت عثمان با راهنمایی عثمان بن حنیف[۱۸] و توسل بلال بن حارث به آن حضرت برای طلب باران؛[۱۹]
  • به نوشته زینی دحلان[۲۰] تتبع در اذکار و ادعیه پیشینیان موارد بسیاری از توسل‌های آنان را به دست می‌دهد. ابن حَجَر هَیتَمی[۲۱] برخی اشعار شافعی را آورده که در آن آل پیامبر صریحاً وسیلۀ قرب الاهی معرفی شده‌اند. بنا بر روایتی، مالک بن انس در گفتگویی با منصور دوانیقی چگونگی زیارت پیامبر اکرم و توسل به ایشان را به وی آموخت.[۲۲][۲۳]

اقسام وسیله

بنابر منابع شیعه، برای نزدیک شدن به خدا از هر وسیله‌ای نمی‌توان استفاده کرد؛ برای مثال استفاده از آتش که در برخی آیین‌های دیگر مرسوم است، یا بت که در حجاز معمول بوده، باطل و حرام است؛ زیرا اجازه شرعی استفاده از آتش به عنوان وسیله اثبات نشده است و حرام بودن استفاده از بت نیز در شرع اثبات شده است. برای اینکه بدانیم چه چیزهای از دیدگاه شرع، وسیله هستند باید به آیات و روایات مراجعه کرد. بدین رو برخی توسل را به توسل مشروع و توسل نامشروع تقسیم کرده‌اند.[۲۴]

در روایات اهل بیت(ع) به آنچه می‌توان بدان توسل جست، تصریح شده است. از جمله آنها است:

اندیشمندان سنی قائل به جواز توسل

آموزه توسل را بیشتر مسلمانان چه شیعه و چه اهل سنت پذیرفته‌اند؛برخی از عالمان اهل سنت که از جایز بودن توسل یا استحباب آن سخن گفته‌اند، عبارتند از:

  • تقی الدین سبکی (درگذشته ۷۵۶ ق) از علمای شافعی در کتاب شفاءالسقام: «أنه یجوز ویحسن التوسل، والاستغاثة، والتشفع بالنبی «صلی الله علیه وآله وسلم» إلی ربه سبحانه وتعالی. وجواز ذلک وحسنه من الأمور المعلومة لکل ذی دین، المعروفة من فعل الأنبیاء والمرسلین، وسیر السلف الصالحین، والعلماء والعوام من المسلمین. ولم ینکر أحد ذلک من أهل الأدیان، ولا سمع به فی زمن من الأزمان، حتی جاء ابن تیمیة، فتکلم فی ذلک بکلام یلبس فیه علی الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم یسبق إلیه فی سائر الأعصار[شفاءالسقام فی زیارت خیر الانام،تقی الدین سبکی «م:۷۵۶»ص۱۶۰.]؛ توسل و استغاثه و شفاعت به پیامبر اکرم(ص) جایز و مستحب است. جواز این کار بر هر دینداری روشن است و از کارهایی است که پیامبران بدان اهتمام داشتند و سیره صالحان و علما و عموم مسلمانان بوده است....»
  • نورالدین سمهودی (درگذشته ۹۱۱ ق)از عالمان اهل تسنن: «اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبی صلی الله تعالی علیه و سلم و بجاهه و برکته عند ربه تعالی من فعل الأنبیاء وسیر السلف الصالح، واقع فی کل حال، قبل خلقه صلی الله تعالی علیه و سلم وبعد خلقه فی حیاته الدنیویة ومدة البرزخ وعرصات القیامة»[وفاء الوفاء باخبار‌دار المصطفی.نور الدین سمهودی، ج۴، ص۱۳۷۲]. استغاثه و شفاعت و توسل به پیامبر(ص) نزد خداوند از کارهای انبیاء و سیره صالحان بوده و در هر زمانی انجام می‌‌گرفته است؛ چه قبل از خلقت و چه بعد از او، در حیات دنیوی و در برزخ....»
  • زینی دهلان (درگذشته ۱۳۰۴ق) امام مسجد الحرام می‌نویسد: «اذا جاز التوسل بالأعمال الصالحة - کما فی صحیح البخاری فی حدیث الثلاثة الذین أووا إلی غار فأطبق علیهم ذلک الغار فتوسل کل واحد منهم إلی الله تعالی بأرجی عمل له فانفرجت الصخرة آلتی سدت الغار عنهم - فالتوسل به «صلی الله علیه وسلم» أحق وأولی لما فیه من النبوة والفضائل سواء کان ذلک فی حیاته أو بعد وفاته فالمؤمن إذا توسل به إنما یرید بنبوته آلتی جمعت الکمالات وهؤلاء المانعون للتوسل یقولون یجوز التوسل بالأعمال الصالحة مع کونها أعراضا فالذوات الفاضلة أولی فإن عمر رضی الله عنه توسل بالعباس رضی الله عنه وأیضا لو سلمنا ذلک نقول لهم إذا جاز التوسل بالأعمال الصالحة فما المانع من جوازها بالنبی صلی الله علیه وسلم باعتبار ما قام به من النبوة والرسالة والکمالات...[الدر السنیة فی الرد علی الوهابیة،زینی دهلان، ص۲۷]؛ وقتی توسل به اعمال صالح... جایز است، توسل به پیامبر اکرم(ص) به طریق اولی جایز است زیرا او دارای فضیلت نبوت و دیگر فضایل بود چه در زمان حیات و چه در زمان وفات....»
  • امام محمد غزالی عالم و عارف نامدار مسلمان در تألیفات خود قائل به توسل است. او در یکی از رساله‌های خویش بابی جدا درباره توسل گشوده و با دلایل شرعی توسل را جایز دانسته‌اند. ۲- حافظ ابوبکر بیهقی درکتابش به نام «دلائل النبوة» داستان توسل آدم وغیر او را آورده است، درضمن این عالم تعهد کرده است که حدیث موضوع را در کتابش نیاورد. ۳-امام جلاالدین سیوطی از بزرگترین عالمان تاریخ اسلام در کتابش «الخصائص الکبری» و چندین کتاب دیگر توسل حضرت آدم را بیان می‌کند.
  • امام حافظ ابو عبدالله الحاکم در کتاب «المستدرک» بر صحیحین، ماجرای توسل آدم به حضرت رسول(ع) راذکر کرده است.
  • امام حافظ قاضی عیاض در کتاب «الشفا فی التعریب بحقوق المصطفی» در باب زیارت و باب فصل النبی، بسیاری از احادیث و وقایع مربوط به توسل را بازنوشته است.
  • امام مفسر قرآن ابو عبدالله قرطبی در تفسیر آیه «ولو أنهم إذ ظلمواأنفسهم» در جلد۵صفحه۲۶۵ نیز توسل را جایز دانسته وآنرا تأییدکرده است. ۷-علامه احمد شهاب الدین خفاجی در کتابش شرح شفا به نام «نسیم الریاض» موارد زیادی ذکر کرده است.
  • امام حافظ قسطلانی در کتابش به نام «مواهب اللدنیه» در مقصداول. ۹- علامه شیخ محمد عبدالباقی زرقانی در شرح مواهب جلد ۱صفحهٔ ۴۴٫۱۰-امام شیخ الاسلام ابو زکریا یحی نووی در کتابش بنام «ایضاح» در باب ششم صفحهٔ ۴۹۸.
  • علامه ابن حجرهیتمی مکی در حاشیه برکتاب ایضاح صفحه۴۹۹، وعلاوه بر این در این باره یک کتاب مستقل به نام «الجوهر المنظم» دارد.
  • حافظ شهاب الدین محمد بن محمد بن جزری دمشقی در کتابش به نام «عدةالحصن الحصین» در بحث فضیلت دعا.
  • علامه امام محمد بن علی شوکانی در کتابش به نام «تحفةالذاکرین» درصفحهٔ ۱۶۱.
  • علامه امام محدث علی بن عبدالکافی السبکی در کتابش به نام «شفاء السقام فی زیارت خیر الأنام».
  • شیخ احمد سرهندی ملقب به امام ربانی مجدد الف ثانی رحمته الله علیه ایشان به عنوان یک عالم بزرگ و یک مرشد صوفیه که بسیار به رعایت شریعت شهره بودند و در تشرع در بین صوفیان شهرهٔ عام و خاص‌اند در کتاب مکتوبات خود قائل به توسل‌اند.
  • حافظ ابن حجر عسقلانی، داستان آمدن آن مرد اعرابی که بر قبر حضرت رسول صلوات الله علیه و به آن توسل کرد و سند آن را صحیح دانسته است درکتاب فنح الباری جلد۲صفحه۴۹۵ بیان نموده است.
  • امام ابوالقاسم قشیری مفسر سرشناس صاحب رسالهٔ قشیریه.
  • امام فخر رازی از بزرگترین مفسران قرآن در چندین قسمت تألیفاتش اشاره به جواز توسل دارد. خواندن دقیق تفسیر فخر رازی مبین این موضع می‌باشد.
  • حافظ ابوالفرج ابن جوزی در کتاب خود بنام «الوفاء» حدیث را ذکر کرده است. ۲۰-حافظ عماد الدین ابن کثیر درتفسیر آیه «ولو أنهم إذ ظلمواأنفسهم» داستان گفتگوی عتبی با یک نفر عرب که به خدمت قبر پیغمبرصلی الله علیه و سلم آمد و از او شفاعت طلبید وهیچ گونه اعتراضی از او نگرفت و همچنین قصه توسل آدم را در کتابش به نام «البدایة والنهایة» در جلد۱صفحه۸۰ آورده است. علاوه در جلد۱صفحه۹۱ همان کتاب گفته است که اسناد داستان توسل عرب به قبر حضرت رسول صحیح می‌باشد؛ و باز شعار مسلمانان «یامحمداه» را در جلد ۶ صفحه ۳۲۴ آورده است.
  • شهاب الدین رملی رحمته الله علیه در بسیاری تألیفاتش. ایشان نیز در قسمت‌های مختلفی از تألیفات خویش به توسل معتقدند.
  • امام شیخ نورالدین قاری، معروف به ملا علی قاری در شرحش برشفا موارد بسیار آورده است.
  • امام نسفی صاحب کتاب شرح عقاید اهل سنت که از معتبرترین کتب عقیده در حوزه‌های اهل سنت است ایشان در کتب خود قائل به توسل هستند.

</ref> در این بین وهابیت آموزه توسل را مردود می‌داند و در مقابل، بسیاری از عالمان مسلمان در رد آنها کتاب نگاشته‌اند.[۳۲]

اشکالات وهابیان

برخی از اشکالات وهابیان از این قرار است:

توسل و توحید

نخستین دلیل وهابیان این است که توسل با توحید منافات دارد؛ زیرا بنده باید تنها از خدا کمک بخواهد و کمک خواستن از غیر خدا شرک است. ابن تیمیه برای اثبات این مدعا، گاه به آیات قرآنی استدلال کرده است، از جمله آیات ۵۶ و ۵۷ سوره اسراء «قُلِ ادْعُواْ الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ یمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِیلًا أُولَئِكَ الَّذِینَ یدْعُونَ یبْتَغُونَ إِلَی رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیهُمْ أَقْرَبُ وَیرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا»[۳۳]و آیه ۵ سوره حمد، «إِیاكَ نَعْبُدُ وإِیاكَ نَسْتَعِینُ» او معتقد است که آنچه در این آیات منع و نکوهش شده است، همان توسل به خداوند است.[۳۴]

به گفته موافقان توسل، این آیات معنای دیگری دارند؛ دو آیه نخست از نفی الوهیت معبودهای مشرکان و عدم شایستگی خدایان برساخته برای پرستش سخن می‌گویند و ارتباطی به موضوع توسل به امور مقدّس به منظور تقرب به درگاه الاهی ندارند. همچنین آیه ۵ سوره حمد درصدد نفی کمک خواستن از غیر خدا با اعتقاد به استقلال وسیله‌ها از خدا است، نه نفی استعانت از خداوند با وسایل و وسایط؛ همچنان که در قرآن کریم یاری جستن از نماز و امور دیگر نیز مطرح شده است.[۳۵]

باورمندان به توسل بر آنند که از نظر عقلی نیز توسل به هیچ وجه شرک نیست؛ زیرا اولاً کمک گرفتن از کسی یا چیزی به معنای پرستیدن آن شخص یا چیز نیست. نظام عالم بر اساس رابطه تأثیر اشیاء و وسایل در یکدیگر است و البته همه آنها بر اراده الهی تکیه دارند و هیچ‌یک مستقلانه قادر به تأثیر گذاری نیستند. همان گونه که کمک گرفتن از وسائل و ابزار مادی و انسانها در امور زندگی شرک نیست، استفاده از وسیله غیر مادی نیز اگر با اعتقاد به وابسته بودن آنها باشد شرک نخواهد بود. بینش توحیدی مسلتزم آن است که انسان در عین حال که از اسباب و وسایل استفاده می‌کند، به مبداء آن و وابسته بودن همه وسایل به پروردگار عالم آگاه باشد و این همان توحید است.[۳۶]

مخالفان توسل، علاوه بر اینها، بر حرمت توسل، به آیات دیگری نیز استناد کرده‌اند،[۳۷] از جمله آیه ۳ سوره زمر: «ألَا للَّــهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیقَرِّبُونَا إِلَی اللَّــهِ زُلْفَی إِنَّ اللَّــهَ یحْكُمُ بَینَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّــهَ لایهْدِی مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» و آیه ۳۷ سوره سبأ «وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِی تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَی إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ» ولی آیه نخست تنها عبادت غیر خدا و بت‌پرستی را نفی کرده نه تقرب به خداوند را از طریق توسل به صالحان، بدون آن که مورد پرستش قرار گیرند. دربارهٔ آیه دوم هم می‌توان گفت که توسل به انبیاء و اولیاء از جمله مصادیق کار شایسته (عمل صالح) است و با مفهوم آیه تنافی ندارد.[۳۸]

توسل به پیامبر(ص) بعد از رحلت

بنابر باور ابن تیمیه توسل به دعای پیامبر(ص) و صالحان، فقط در زمان حیات آنان صحیح است و پس از مرگ دیگر کاری از آنان بر نمی‌آید و توسل صحیح نیست.

به اعتقاد بیشتر مسلمانان، این سخن ابن تیمیه با آیات قرآنی که از زندگی پس از مرگ خبر می‌دهند، سازگار نیست و زندگی انبیا و اولیاء پس از انتقال آنان به عالم برزخ نیز ادامه دارد. همان گونه که به تصریح قرآن، زندگی شهیدان پس از مرگ آنان نیز ادامه دارد[۳۹] پیامبران که مقام بالاتری نسبت به شهیدان دارند، بعد از مرگ ظاهری زنده‌اند. از دیدگاه اسلامی، مرگ فنا و نابودی انسان نیست بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است.[۴۰]

همان گونه که در زمان حیات می‌توان از پیامبر(ص) خواست تا برای انسان دعا و استغفار کند، بعد از حیات آن حضرت نیز می‌توان همین درخواست را داشت؛ زیرا بنا بر قرآن کریم و سنّت، امکان اتصال انسان موجود در دنیا به ارواح انسان‌ها در عالم برزخ وجود دارد. گفتگوی صالح پیامبر و شعیب(ع) با امت هلاک شده خود،[۴۱] و اینکه در قرآن نیز خداوند به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد تا با پیامبران پیشین گفتگو کند،[۴۲] و گفتگوی پیامبر(ص) و امیر مؤمنان(ع) با کشته شدگان جنگ بدر و جنگ جمل[۴۳] از ادله و شواهد این مدعا است.

شیعیان در عصر غیبت علاوه بر پیامبر و سایر معصومان، به طور ویژه به امام زمان(عج) که او را زنده می‌دانند توسل کرده و دعاها و توجهات ویژه آن امام را خواستارند. شیعیان به دلیل آیاتی مانند وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّــهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَیٰ عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ فَینَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ بگو: «[هر کاری می‌خواهید] بکنید، که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست، و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده می‌شوید؛ پس ما را به آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد.» [۴۴] و روایات فراوانی که تعدادی از آنها در بخش بَابٌ فِی أَنّ الْأَئِمّةَ شُهَدَاءُ اللَّــهِ عَزّ وَ جَلّ عَلَی خَلْقِهِ (ائمه، شاهدان خداوند بر خلق هستند) اصول الکافی گردآوری شده‌اند معتقدند امامان با اذن و اجازه خداوند از حال و شرایط زندگی انسان‌ها باخبر بوده و می‌توانند در بهبود شرایط مادی و معنوی افراد اثرگذار باشند، و هرچه پیروی، توسل و ارتباط با آنها بیشتر باشد این آثار نیز بیشتر خواهد بود.

توسل و بدعت

سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) و نیز رفتار صحابه و مسلمانان صدر اسلام با بدعت شمردن توسل سازگار نیست. برخی از حوادثی که رایج بودن توسل نزد مسلمانان را نشان می‌دهد عبارت است از: توسل عمر به عباس بن عبدالمطلب در هنگام مراسم استسقا یا طلب باران،[۴۵] متوسل شدن صفیه دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر اکرم، به آن حضرت با سرودن اشعاری در رثای ایشان،[۴۶][۴۷] توسل مردی به پیامبر(ص) در زمان خلافت عثمان با راهنمایی عثمان بن حنیف،[۴۸]و توسل بلال بن حارث به آن حضرت برای طلب باران.[۴۹]

به نوشته زینی دحلان[۵۰] تتبع در اذکار و ادعیه پیشینیان موارد بسیاری از توسل‌های آنان را به دست می‌دهد. ابن حَجَر هَیثمی[۵۱]برخی اشعار شافعی را آورده که در آن آل پیامبر(ص) صریحاً وسیله قرب الاهی معرفی شده‌اند. بنا بر روایتی، مالک بن انس در گفتگویی با منصور دوانیقی چگونگی زیارت پیامبر اکرم(ص) و توسل به ایشان را به وی آموخت.[۵۲]

حتی اگر صحت سند برخی از روایات اهل سنت در جایز بودن توسل پذیرفته نشود، بسیار بودن تعداد آنها نشان می‌دهد که توسل از عصر صحابه تا دوران‌های بعد رایج و به مثابه اصلی مسلّم پذیرفته شده بوده است. سمهودی[۵۳] ماجراهای متعددی را دربارهٔ کسانی که با توسل به پیامبر(ص) نزد قبر مطهر آن حضرت، به خواست‌های خود نایل شدند، آورده است.[۵۴]

نحوه توسل در زیارات و دعاها

بررسی نحوه توسل و ادبیات به کار رفته در ادعیه ماثور (دعاهایی که از معصومان رسیده است) و زیارات امامان(ع) تصویری درست از توسل مشروع را نشان می‌دهد. توسل به امامان و اولیای الهی در بیشتر دعاهای شیعه و زیارات پیامبر(ص) امامان(ع) آمده است. همچنین در کتب ادعیه نمازهای مخصوصی برای توسل به پیامبر(ص) یا هر یک از امامان ذکر شده است[۵۵] که معروف‌ترین آنها دعای توسل است. برخی از فرازهای دعای توسل به این صورت است:[۵۶]

  • اَللَّــهُمَّ اِنّی اَسئلُكَ وَاَتَوَجَّهُ الَیكَ بِنَبِیكَ نَبِی الرَّحمَةِ...

خداوندا! من توسط پیامبر تو که پیامبر رحمت است به تو روی می‌آورم و از تو در خواست می‌کنم...

  • یا رَسوُلَ اللَّــهِ... اِنا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِكَ اِلی اللَّــهِ وَ قَدَّمناكَ بَینَ یدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللَّــهِ اِشفَع لَنا عِندَاللَّــه‌ای رسول خدا! ما به وسیله تو به خدا روی آورده و از او شفاعت و به او توسل می‌جوئیم و تو را پیشاپیش حاجتهایمان قرار می‌دهیم؛ ای کسی که نزد خدا آبرومندی، برای ما نزد خداوند شفاعت کن!
  • قسم دادن خداوند به حق پیامبر و امامان و صالحان نیز یکی از شیوه‌های توسل مشروع است؛ مانند اینکه گفته شود: «اللهم انی اسئلک بجاه محمد» یا «اللهم انی اسئلک بحق کل مؤمن مدحته فیه».

آیین توسل در فرهنگ شیعی

توسل به سبب جایگاه ویژه‌ای که در فرهنگ شیعی دارد، آیینها و آداب خاصی در میان شیعیان پیدا کرده است. برخی از این آیینها فاقد مبنای روایی‌اند هرچند منع شرعی نیز ندارند؛ مانند سفره‌انداختن به نام امامان مثلاً سفره امام زین العابدین]](ع) و یا سفره حضرت ابوالفضل. در این جلسات ضمن اطعام مؤمنان و خواندن قرآن و دعا و هدیه کردن ثواب آن به آن امام، به او توسل می‌جویند.

برپاکردن مجالس دعای توسل به صورت گروهی نیز از آیین‌های فراگیر شیعیان است که معمولاً شبهای چهارشنبه و در مساجد، حرم امامان و حتی در منازل انجام می‌شود. برخی رفتارها و روشهای توسل در میان برخی شیعیان دیده می‌شود که سنت رسمی شیعی آن را تأیید نمی‌کند.

منابع

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۷۲۴، ماده وسل
  2. جوهری، ص۵۶۰
  3. نگاه کنید: حداد عادل، دانشنامه جهان اسلام، ذیل مدخل «توسل».
  4. مائده:۳۵
  5. یوسف: ۹۷
  6. آل عمران: ۱۰۳
  7. تفسیر المیزان، ذیل آیه، همچنین بحارالانوار، ج۲۴، ص۸۴
  8. بلاغات النساء، ص۱۴، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۶۷
  9. آل عمران: ۱۰۳
  10. بحارالانوار، ج۲۴، ص۸۴
  11. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰
  12. برای نمونه رجوع کنید به زیارت پیامبر(ص)، زیارت جامعه کبیره، و دعاهای صحیفه سجادیه.
  13. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۴۱.
  14. مسند احمد بن حنبل ج۴ص۱۳۸
  15. شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۶۷ از مسند احمد؛ و المناقب، ابن المغازلی، ص۵۶، ح ۷۹
  16. رک: بخاری جُعْفی، ج۲، ص۱۶؛ ابن اثیر، ج۳، ص۱۶۶؛ ابن حجر عسقلانی، ج۲، ص۴۱۱۴۱۲.
  17. رک: طبری، ص۲۵۲؛ هیثمی، ج۹، ص۳۹.
  18. رک: طبرانی، ج۹، ص۳۱.
  19. دحلان، ص۱۸.
  20. دحلان، ص۳۱.
  21. دحلان، ص۱۸۰.
  22. رک، سمهودی، ج۴، ص۱۳۷۶.
  23. حداد عادل، دانشنامه جهان اسلام، ذیل مدخل توسل.
  24. سبحانی، جعفر، توسل از دیدگاه قرآن و حدیث.
  25. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰
  26. صحیفه سجادیه، دعای ۴۲
  27. اعراف: ۱۸۰.
  28. حشر:آیه۱۰.
  29. نساء:۶۴
  30. بحارالانوار، ج۲۴، ص۸۴
  31. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰
  32. نک: شفاء السقام، ج۱، ص۲۴۵–۳۲۰، وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۳۷۱، شواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق، ج۱، ص۳۸۶
  33. اسراء: ۱۷، آیه۵۶ و ۵۷
  34. التوصل الی حقیقة التوسل المشروع و الممنوع، صص۱۲–۱۴، ۵۴
  35. بقره: ۲، آیه۴۵
  36. برای تفصیل بحث نک: مطهری مرتضی، جهان بینی توحیدی، ج۲ ص۷۲
  37. التوصل الی حقیقة التوسل المشروع و الممنوع، ص۱۷۹
  38. التوسل، ص۷۷۸۵
  39. آل عمران:۳، ایه۱۶۹–۱۷۱
  40. ر. ک: سجده: ۳۲، آیه۱۰ و ۱۱، زمر:۳۹، آیه۴۲
  41. اعراف: ۷، آیات ۷۸–۷۹. و ۹۱–۹۳
  42. زخرف: ۴۳، آیه۴۵
  43. سیرة النبی، ج۲، ص۲۹۲. ۱۱۱، صحیح البخاری، ج۵، ص۷۶. ۱۱۲، الجمل و النصرة لسیدالعترة فی حرب البصره، ص۳۹۱۳۹۲
  44. توبه: 105
  45. صحیح البخاری، ج۲، ص۱۶، اسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۶، ابن حجر عسقلانی، ج۲، ص۴۱۱۴۱۲
  46. ابن حجر عسقلانی، ج۲، ص۴۱۱۴۱۲. ۴۱
  47. ذخائر العقبی فی مناقب ذوی‌القربی، ص۲۵۲
  48. المعجم الکبیر، ج۹، ص۳۱
  49. الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیه، ص۱۸
  50. الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیه، ص۳۱
  51. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۸۰
  52. وفاء الوفا باخبار‌دار المصطفی، ج۴، ص۱۳۷۶
  53. نک: وفاء الوفا باخبار‌دار المصطفی، ج۴، ص۱۳۸۰۱۳۸۷
  54. التوسل و الزیارة فی الشریعة الاسلامیة، ص۱۵۳۱۵۶ و ۱۱۹، التوسل، ص۵۹ ۶۶
  55. مفاتیح الجنان، بخش ادعیه
  56. همان، دعای توسل